آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۵۹۵۹
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۹
طاهره گودرزی
چکیده
گزارش زیر که ما حصل کار مطالعاتی مشترکی بین مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل و مؤسسه رند درباره پیش‌بینی سناریوی خروج ترامپ از توافق هسته‌ای در ماه می 2018 می‌باشد، رفتار هر یک از بازیگران دخیل در این سناریو پیش‌بینی و شبیه سازی شده است. نتیجه و برآیند کلی این گزارش، خروج نهایی ایران از توافق هسته‌ای اما بعد از اثبات مقصر بودن آمریکا برای جامعه بین‌الملل و سپس غنی سازی اورانیوم تا 20 درصد توسط این کشور است.

1- مقدمه تألیفی بر گزارش مؤسسه INSS  و مؤسسه RAND
همان گونه که در متن نیز مشاهده می‌شود، برنامه هسته‌ای ایران برای رژیم صهیونیستی، دغدغه فوری نیست بلکه اهداف فوری آن بنا به گفته خود اسراییلی‌ها، بیرون راندن ایران از سوریه و سپس نابودی یا دست کم محدود سازی بسیار زیاد برنامه موشکی ایران است، بنابراین کاملاً روشن است که در وهله اول، حضور ایران در سوریه و احتمال تثبیت این حضور، برای آنان تهدیدی وجودی است و تلاش می‌کنند به انحاء مختلف آن را از میان بردارند که البته پیش کشیدن مجدد موضوع هسته‌ای ایران با ایجاد تحولی تازه یعنی خروج آمریکا از آن، امکان این موضوع را نیز برای آنان فراهم می‌کند زیرا این مساله توسط اروپایی‌ها و روس‌ها در روند تحولات مطرح خواهد شد و هر یک از این قدرت‌ها تا حدودی، در جهت منافع این رژیم قدم برخواهند داشت.

نقش رژیم صهیونیستی، در حمایت از اقدامات ترامپ، سفرهای دیپلماتیک به روسیه و اروپا برای متقاعد کردن طرف‌های توافق هسته‌ای به تن دادن به شرایط آمریکا که در واقع همان مطالبات رژیم مذکور است و انجام مانورهای سیاسی و نظامی جهت تهدید ایران نمود می‌یابد. افشای آرشیو اسناد هسته‌ای ایران توسط نتانیاهو نیز اگرچه در راستای همین نقش برنامه‌ریزی شده بود اما با اصل تعریفی رژیم صهیونیستی برای در پس پرده ماندن و انجام ندادن اقدامات علنی علیه ایران در تعارض بود. به نظر می‌رسد که این موضوع نیز به برهه زمانی اوضاع جاری در سوریه و لزوم در زاویه قرار دادن ایران برای ترک این کشور از نگاه اسراییلی‌ها مربوط است.

در همین حال، چنین بلوایی باعث خواهد شد که اسراییلی‌ها از این آب گل آلود به شدت بهره‌مند شوند. همگرایی با کشورهای عربی به ویژه عربستان و برقراری شراکت اطلاعاتی با آن از جمله این دستاوردها محسوب می‌شود.

مطلب زیر، مدت‌ها پیش با شراکت مؤسسه INSS  و مؤسسه RAND نگاشته شده و حتی در کنفرانس سال 2018 مؤسسه INSS  به آن اشاره می‌شود اما تنها زمانی منتشر می‌شود که این امر یعنی خروج ترامپ از توافق هسته‌ای، اجرایی شده، ارزیابی‌های لازم به عمل آمده و سیاست‌های لازم تدوین شده‌اند.

البته درباره این گزارش ملاحظاتی وجود دارد که باید به آنها اشاره نمود:
- در این شبیه‌سازی، به نقش اتحادیه اروپا بسیار خوش‌بینانه و در جهت منافع ایران نگریسته شده است. هرچند شناخت رفتار ما از دیدگاه دشمن اهمیت زیادی دارد تا توسط آن، اقدامات بعدی را برنامه‌ریزی نمود اما مسئولان دست اندر کار، نباید چندان به اروپایی‌ها نیز خوش‌بین باشند زیرا در نهایت آنها هم با آمریکا در جاهایی اشتراک منافع پیدا می‌کنند و به دنبال حل نگرانی‌های آمریکا، رژیم صهیونیستی و خود در توافق‌هایی جداگانه و جنبی هستند. این عدم اطمینان صد در صد نیز در قبال روسیه نیز صادق است.

- در حل موضوع هسته‌ای، به هیچ وجه نباید ارائه امتیازات منطقه‌ای در دستور کار باشد و مشخصاً نباید سوریه را به روسیه، رژیم صهیونیستی و آمریکا واگذار کرد زیرا چنین کاری به مثابه هدر رفتن خون‌های ریخته شده ایرانی، تحقق اهداف طرف مقابل و یک گام جلو آمدن آن است که راه را برای طرح مسائل بعدی و واگذاری امتیازات دیگر به آنان باز می‌کند لذا باید به تحرکات منطقه‌ای و خصوصاً سوریه؛ به عنوان یک اهرم قدرت قوی و مؤثر نگاه کرده و هرگونه تلاشی را برای حفظ آن انجام داد.

- مسلم است که اسراییلی‌ها برای تضعیف نقاط قوت ایران که در این گزارش به آن اشاره شده، تلاش می‌کنند از این رو مهم است که خود نیز توجه ویژه‌ای بر اموری نظیر انسجام داخلی داشته باشیم.

-به نظر می‌رسد که ارزیابی‌ها و حساب و کتاب‌های اسراییلی، بر سیاست خویشتن داری ایران مبتنی است، حال اگر ایران این سیاست را در پیش نگیرد، این سوال مطرح می‌شود که آیا از این راه، در عین به هم خوردن معادلات طرف مقابل، منافع ملی محقق خواهد شد و دستاوردهای بیشتری نصیب نظام خواهد شد؟ البته پاسخگویی به این سوالات نیازمند کار کارشناسی‌تر و دقیق‌تر است.

عبرت‌های یک شبیه‌سازی: آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران خارج می‌شود
 
2- متن گزارش مشترک دو مؤسسه
خلاصه
در نوامبر سال 2017 موسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل با مشارکت موسسه رند، شبیه‌سازی را درباره تثبیت تحریم‌های آمریکا در برابر ایران و عقب‌نشینی آمریکا از برجام انجام داد. هدف از این موضوع، ارزیابی و ملاحظه پاسخ بالقوه ایران و دیگر طرف‌های ذی‌ربط و همچنین پیامدهای چنین موضوعی برای امنیت ملی اسراییل بود.

