آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۵۹۵۶
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۳۰
طاهره گودرزی
چکیده
مبنای این گزارش، مقاله‌ای تحلیلی از یورام اشویتزر، یکی از کارشناسان و مدیر برنامه تروریسم و جنگ محدود در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل است که احتمال حملات بین‌المللی اصطلاحا تروریستی از سوی ایران و حزب الله را در مقطع کنونی مطرح کرده است. با توجه به این موضوع، پیشنهاد می‌شود که احتمال انجام حملات تروریستی توسط خود اسراییلی‌ها علیه اهداف بین‌المللی وابسته به خود و مقصر جلوه دادن ایران و حزب الله جدی گرفته شود و تمهیدات لازم از جمله اطلاع رسانی و اطمینان بخشی به روسیه، کشورهای اروپایی، آفریقایی، آمریکای لاتین و غیره مد نظر قرار گیرد تا موساد نتواند از این شرایط علیه ایران، بهره برداری کند.

مقدمه
به نظر می‌رسد که شرایط کنونی بین‌المللی، با خروج آمریکا از برجام، در راستای منافع جمهوری اسلامی ایران پیش نمی‌رود و طرف صهیونیستی، تمام تلاش خود را برای در زاویه قرار دادن ایران انجام می‌دهد. در راستای پیش بینی اقدامات تخاصمی رژیم صهیونیستی علیه ایران، این مقاله را که در گزارش حاضر ارائه می‌شود، می‌توان مهم دانست زیرا اگرچه این نوشته ظاهراً برای هشدار دادن به افسران اسراییلی درباره لزوم تقابل با ایران در صحنه بین‌الملل نگاشته شده اما در لابه‌لای آن می‌توان از نقاط ضعف ایران از نگاه صهیونیست‌ها آگاه شد و آن را هشداری برای مسئولان ایرانی در جهت مقابله با اقدامی مشابه از طرف صهیونیست‌ها با مقصر جلوه دادن ایران و حزب الله تلقی نمود، اقدامی که در این شرایط، به منافع جمهوری اسلامی، ضربه زیادی خواهد زد.

متن مقاله inss:
چالش ایران: پاسخ به اقدامات اسراییل در سوریه، همراه با حملات تروریستی در خارج؟
22 می 2018 – سه‌شنبه اول خرداد 1397
نویسنده: یورام اشویتزر
چکیده مقاله inss:
با توجه به تعهد علنی سخنگویان ایران درباره اینکه اسراییل هم مانند ایران، به زودی، به عزای سربازان خود خواهد نشست، باید دید که آیا ایران علیه پاتک‌های گسترده اسراییل علیه اهداف ایرانی در سوریه، واکنش نشان خواهد داد و اگر پاسخ مثبت باشد چگونه این کار انجام خواهد شد؟ با چه شدتی، با چه روشی و در کدام موقعیتی به این اقدام مبادرت می‌کند؟ به هر حال، صرف نظر از اظهارات رهبران ایرانی که گفته‌اند اقدامات مستمر اسراییل علیه نیروها و نایبان آن، منجر به تخریب حیفا و تل آویو می‌شود، به نظر می‌رسد که ایران، اصلاً علاقه‌ای به جنگ ندارد به ویژه در اراضی سوریه یا لبنان. زیرا از تبعات آن بر بقای اسد و نیز جایگاه حزب الله بیم دارد. (اسراییل هم مایل به جنگ تمام عیار نیست.) بنابراین، هجوم‌های لفظی میان اسراییل و ایران این الزام را ایجاد می‌کند که در عین دردناک بودن واکنش‌ها، سنجیده هم باشند تا از وقوع درگیری پرهیز شود. درباره ایران، صحنه احتمالی پاسخ به تحریک‌های غیرقابل تحمل اسراییل، صحنه بین‌الملل است. اسراییل با درس گرفتن از تجارب گذشته می‌داند که ایران چگونه از توانمندی و وکلای خود برای انجام رشته‌ای از حملات علیه اهداف اسراییلی و یهودی فرا مرزی استفاده می‌کند و در حال آماده شدن برای احتمالی است که در آن، ممکن است ایران از این روش دوباره استفاده کند. نامزدهای اصلی برای اجرای چنین حملاتی، سپاه پاسداران به تنهایی یا با مشارکت نیروهای قراردادی حزب الله است که در عملیات فرامرزی مهارت دارند و این امر شاید با کمک عوامل محلی در هر کشور همراه باشد.