در این شبیه‌سازی، آمریکا هدفی استراتژیک را برای ارتقای توافق هسته‌ای، الزام‌آور بودن بیشتر آن درباره شروط دارای محدودیت زمانی، توقف پژوهش و توسعه توسط ایران به وسیله سانتریفیوژهای پیشرفته، افزایش نظارت‌ها از جمله تأسیسات نظامی و محدودسازی برنامه موشکی ایران؛ وضع خواهد نمود. به هر حال، در کنار وضع این هدف‌ها، آمریکا از دیگر بازیگران بین‌المللی (از جمله فرانسه، انگلیس و آلمان) و روسیه می‌خواهد که ایران را تحت فشار قرار دهند تا خواسته‌های آمریکا را بپذیرد.

شرکای اروپایی، نقش میانجی را بر عهده می‌گیرند اما با توجه به موضع انعطاف‌پذیر آنها، این کشورها با استدلال ایران درباره مذاکره ناپذیر بودن توافق هسته‌ای متقاعد می‌شوند. بنابراین منفعت اساسی آنها، حفظ برجام با حفظ روابط اقتصادی با ایران در عین اجتناب از آسیب رسیدن به روابط آن سویِ اقیانوسِ اطلسِ خود می‌باشد. اروپایی‌ها، نیاز پرداختن به برنامه موشکی ایران، نیاز به محدودسازی فعالیت‌های ایران در خاورمیانه و تلاش برای ایجاد ترتیباتی نوین در جهت حفظ توافق هسته‌ای در ازای چشم‌پوشی ایران از برنامه موشکی و سیاست منطقه‌ای را درک می‌کنند. آنها حتی آمادگی اعمال فشارهای اقتصادی به شکل تحریم ایران در صورت نیاز را دارند. به هر حال، این موضع اروپا، به اندازه کافی قدرتمند نیست تا رضایت آمریکا را جلب کند. در طول شبیه‌سازی، اختلافات اساسی آنها مورد تأکید قرار گرفت.

روسیه هوشمندانه خود را به عنوان تنها میانجی واقع‌گرا در طول شبیه‌سازی نشان داد. روسیه پیشنهاد می‌کند که توافق برای 10 سال دیگر تمدید شود و این محدودیت‌ها بر برنامه موشکی ایران و حضورش در سوریه اعمال گردد. در عوض، روسیه پیشنهاد می‌کند که تحریم‌های غرب علیه آن در رابطه با اوکراین برداشته شود. روابط خوب روسیه با ایران و آمریکا باعث می‌شود که پیام روسیه به آمریکایی‌ها رسانده شود. اقدامی که نشان‌دهندۀ منفعت اسراییل در اجتناب از اتمام توافق در این سطرح است. به هر حال تلاش روسیه برای میانجی‌گری با شکست مواجه می‌شود.

دو عامل منطقه‌ای دیگر، حزب الله و عربستان هستند که منافع متضاد دارند. آنها نیز در این شبیه‌سازی مشارکت داده شدند. منفعت عربستان، از بین رفتن توافق با ایران و تضعیف آن است. در همین حال، منفعت حزب‌الله، کمک به ایران و جلوگیری از نقض توافق می‌باشد. به هر حال، هیچ یک از آنها، تأثیر مهمی در شبیه‌سازی نداشت.

در طول بازی، عربستان سعودی با ابزارهای اعمال فشار محدود و کمتر مستقلانه، تلاش کرد که از اقدامات آمریکا و اسراییل از جمله گزینه نظامی حمایت کند، اما توفیقی حاصل نمی‌کند هرچند اسراییل، فرصت همکاری نظامی با عربستان را به عنوان یک دستاورد تلقی می‌کند و به دنبال استفاده از آن برای مخابره این پیام به ایران است که آماده گزینه نظامی می‌باشد. اگرچه حزب الله آماده استفاده از زور و درگیری مسلحانه بود اما در واقع، توسط ایران محدود شد زیرا ایران مایل به اجتناب از هر اقدامی است که می‌تواند به نفع آمریکا باشد.

هدف اصلی ایران حفظ اجماع بین‌المللی برای ادامه توافق است و تصمیمات سیاسی آن، هدف ترویج این سیاست را دنبال می‌کند. در پی تماس‌های فشرده با دیگر شرکای توافق، ایران به این نتیجه می‌رسد که هیچ یک از آنها خواستار افول توافق نیستند. این، مبنای سیاست خویشتنداری ایران است که قصد دارد از اقداماتی اجتناب نماید که باعث سرزنش ایران برای آسیب رساندن به توافق می‌شود. این سیاست، یقیناً تلاش‌های میانجی‌گرانه کشورهای اروپایی و روسیه را تسهیل می‌کند. طی این تلاش‌ها، چهارچوب سیاست ایران مشخص می‌شود که کانون آن را، مخالفت مصمم با بازگشایی مجدد توافق و تمایل بسیار محدود برای صحبت درباره برنامه موشکی و گسترش حضورش در سوریه تشکیل می‌دهد. این سیاست آرام ایران، کار آمریکا را برای کسب حمایت از سیاستش دشوار می‌کند و منجر به مناقشه جدی میان اروپا و آمریکا می‌شود.

در انتهای شبیه‌سازی، ایران غنی‌سازی را تا سطح قبل از توافق آغاز می‌کند اما فقط هنگامی این کار را انجام می‌دهد که مشخص شود متهم به ناکام‌سازی توافق نمی‌شود زیرا تحمیل مجدد تحریم‌های طرف آمریکایی به معنای آن است که آمریکا طرف نقض‌کننده است.

اسراییل خود را در شرایطی می‌یابد که باید از ترامپ حمایت کند هرچند که نگرانی فوری آن، برنامه موشکی ایران و حضورش در سوریه است. موضع اسراییل بر این ارزیابی متکی است که در این مرحله، نمی‌توان درباره توافق مجدداً مذاکره کرد و تمرکز بر این بٌعد، می‌تواند توجه به مسائل فوری‌تر را کم کند. اسراییل نمی‌خواهد در خط مقدم فعالیت علیه ایران باشد اما از اقدامات ترامپ و حتی تجدید آمادگی‌های نظامی حمایت می‌کند. به هر حال، در چهارچوب شبیه‌سازی، اسراییل نتوانست هدف واشنگتن مبنی بر کسب حمایت اروپا، روسیه و چین را برای جانبداری از این اقدام پیش ببرد و همچنین قادر به تأثیرگذاری در تصمیم‌های اتخاذ شده توسط آمریکا در این بافت نبود.

در زمینه مواضع بازیگران اصلی شبیه‌سازی، چند نتیجه به دست آمد:
1- دولت آمریکا طرحی مشخص را برای چگونگی دستیابی به اهداف خود در برابر ایران و برجام ندارد. اقدام یکجانبه آمریکا بر عوامل دیگر از جمله کشورهای اروپایی متکی است و امیدوار است که آنها اقداماتی را علیه ایران انجام دهند. به هر حال از آنجا که اقدام آمریکا مغایر با منافع شرکای اروپایی است و از قبل با آنها هماهنگ نشده است، کسب حمایت آنها برای این تصمیم و هدایت تحولات تضمین کننده، دشوار است.

2- بحران ایجاد شده توسط دولت آمریکا درباره توافق هسته‌ای می‌تواند برای پیشبرد مسائل فوری برای اسراییل استفاده شود (عمدتاً برنامه موشکی ایران و حضورش در سوریه). کشورهای اروپایی و روسیه، آماده کار بر این موضوعند البته اگر از نظر آمریکا، «کافی» تلقی شوند. یا فشار آمریکا برای اصلاح توافق هسته‌ای و روابط پر دردسر آن با روسیه، جلوی هرگونه مذاکره احتمالی را می‌گیرد.

3- سرانجام اسراییل خود را در وضعیتی می‌بیند که توافق نقض شده، ایران کار را بر روی برنامه هسته‌ای خود آغاز کرده و برنامه موشکی بالستیک خود را توسعه می‌دهد؛ تغییری توافقی بر روی رفتار منطقه‌ای آن رخ نمی‌دهد و بعید است که دولت کنونی آمریکا بتواند اقدامی جدی علیه ایران و رأی خروج از توافق هسته‌ای انجام دهد.

4- هرچند که طرف‌های توافق هسته‌ای به استثنای آمریکا، خواهان ادامه آن هستند، ترک آن توسط آمریکا به ویژه اگر همراه با اعمال تحریم‌های مجدد باشد، عملاً توافق را خنثی خواهد کرد. در پی این تحول، ایران کار بر روی برنامه هسته‌ای خود را آغاز خواهد کرد.

روش کار
این شبیه‌سازی با همکاری موسسه INSS و موسسه RAND با هدف ارزیابی تحولات احتمال و نتایج مرتبط با خروج آمریکا از برجام صورت گرفت. این الگو توسط یک گروه مشترک از این دو موسسه متشکل از 7 تیم به نمایندگی از طرف‌های مرتبط با این سناریو انجام شد. شبیه‌سازی مذکور شامل بیانیه‌های عمومی، اخبار رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی- ملاقات‌های محرمانه و تصمیم‌های سیاسی بود. فعالیت‌های تهاجمی، متضمن موافقت قبلی مدیریت بود. مدیریت تمام شبیه‌سازی را تحت نظر داشت و از روند نرم و موثر آن با کمترین تأثیرگذاری اطمینان حاصل می‌نمود. در واقع، تحولات، به طور گاه به گاه، در صورت نیاز توسط مدیریت به شبیه‌سازی تزریق می‌شدند. به همراه این موضوع، تیم‌های کارشناسی بر حسب تجارب، مهارت و دانش خود برای ایجاد یک سناریو که بازتاب محاسبات و جمع‌بندی‌های آنان بود، تلاش می‌کردند.

مهمترین مزیت این روش، ایجاد شرایطی برای طوفان فکری و تحلیل‌های متفاوت است. شبیه‌سازی، فضایی را برای پرورش ایده‌هایی که کمتر به آنها توجه شده فراهم می‌کند.
شبیه‌سازی حاضر مشتمل بر دو بخش است: سناریوی اولیه که قبل از آغاز شبیه‌سازی برای سرتیم‌ها فرستاده شد و سناریوی دوم که تحولی شگفت‌انگیز در نیمه دوم شبیه‌سازی بود.

سناریوی اولیه
ترامپ در 15 ژانویه 2018 سخنرانی و عنوان می‌کند که مایل نیست رفع پیاپی تحریم‌های مرتبط با هسته‌ای را ادامه دهد او توضیح می‌دهد که دولت آمریکا توافق هسته‌ای را مغایر با منافع امنیت ملی آمریکا می‌داند و آن را بی اعتبار تلقی می‌کند. تصمیم مذکور بر این اساس استوار است که ایران رفع توافق را از طریق توسعه موشک‌های بالستیک و حمایت از گروه‌های تروریستی مثل جهاد اسلامی فلسطین، حزب الله و مداخله در کشورهای منطقه از جمله لبنان، عراق، سوریه و یمن را نقض کرده حتی اگر از نظر فنی از آن تبعیت کرده باشد.

دولت آمریکا از شرکایش در 1+5 می‌خواهد از آن تبعیت کنند و تحریم‌هایی را که در طول برجام توافق شده بود رفع شوند، مجدداً برمی‌گرداند و اعلام می‌کند شرکت‌هایی که از آمریکا تبعیت نکنند، حق تجارت با آمریکا را ندارند.

سناریوی دوم
در پی تلاش‌های ناکام آمریکا، اروپا و روسیه برای محقق ساختن درخواست‌های ترامپ، دولت آمریکا تصمیم می‌گیرد که فوراً تحریم‌های ثانویه را اعمال کند. شرکت‌های اروپایی اعلام می‌کنند که فعالیت‌های خود را در ایران متوقف می‌سازند. در این شرایط ایران تصمیم می‌گیرد که فعالیت‌های هسته‌ای خود را به سرعت، از سر بگیرد و اقدام به نصب سانتریفیوژ از جمله مدل‌های جدید و پیشرفت در فوردو و نطنز می‌کند و اعلام می‌کند که می‌خواهد غنی‌سازی 20 درصد انجام دهد.

عبرت‌های یک شبیه‌سازی: آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران خارج می‌شود
ایران
نقش ایران در شبیه‌سازی، بر تلاش برای تعامل با بحران هسته‎ای به صورتی مبتنی بود که بتواند منافع خود را به پیش برده و آسیب‌های اقدامات آمریکا را به حداقل برساند. ایران از طریق رویکرد مواجهه این کار را انجام نداد بلکه رویکرد آن مبتنی بر التزام به تعهدات و استانداردهای بین‌المللی بود. این امر موفق شد که حمایت بین‌المللی برای موضع ایران و برجام را به ارمغان بیاورد اما نتوانست تمام آسیب متوجه شده به سمت آن از سوی آمریکا را از بین ببرد.