پرتاب حدود 20 موشک از سوریه به اراضی اسراییل در شب 9 و10 مه 2018 توسط ایران، بحث‌های اسراییلی را درباره آنکه آیا، چگونه و از کجا ایران به دنبال انتقام جویی از مرگ نیروهای عملیاتی سپاه خواهد بود را خاتمه داد. پس از آنکه اسراییل طی اولین حمله ایران، آسیبی ندید، اسراییل به موشک‌ها با یک حمله گسترده علیه زیرساخت‌های نظامی ایران در سوریه پاسخ گفت که باعث تخریب فراوانی شد. با توجه به تعهد عمومی سخنگویان ارشد ایران درباره اینکه اسراییل هم مانند ایران، به زودی، به عزای سربازان خود خواهد نشست، باید دید که آیا ایران علیه پاتک‌های گسترده اسراییل علیه اهداف ایرانی در سوریه، واکنش نشان خواهد و اگر پاسخ مثبت باشد چگونه این کار را انجام خواهد داد؟ با چه شدتی، با چه روشی و در کدام موقعیتی به این اقدام مبادرت می‌کند؟

الفاظ ایرانی‌ها درباره پاسخ حاکی از آن است که پاسخ، تنها محدود به اهداف نظامی در اسراییل خواهد بود به هر حال، عواملی مثل: دامنه و سطح تخریب اسراییل علیه اهداف ایرانی در سوریه، تأثیر تصمیم ترامپ برای عقب‌نشینی از برجام بر ایران، مشکلات ایران به دلیل نمایش علنی آرشیو هسته‌ای آن، تهدیدهای علنی چهره‌های اسراییلی برای متوقف نمودن قصد ایران در جهت مستحکم نمودن تأسیسات نظامی خود در سوریه، همه و همه باعث افزایش احساس تحقیر ایران و وسعت دامنه پاسخ‌های احتمالی خواهد شد.

ایران جدا از سپاه پاسداران، می‌تواند شمار زیادی از وکلا و سازمان‌های لبنانی، عراقی، سوری، فلسطینی، افغان و پاکستانی را وارد جریان کند. برخی از آنها ممکن است برای انجام عملیات علیه اسراییل هم مشتاق باشند. صرف نظر از اظهارات رهبران ایرانی که گفته‌اند اقدامات مستمر اسراییل علیه نیروها و نایبان آن، منجر به تخریب حیفا و تل آویو می‌شود، به نظر می‌رسد که ایران، اصلاً علاقه‌ای به جنگ ندارد به ویژه در اراضی سوریه یا لبنان زیرا از تبعات آن بر بقای اسد و نیز جایگاه حزب الله بیم دارد. (اسراییل هم مایل به جنگ تمام عیار نیست.) بنابراین، هجوم‌های لفظی میان اسراییل و ایران این الزام را ایجاد می‌کند که در عین دردناک بودن واکنش‌ها، سنجیده هم باشند تا از وقوع درگیری پرهیز شود.

برای ایران، یک صحنه احتمالی پاسخ به اقدامات تحریک‌آمیز غیر قابل تحمل اسراییل، صحنه بین‌الملل است هرچند که خالی از خطر و محدودیت نیست. اسراییل با درس گرفتن از تجارب گذشته می‌داند که ایران چگونه از توانمندی و وکلای خود برای انجام رشته‌ای از حملات علیه اهداف اسراییلی و یهودی فرا مرزی استفاده می‌کند و در حال آماده شدن برای احتمالی است که در آن، ممکن است ایران از این روش دوباره استفاده کند. نامزدهای اصلی برای اجرای چنین حملاتی، سپاه پاسداران به تنهایی یا با مشارکت نیروهای قراردادی حزب الله است که در عملیات فرامرزی مهارت دارند و این امر شاید با کمک عوامل محلی در هر کشور همراه باشد.

برای ایران، مخالفان و موافقانی درباره حملات تروریستی علیه اهداف اسراییلی و یهودی وجود دارد. تصمیمات بستگی به پاسخ این پرسش‌ها دارد:

الف- آیا یک یا چند حمله تروریستی بر اهداف اسراییلی یهودی به عنوان پاسخی برای تخریب‌های متحمل شده ایران در سوریه و نیز وفا به تعهد ایران برای وادار کردن اسراییل به پرداخت هزینه، مناسب خواهد بود؟

ب- تا چه اندازه، این اقدام اسراییل را از تداوم حملات علیه اقدامات ایران برای مستحکم کردن مواضعش در سوریه بازخواهد داشت؟

ج- فرصت‌های انجام یک حمله بدون دستگیری عوامل یا حامیان یا بدون آنکه رد پایی از خود بر جای گذارند، چقدر است؟