ایرانی‌ها این گونه ارزیابی کردند که موضع آمریکا، قابل مذاکره نیست و خواستار مذاکرات بین‌المللی و دیپلماسی میان دیگر طرف‌های برجام برای دوره‌ای طولانی می‌باشند، در همین حال، بسیار محتاطانه عمل می‌کنند. به طور خاص، ایران خواستار آن است که اتحادیه اروپا، روسیه و چین چگونه رفتار می‌کنند تا اطمینان حاصل نمایند که گزینه‌های آن، قبل از تشدید شرایط، تضعیف نخواهد شد. بنابراین، ایرانی‌ها آنچه را که ممکن است به عنوان یک اقدام تهاجمی در نظر گرفته شود به حداقل رسانده تا به جامعه بین‌الملل ثابت کنند که آنان مسئول بحران نیستند. ایرانی‌ها نیز زمانی به اقدامات ناقض برجام دست می‌زنند که به طور انکارناپذیری ثابت کرده باشند مسئول افول برجام نیستند. این به معنای آن است که ایران فشار آمریکا را کاهش می‌دهد اما اگر جامعه بین‌الملل در پشت موضع ترامپ متحد شوند، تنها چارۀ ایران آن است که با درخواست‌های واشنگتن موافقت کند و در عین حال، منافع خود را تا جایی که ممکن است حفظ نماید. به طور همزمان، ایران خواهان نفوذ رو به رشد و کنترل خود در منطقه است.

ایرانی‌ها، علی‌رغم اطمینان خود از قصد ترامپ برای خروج از توافق، این نکته را می‌دانند که کار زیادی را برای تغییر این تصمیم نمی‌توانند انجام دهد. بنابراین، هدف ایرانی‌ها، نشان دادن ایران به عنوان راه حل بحران در عین مخالفت با منبع مشکل است در همین حال، آمریکا به عنوان عامل اصلی بی ثباتی نشان داده می‌شود. ایران به دنبال طرح سوالاتی درباره اعتبار آمریکا از توافق آب و هوایی پاریس و توافق همکاری ترنس پاسفیک TPP گرفته تا برجام خواهد بود و نیز بر تبعیت اثبات شده خود از برجام، تأکید خواهد کرد ایران تلاش می‌کند تا مسئولیت حل بحران را بر دوش جامعه بگذارد و یادآوری می‌کند که قطعنامه سازمان ملل، برجام را تأیید کرده و این توافق، نه میان ایران و آمریکا بلکه یک توافق بین‌المللی است. در حالی که حکومت تهران تلاش می‌کند رویکرد عدم مداخله داشته باشد، سپاه پاسداران، مستقلاً بیانیه‌هایی پر حرارت منتشر می‌کند، این می‌تواند در ایجاد ابهام و افزایش فشار بر بازیگران مربوطه، تأثیر داشته باشد. در این شرایط، ارزیابی رژیم ایران، ثابت بودن حمایت داخلی است. عوامل رادیکال داخلی و خارجی، آن را تغییر ندادند و این امر، باعث آزادی عمل رژیم برای مانور در مذاکرات شد.
دولت ترامپ، با مخالفت شدید با اقدام یکجانبه خود روبروست و نتوانسته حمایت شرکای جهانی خود را به دست آورد. بنابراین، نتیجۀ فوری ایران، آن است که می‌تواند به گونه‌ای با شرایط تعامل کند که منافع خود را پیش ببرد. بنابراین، یکی از اهداف اولیه ایران، حفظ مخالفت جامعه بین‌الملل به موضع آمریکا در میان روسیه، چین و کشورهای اتحادیه اروپاست و در همین حال، شرکت‌های بین‌المللی را تحت تأثیر قرار می‌دهد تا برای لغو توافق‌های امضا شده قبلی خود عجله نکنند و به علاوه، توافق‌های تجاری دیگری را ترویج می‌کند.

گفت و گوی دوجانبه میان ایران و اتحادیه اروپا مشخص می‌کند که بازگشایی برجام، خط قرمزی برای ایران است این کشور این نکته را مشخص می‌کند که اصلاح و تبصره به برخی از بندهای توافق، محل گفت و گو نیست. به هر حال، ایران مقداری تمایل داوطلبانه برای صحبت درباره برنامه موشکی نشان خواهد داد و به امکان خروج نهایی برخی نیروهای ایرانی از سوریه اشاره می‌کند.

ارزیابی ایران این گونه است که اروپایی‌ها به صورت گسترده، از وضع تهران حمایت می‌کنند زیرا این کشورها، فشار زیادی بر موضع مذاکراتی ایران وارد نکرده‌اند و نیز برای همکاری با آمریکا عجله‌ای نداشته‌اند. بروکسل هم نارضایتی خود را از تصمیم ترامپ مخفی نکرده است.

به طور همزمان، ایران مذاکراتی مداوم و محرمانه با روسیه و چین دارد و سپس ایران تمایل خود را درباره بررسی یک پیشنهاد روسیه در ازای تعهد ایران برای انجام ندادن غنی‌سازی در سطوح پیش از برجام ابراز می‌کند. ایران حمایت بدون تردید روسیه را در مذاکرات بین‌المللی، دریافت خواهد کرد.

ایران، نگران اعمال مجدد تحریم‌ها توسط آمریکاست و طرحی اقتصادی را برای تعامل با بازگشت احتمالی تحریم‌ها آماده کرده است. گزینه‌های بدیل اقتصادی ایران، موارد زیر هستند:
- اصلاحات در بودجه
- انتقال پول در نظر گرفته شده برای سرمایه‌گذاری در فعالیت اقتصادی کنونی
- پیشبرد اصلاحات بانکی برای افزایش شفافیت
- طرح ارتباطات اسلامی
- ایجاد شراکت‌های جدید با روسیه، چین و منطقه
ایران پیام‌های تهدیدآمیز غیرمستقیمی پیرامون گام بعدی احتمالی خود برای همه طرف‌ها خواهد فرستاد از جمله: «درز اخباری به رسانه‌ها مبنی بر مانور نظامی آینده در خلیج [فارس]، افزایش رسمی آمادگی نظامی همچنین پرتاب موفقیت‌آمیز موشک‌های بالستیک با برد هزار و 300 کیلومتر. مهم‌تر از همه، ایران در مرحله دوم بازی احتمال آغاز به کار مجدد یک برنامه سانتریفیوژی در فوردو را اعلام می‌کند و سطح غنی‌سازی را تا 20 درصد بالا می‌برد همچنین سانتریفیوژهای دیگر را در نطنز به کار می‌گیرد. تمام این اقدامات طبق NPT و نظارت دقیق آژانس انجام می‌شود. ایران همچنین باعث درز این خبر مبنی بر احتمال ایجاد آشوب در بحرین و عربستان توسط وکلای شیعه می‌شود. اما هر چه که باشد، از رفتار ایران قبل از برجام سخت‌تر نیست.

طی بحران، ایران با حزب الله تماس گرفته و روشن می‌کند که ایجاد تنش علیه اسراییل هنوز زود است و به نفع ایران یا حزب الله نیست و در این صورت  اهداف استراتژیک ایران از بین می‌رود. به هر حال، ایران نیاز دارد که فشار بر جامعه بین‌المللی را افزایش دهد، بنابراین ایران توانایی خود را برای الحاق ضرر و تخریب در مرزهای شمالی اسراییل از طریق حزب الله مورد تأکید قرار می‌دهد که به عنوان اقدامی بازدارنده به شمار می‌رود.

به عنوان یکی از نتایج مذاکرات مداوم با اتحادیه اروپا، روسیه و ایران، شروع به مذاکره درباره یک معاهده دفاعی به منظور حمایت ایران در صورت حمله خارجی می‌کند. اگر چنین توافقی حاصل شود، یک قدرت اصلی جهان، در کنار ایران خواهد بود و آمریکا بیش از پیش منزوی‌تر خواهد شد.
به هر حال، در پایان شبیه‌سازی هنگام حمله به تأسیسات نطنز و قم توسط یک نیروی خارجی نامشخص، ایران پایان راه حل دیپلماتیک را اعلام می‌کند و پاسخ خود را با فعال کردن حزب الله و انجام اقدامات یکجانبه، تشدید می‌سازد.

علی‌رغم چالش‌هایی که این سناریو برای ایران ایجاد می‌کند، چند هدف مهم را برایش محقق می‌سازد:
- ایران مستقیم توسط بازیگران عمده بین‌الملل جز آمریکا برای فروپاشی برجام، سرزنش نخواهد شد.
- اتحادیه اروپا تمایل به مذاکره با ایران خواهد داشت و حتی اشاره می‌کند که ایران، وجه المصالحه‌ای را به آنان داده که می‌توانند گفت و گوهای سازنده‌ای با آمریکا داشته باشند (مسأله برد موشک و موضوع حضور ایران در سوریه)

- شرکت‌های خصوصی اروپایی، برای قطع رابطه با ایران عجله نمی‌کنند اما آنها فوق‌العاده درباره نقض تحریم‌های جدید آمریکا محتاط خواهند بود.
- روسیه حامی ایران خواهد بود و پیشنهادهایی عرضه خواهد کرد که منافع ایران را زیاد تخریب نمی‌کنند.
- اتحاد داخلی در ایران برجا می‌ماند و به رژیم فضای مورد نیاز برای ترویج سیاست خود بر اساس منافعش را می‌دهد.
- هنگامی نقض برجام از سوی ایران صورت می‌گیرد که ایران به نقطه‌ای رسیده که آمریکا را مسئول وخامت اوضاع و فروپاشی برجام اثبات و معرفی می‌کند.
به هر حال نکات مهمی وجود دارد که پس از شبیه‌سازی مشخص شد ایران باید آنها را مدنظر قرار دهد و در واقع هزینه‌های ایران محسوب می‌شوند:
- برجام از بین رفت و مشخص شد که آمریکا توانایی آسیب رساندن به ایران در درازمدت را دارد. چشم‌انداز این آسیب برای ایران با برگشت تحریم‌ها به این وابسته است که دولت آمریکا، آنها را بر نهادهای بین‌المللی اعمال کند. هرچه تحریم‌ها سخت‌تر باشد، فشار بر اقتصاد ایران بیشتر است و می‌تواند به طور بالقوه بی ثباتی داخلی را افزایش دهد.
- وضعیت ایران و جایگاه بین‌المللی آن در چشم جامعه بین‌الملل تخریب شده است چرا که ممکن است آن را در از بین رفتن برجام سهیم بدانند.
- احتمال دارد شرکت‌های بین‌المللی که هم با ایران و هم با آمریکا در تجارت هستند، تأثیر مهمی در رفتار ایران داشته باشند: شدت واکنش ایران، با رفتار این شرکت‌ها درباره تحریم‌ها، مرتبط خواهد بود.
- روسیه توانایی آن را دارد که میانجی ایران و آمریکا باشد. برای اینکه چنین استراتژی بتواند موفق به عقد یک قرارداد شود، به هر حال ایرانی‌ها باید بهایی بپردازند (هر چند که این بها، به طور کامل در بازی شبیه‌سازی عینیت نیافت.) ارزیابی‌های پس از بازی، این سوال را مطرح کرد که آیا روس‌ها در واقع مایل به کمک برای یافتن یک راه حل توافقی هستند که آمریکایی‌ها را راضی کند؟ و منافع بیشتری به آمریکا در خاورمیانه ببخشد؟

عبرت‌های یک شبیه‌سازی: آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران خارج می‌شود
اسراییل
اهداف اصلی اسراییل، ممانعت از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای و نشان دادن حمایت از اهداف دولت ترامپ است. گفته می‌شود که اسراییل، این نکته را به رسمیت شناخته که منافع فوری آن، مسأله هسته‌ای نیست. مسأله‌ای که دریافت برجام در حال رسیدگی است. اسراییل به این نتیجه رسیده که می‌تواند از تهدید آمریکا برای خروج از برجام و برقراری درباره تحریم‌ها به عنوان یک فرصت به منظور پیشبرد منافع فوری خود استفاده نماید.

برنامه موشک بالستیک ایران، به عنوان یک تهدید جدی قلمداد می‌شود. این برنامه، بخشی از سیستم توزیع برنامه هسته‌ای ایران است. به این ترتیب، این برنامه باید در چارچوب اصلی برجام مورد رسیدگی قرار گیرد.

تأثیر ایران در منطقه به ویژه در سوریه یک تهدید فوری برای امنیت ملی اسراییل است و نگرانی آمریکا و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج [فارس] هم به شمار می‌رود بنابراین تضعیف قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی ایران در سوریه، عراق، لبنان و غزه، فوق‌العاده اهمیت دارد. اسراییل به دنبال ایجاد یک زمینۀ مشترک با سایر تیم‌هایی است که در این باره کار می‌کنند و در میان آمریکا و سایر بازیگران در رفت و آمد هستند.

- بازگشت تحریم‌ها و عقب‌نشینی موثر ترامپ از برجام، اسراییل را با این نگرانی‌ها تنها می‌گذارد:
دیدگاه متخاصم آمریکا نسبت به برجام می‌تواند شکاف بزرگی را بین آمریکا و سایر کشورهای 5+1 ایجاد نماید و این به صورت زیادی، فایدۀ ایجاد یک رژیم شناخته شدۀ بین‌المللی تحریم‌های بین‌المللی با رهبری آمریکا را کاهش خواهد داد.
- آمریکا در بازی شبیه‌سازی، به صورت مهاجم و مطالبه‌گر در نظر گرفته شد. اسراییل نسبت به این موضوع بسیار محتاط است در حالی که علناً از ترامپ حمایت می‌کند و چنانچه این موضوع، زیاده از حد تصور شود، نگران واکنش سخت کشورهای اروپایی است.
- احتمال انتقام ایران یا وکلای ایران در سوریه و لبنان علیه اسراییل به خاطر نقش آن در افول توافق هسته‌ای.
بنابراین اسراییل، دو آیتم فعالیت را برگزید:
1- تا جایی که ممکن است در پشت صحنه بماند و با لابی‌گری یا دیگر شرکای توافق همچنین کنگره، بر استراتژی خود متمرکز باشد.