د- آیا ممکن است که این قصد را طی یک چارچوب زمانی معقول تحقق بخشید تا رابطه بین فعالیت اسراییل و پاسخ آن، آشکار باشد؟ یک حمله مؤثر فرا مرزی مستلزم زیرساخت لوجستیک و انسانی مرتبط با اقدامات فرا مرزی است. حتی اگر زیرساخت‌های عمومی، قبلاً وجود داشته باشند، آموزش اجرای آن به طور مناسب و بدون هیچ چیزی که ایران را به آن ارتباط دهد، زمان می‌برد. اطلاعات دقیقی باید درباره اهداف جمع‌آوری شود که با توجه به تمهیدات امنیتی اسراییل برای نمایندگی‌ها و نهادهای خارجی خود، این کار با چالش مواجه خواهد شد. به علاوه، طراحان باید این نکته را مد نظر قرار دهند که عوامل جامعه اطلاعاتی اسراییل در این مقطع کاملاً هشیارند و از همکاری با عوامل امنیتی محلی نیز بهره می‌برند.

ه-چگونه ممکن است از تخریب بیشتر جایگاه ایران و انزوای بیشتر آن جلوگیری کرد؟ به ویژه در زمانی که آمریکا یک کمپین بین‌المللی را برای کدر کردن نام ایران به عنوان کشوری که در زمینه هسته‌ای، از فریب و کلاهبرداری استفاده می‌کند و یک بازیگر پیشگام برای اشاعه تروریسم بین‌المللی است؟ برای مثال، نمایش مداخله ایران در یک حمله تروریستی در صحنه اروپا، حمله‌ای که ایران آن را آغاز کرده باشد و خود یا از طریق یک وکیل آن را انجام داده باشد، از مطالبه آمریکا برای اعمال تحریم علیه ایران به خاطر تروریسم، شاید درون یک ائتلاف بین‌المللی حمایت خواهد کرد. شاید این امر، تأثیراتی منفی نیز بر زمینه هسته‌ای داشته باشد زیرا ایران خواهان ممانعت از تلاش‌های غربی به منظور جلوگیری از توافق هسته‌ای نیست.

و- ایران نیازمند محدود سازی خطر افشا و نمایش و صدمه دیپلماتیک بسیار شدید و مهم است. این امر می‌تواند طراحان را به مکان‌هایی دارای خطرات کمتر از این لحاظ هدایت کند بنابراین کشورهای آفریقایی، جنوب آسیا یا آمریکای مرکزی و جنوبی در مقایسه با آمریکا یا کشورهای شاخص اروپایی مناسب‌تر هستند.

ز- چنانچه ماهیت حملات و تعداد تلفات تقریبی تا حد امکان زیاد باشد: هنگام انتخاب نوع اقدام، تنشی میان تمایل به تحمیل یک بهای دردناک و سنگین بر اسراییل و وحشت از پاسخ مستقیم اسراییل وجود دارد، به ویژه و به طور مشخص یک واکنش بین‌المللی قوی. چنین واکنشی مستقیما با تعداد قربانیانی که مستقیماً به طور مستقیم تحت تأثیر حمله قرار می‌گیرند، در ارتباط است. برای مثال، حمله به یک هواپیمای مسافری، به طور بالقوه می‌تواند منجر به کشته‌های زیادی شود و اسراییل را به یک واکنش سخت رهنمون کند و خشم بین‌المللی را نیز بر می‌انگیزد. از سوی دیگر، نمایندگی‌های اسراییل هنگامی که تعداد کمی از قربانیان محلی وجود داشته باشد، تنش را در سطح دو جانبه نگه می‌دارند.
ایران ممکن است برای یک حمله تروریستی علیه اهداف یهودی مرتبط با اسراییل یا شهروندان و توریست‌های اسراییلی که کمتر حمایت شده هستند، اقدام نماید. جوانان اسراییلی که بعد از اتمام خدمت سربازی به آمریکای لاتین یا شرق دور سفر می‌کنند، می‌توانند هدف جذابی برای حمله یا حتی ربایش باشند زیرا ایران و حزب الله می‌توانند آنان را به عنوان سربازان اسراییلی نشان دهد.

تروریسم فرا مرزی، می‌تواند ابزاری جنگی برای ایران در مواردی باشد که تمایل به پاسخگویی، انتقام‌گیری از اسراییل و ارسال پیام بازدارندگی وجود دارد در حالی که توانایی انکار مداخله وجود دارد. طی سال‌های اخیر