2- افزایش آمادگی نظامی در صورت تشدید اوضاع.
این سیاست بر این باور مبتنی است که انجام دیپلماسی پشت پرده به همراه نمایش توان نظامی در مرزهای ایران (با هماهنگی کشورهای شورای همکاری خلیج [فارس]) به صورت پروازهای جت‌های جنگنده اسراییلی، یک گزینه نظامی معتبر و ماندگار را ایجاد می‌کند که به طور ایده‌آل، فشار قبل از برجام بر ایران را دوباره ایجاد می‌کند.

طی نیمه اول شبیه‌سازی، اسراییل یک عامل موثر مهم حتی دروازه‌بان سیاست خارجی آمریکا در برابر ایران قلمداد شد. این امر طی دیدارهای انجام شده میان اسراییل و روسیه و نیز اسراییل و عربستان سعودی قابل مشاهده بود.

نقش روسیه نسبت به اسراییل: این کشور در طول بازی، معتقد بود که می‎تواند شدت بحران جاری را با درخواست رفع تحریم‌های مرتبط با اوکراین، در ازای ایفای نقش سازنده مثل دلالی یک قرارداد یا ضامن؛ کاهش دهد. روسیه تلاش می‌کند که پیامی را از طریق اسراییل منتقل سازد چرا که اعتقاد دارد اسراییل، از نفوذ کوچکی در آمریکا برخوردار است. روسیه، مایل است از نفوذ نسبتاً قدرتمند خود بر ایران استفاده کند و به برخی از نگرانی‌های اسراییل بپردازد و نیز تمایل دارد که توافق‌های تکمیلی برجام را ایجاد نماید.

نقش عربستان سعودی نسبت به اسراییل: این کشور نیز اسراییل را به عنوان یک کانال ارسال پیام به آمریکا می‌بیند. سعودی‌ها تمایل دارند با آمریکا، یک سیاست هماهنگ را پیش ببرد و به دنبال اقدامات اعتمادساز از سمت آمریکا برای اطمینان بخشی به ریاض است. ریاض همچنین خواستار دیدن نمایش قدرت علیه ایران توسط اسراییل است و پیشنهاد استفاده از فضای هوایی عربستان و حتی یک پایگاه برای این هدف می‌کند. در عوض، سعودی‌ها خواهان آغاز روابط مشترک اطلاعاتی با اسراییل هستند. این یک تحول عمده برای اسراییلی‌هاست زیرا اجازۀ روابطی هرچند محرمانه با یک کشور پیشگام عرب را می‌دهد که به نوبۀ خود، امکان پرداختن به سایر مسائل استراتژیک در برابر اسراییل را میسر می‌سازد.

طی نیمه دوم بازی شبیه‌سازی، مشخص شد که در صورت خروج آمریکا از برجام، اسراییل کمتر به بحث تصمیم‌گیری مرتبط خواهد بود. موضع اروپایی‌ها در قبال برجام و ایران، نمایانگر یک واگرایی منافع میان اسراییل و اروپاست که باعث نگرانی اسراییل می‌شود. روند مثبتی که در نیمه دوم بازی همچنان ادامه پیدا کرد، این بود که جهان عرب سنی به ویژه عربستان، خواستار هم‌پیمانی با اسراییل بودند. یک گزینه نظامی در یک بحران بالقوه، بسیار ماندگارتر و موفق‌تر است اگر اسراییل و عربستان سعودی، بتوانند با هم همکاری نمایند با ادامه بازی، این نکته روشن شد که تلاش اسراییلی‌ها برای میانجی‌گری میان آمریکا و روسیه شکست خورده چرا که اصولاً میانجی بودن بین این دو، پیچیدگی‌هایی را برای اسراییل به همراه دارد.

در حالی که اسراییل تلاش می‌کند تهاجمی دیپلماتیک را به همراه یک قطعنامه شورای امنیت رقم بزند، معتقد است که باید این اقدامات را با آمریکا هماهنگ کرد. این امر شامل هماهنگی‌های محرمانه در وقت صحیح و حساس و نیز درخواست حمایت لوجستیک به شکل فراهم کردن تسلیحات پیشرفت‌تر برای اسراییل با تخفیف است. اسراییل همچنین اعتقاد دارد که باید بقیه جامعه بین‌الملل به ویژه اروپا را متقاعد کند که به هر تلاشی برای تصویب یک قطعنامه الزام‌آور شورای امنیت بپیوندند. قطعنامه‌ای که به روسیه اجازه می‌دهد نقش یک ضامن رسمی در توافق آتی میان قدرت‌های جهان و ایران را ایفا نماید اما این موضوع تنها زمانی اتفاق خواهد افتاد که اسراییل یک گزینه نظامی معقول را ارائه کند.

اگر سناریویی مشابه این شبیه‌سازی اتفاق بیفتد، برای نقش آفرینی بیشتر ترامپ در امور منطقه، حیاتی خواهد بود. به هر حال، تیم اسراییلی به این نتیجه رسید که احتمال کنشگری بیشتر آمریکا در خاورمیانه اندک است.

عبرت‌های یک شبیه‌سازی: آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران خارج می‌شود
اتحادیه اروپا
اتحادیه اروپا خواستار حفظ برجام و روابط اقتصادی خود با ایران است و در عین حال تلاش می‌کند از تحریم‌های ثانویه آمریکا علیه شرکت‌های اروپایی ممانعت به عمل آورد یا آنها را به تأخیر بیندازد.

با توجه به این امر، تهدید تحریم‌های ثانویه آمریکا و تأثیر آن بر منافع تجاری اروپا بسیار مهم تلقی می‌شود. اتحادیه اروپا خود را حافظ این توافق و مذاکره کننده ارشد برای چانه زنی به منظور حفظ آن می‌داند هرچند که مایل به بازگشایی مجدد آن نیست. اروپا، در ظرفیت یک میانجی، خواهان بحث و فراهم کردن پیشنهادهایی برای فرونشاندن این بحران است.

اتحادیه اروپا معتقد است که ایران را برای رسیدن به راه حلی درباره برنامه موشک بالستیک آن با پذیرش برخی محدودیت‌ها نیاز دارد. این اتحادیه به دنبال خرید حداکثر زمان ممکن در راستای به تأخیر انداختن اعمال مجدد تحریم‌های آمریکا و نیز عقب‌نشینی ایران از توافقنامه است. آنان جلوگیری از هرگونه درگیری نظامی میان اسراییل یا آمریکا و ایران را اولویت می‌دانند.

طی شبیه‌سازی، سیاست اتحادیه اروپا به طور مداوم بیشتر همراستا با سیاست تهران بود تأسیسات واشنگتن این اتحادیه، گویا این دیدگاه را داشت که اقدام دولت ترامپ نه تنها باعث ایجاد یک بحران غیر ضروری شده بلکه همچنین این توافق را نقض کرده است. امری که آمریکا را در موضعی منفی قرار می‌دهد. اروپایی‌ها بر این باورند که برجام، یک عامل برقرار کنندۀ ثبات در منطقه است امری که باعث اختلاف آنها با آمریکا، اسراییل و عربستان است زیرا آنان برجام را در شکل کنونی‌اش مخرب می‌دانند. این موضوع، طی شبیه‌سازی در مخالفت‌های اروپا با درخواست‌های عربستان برای همکاری درباره طرح‌های سیاسی و فعالیت‌های مربوط نمود یافت. همچنین در اولتیماتوم 60 روزۀ آمریکا قبل از اعمال مجدد تحریم‌ها نمود پیدا کرد. اتحادیه اروپا طی شبیه‌سازی، انعطاف ارائه پیشنهادهای سیاسی و مذاکراتی که برجام را حفظ کند داشت و تمایل وضع محدودیت‌ها برای برنامه موشک بالستیک ایران را از خود نشان داد اما نه درباره مسائلی که عمیقاً با برجام تعارض پیدا می‌کنند، مسائلی مثل مقررات زوال‌پذیر یا افزایش نظارت‌ها. با انتخاب این مسیر، اتحادیه اروپا به آمریکا نشان داد که درباره یافتن یک راه حل جدی است اما در همین حال نمی‌خواهد درباره تعهدات خود برای حفظ برجام مذاکره کند. اتحادیه اروپا همچنین تمایل به کار در کنار روس‌ها نداشت زیرا اختلافاتی جدی بر سر بحران اوکراین میان آنها وجود دارد. این موضوع، اتحادیه اروپا را در یک موضع چانه‌زنی منحصر به فرد قرار داد که روابط خوبی با دو طرف دارد.

در بخش دوم شبیه‌سازی، طی تحریم‌هایی که دوباره اعمال شدند، ارتباط اروپایی‌ها با موضوع، بسیار کاهش یافت و کاملاً مجبور شدند سیاست خود را برای ممانعت از جنگ، مجدداً ساماندهی کنند. باید گفته شود که اتحادیه اروپا، توانایی خود را برای فعالیت به عنوان یک میانجی از دست داد بلکه نتوانست به طرح فوق‌العاده خود برای تلاش به منظور حفظ روابط اقتصادی با تهران دست یابد.

اتحادیه اروپا با قطعنامه پیشنهادی اسراییل و آمریکا در شورای امنیت مخالفت کرده و قطعنامه خود را پیشنهاد می‌کنند که متضمن پذیرش غنی‌سازی 20 درصدی از سوی ایران است.

عبرت‌های یک شبیه‌سازی: آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران خارج می‌شود
آمریکا
تیم آمریکا، این هدف استراتژیک را برای خود ترسیم نموده: دستیابی به یک نسخۀ قوی‌تر برجام یا یک واقعیت معادل، به طوری که:
-    محدودیت‌های هسته‌ای ایران در معرض مقررات زوال پذیر طولانی‌تر می‌باشند.
-    تحقیق و توسعه پیشرفته با سانتریفیوژها، غیرمجاز شود.
-    پروتوکل‌های قوی‌تر نظارتی برای اطمینان از سیاست‌های نظامی ایران عملی شود.
-    محدودیت‌ها برای در بر گرفتن برنامه موشکی بالستیک ایران گسترش یابد.
-    آمریکا به دنبال کاهش اقدامات تحریک‌آمیز منطقه‌ای ایران است.

بحث‌های اساسی انجام شده توسط آمریکا با تیم‌های دیگر بر امور زیر متمرکز بود:
-    درخواست از اتحادیه اروپا برای متقاعد کردن ایران به منظور پذیرش شرایطی سخت‌گیرانه‌تر که آمریکا به دنبال آن است.

-    درخواست از شورای همکاری خلیج (فارس) برای ارتقاء سطح اعمال تحریم علیه ایران

-    عنوان کردن این مطلب به اسراییلی‌ها که آمریکا در برابر تهدیدهای فعالیت نظامی اسراییل به عنوان یک بازدارندگی علیه ایران، انعطاف‌پذیر است اما اصرار می‌کند که حتماً هماهنگی با آمریکا قبل از هر حمله نظامی واقعی صورت گیرد.

-    به دنبال همکاری با روس‌ها برای مهار ایران از طریق ارائه پیشنهاد حمایت از نقش‌آفرینی آنان در سوریه است و در همین حال به اسراییلی‌ها قول می‌دهد که آزادی عمل اسراییل در سوریه علیه ایران را حفظ کند.

-    با ایرانی‌ها مستقیماً ارتباط برقرار نمی‌کند بلکه ایفای این نقش را به روس‌ها و اروپایی‌ها واگذار می‌کند. در طول شبیه‌سازی اهداف واقعی که ترامپ می‌توانست به آنها دست پیدا کند، از اهداف اصلی او بسیار فاصله داشت. این اهداف واقع‌گرایانه عبارت بود از: 1- گسترش احتمالی مقررات قابل زوال برجام برای 10 سال البته اگر روسیه بتواند ایران را برای این امر متقاعد کند. 2- اعتماد به شروط موشک بالستیک که با اعمال قطعنامه 1929 شورای امنیت سازمان ملل، جریان یافته 3- بازرسی‌های گسترش یافته‌تر یا توقف توسعه و تحقیق پیشرفته و 4- تکیه بر اقدامات اسراییل، آمریکا و شورای همکاری برای مهار تحریکات منطقه‌ای ایران که البته همیشه هماهنگ شده نیست و با ریسک درگیری همراه است.

چند ملاحظه و نتیجۀ دیگر درباره نقش آفرینی آمریکا و طرف‌های دیگر در شبیه‌سازی عبارتند از:
-    آمریکا اگرچه توانست توپ را در بازی مهار کند اما بعد از آن توانایی اندکی برای دیکته کردن وقایع دارد: اگر چه آمریکا تصمیم اتمام برجام را گرفت ولی سریعاً مشخص شد که بدون اجماع بین‌المللی (همانند شکاف‌هایی که در داخل آمریکا هم وجود دارد) نمی‌تواند مسیر وقایع بعدی را تعیین کند. آمریکا به سرعت، به دیگر بازیگران وابسته می‌شود- اتحادیه اروپا و روسیه - که اهداف آنها چندان با آمریکا مطابقت ندارد و حتی برای ناکام کردن آن فعالیت می‌کنند.

-    اتحادیه اروپا نقش یک شریک ناکام کننده را برای آمریکا دارد. در حالی که آمریکا اساساً به دنبال آن است که اروپا نقش اساسی مذاکره کننده با ایران را ایفا کند و برای سخت‌تر کردن برجام تلاش کند، سخت‌گیری‌هایی مثل گسترش 5 سالۀ آن، انعطاف کامل برای اماکن نظامی، تعلیق تحقیق و توسعه، تعلیق ساخت و انتشار موشک‌های بالستیک با برد بلند و هدایت دقیق و همچنین نظارت‌ها برای اعمال آن- اما اتحادیه اروپا مصمم است که به هر قیمتی برجام را حفظ کند حتی اگر آمریکا تصمیم به عقب‌نشینی بگیرد. اروپا مخالف قاطع هرگونه بازگشایی برجام است تا جایی که به ایران اجازه می‌دهد شرایط اضافی را نافی برجام تلقی کند- حتی اگر ایران با آنها موافقت نماید- اتحادیه اروپا (طی 30 روز مهلت، که بعد به 60 روز تمدید شد) به خوبی به تهدیدهای آمریکا برای آغاز اجرایی کردن تحریم‌های ثانویه علیه شرکت‌های اروپایی پاسخ نداد، بلکه پای خود را عقب کشید و به دنبال گسترش رایزنی با ایران و آمریکا بود و از طریق یک نشست کمیته مشترک خواستار حفظ توافق‌تا حداکثر زمان ممکن بود. آمریکا در از بین بردن اتحاد مقامات اروپایی موفق نیست و اروپایی‌ها تمایلی برای بحث درباره موشک‌های بالستیک طی توافق نامه‌های جانبی از خود نشان دادند.

روسیه یک بازیگر محوری در طول شبیه‌سازی نشان داده شد. امتناع اتحادیه اروپا برای نقش آفرینی به عنوان یک مذاکره کننده، در را برای سوریه باز کرد تا یک میانجی‌گر حیاتی باشد. تیم روس، به طور هوشمندانه‌ای خود را بازیگر کلیدی در شبیه‌سازی نشان داد. تیم آمریکا- که از رویکرد اروپا ناکام شده، اغوا شد که بر توان روسیه برای سخت‌تر کردن توافق استفاده کند اما این سؤال همچنان باقی ماند که آیا روس‌ها می‌توانند واقعاً ایرانی‌ها را به این نقطه برسانند؟ تیم آمریکا با یک چالش بزرگتر مواجه شد: اینکه آیا چنین نتیجه‌ای را به عنوان نتیجۀ توافق دوجانبه ایران و روسیه بپذیرند یا می‌توانند آن را به یک قطعنامه شورای امنیت ارتقاء دهند. این موضوع نیازمند حمایت اروپاست که در این نقطه، نمی‌توان به آن رسید.

-    نقش ایفا شده توسط تیم عربستان (شورای همکاری خلیج [فارس]) اغلب، کمکی نمی‌کرد و برای دستیابی به اهداف آمریکا، به نوعی بازدارنده به شمار می‌رفت، تا جایی که تیم آمریکا نمی‌توانست تیم سعودی را در جریان پیشرفت شبیه‌سازی نادیده بگیرد. تیم سعودی دائماً درخواست‌های غیر واقع‌گرایانه از آمریکا می‌کرد درخواست‌هایی مثل اقدام نظامی قاطع علیه حوثی‌ها در یمن و انتقال پایگاه العودید از قطر به امارات. آنان به دنبال تشدید تنش‌ها با ایران از طریق شماری اقدامات تهاجمی بودند. سعودی‌ها تلاش کردند در جانب اقتصادی بیشتر کمک‌کننده باشند و پیشنهاد کردند که به شرکت‌های اروپایی متضرر شده غرامت بدهند و بازارهای خلیج را در برابر کسانی که با ایران کار می‌کنند ببندند، اما پیشنهادهای آنها تأثیر کمی بر اروپایی‌ها داشت.

-    اسراییل در عین حمایت از رویکرد آمریکا، نتوانست برای تحقق اهداف آمریکا، کمک سازنده‌ای انجام دهد. اسراییل پیشنهاد کرد اروپایی‌ها، روس‌ها و چینی‌ها را برای اعمال مجدد تحریم‌ها علیه ایران متقاعد سازد اما مداخله‌های دیپلمایتک آن و مانورهای نظامی‌اش برای انتقال پیام مبنی بر مدنظر بودن گزینه نظامی، تأثیر اندکی داشت. انتقال یک پیام مخفی از سوی روسیه به آمریکا توسط اسراییل درباره اینکه روسیه می‌تواند به توافقی دوجانبه با ایران پیرامون طولانی‌تر کردن شرط مقررات زوال‌پذیر و افزایش بازرسی‌ها در ازای رفع تحریم‌های مرتبط با اوکراین؛ موفقیت‌آمیز و کمک‌کننده نبود.

-    ایران با هوشمندی در شبیه‌سازی فعالیت کرد و کار جلب حمایت دیگران از موضع آمریکا را دشوار نمود. در واقع، ایران در داخل خود با بحث میان محافظه‌کارها و عمل‌گراها مواجه خواهد شد و مشخص نیست که ایران در این شرایط محدود کننده، چه پاسخی خواهد داد. آمریکا هرگز به طور جدی، بحث و بررسی محرمانه یا علنی با ایران انجام نخواهد داد که البته این موضوع هم، آمریکا را برای مذاکره به دیگران محتاج خواهد کرد که اهداف آن را صد درصد قبول ندارند و آمریکا نیز نمی‌تواند صد درصد به آنها اعتماد کند.

-    شخصیت ترامپ عامل مهمی در سیر حوادث خواهد بود.
نتیجۀ کلی شبیه‌سازی درباره آمریکا آن است که آمریکا در جلب حمایت برای اتمام برجام مشکل خواهد داشت و در تعیین یا کنترل سیر حوادث بعدی نیز دچار مشکل می‌شود. آمریکا خود را در شرایطی خواهد دید که با گزینه‌های ناخوشایندی مواجه است از رضایت دادن به اهداف دست یافتنی اما دور از ایده‌آل‌های آن پیرامون برنامه هسته‌ای گرفته، تا یک درگیری شدید با ایران آن هم هنگام در اولویت بودن مسائل دیگر مثل کره شمالی.

* کارشناس ارشد حوزه مطالعاتی رژیم صهیونیستی در موسسه ندا
نویسندگان:
 سیما شاین از موسسه INSS
 آری هیستین و عِزرا فریدمن از موسسه رَند

پی‌نوشت:
- The United States Withdraws from the Nuclear Deal with Iran: Lessons from a Simulation,Sima Shine, INSS, Tel-Aviv, May 2018:
www.inss.org.il/publication/united-states-withdraws-nuclear-deal-iran-lessons-simulation/
نام:
ایمیل:
* نظر: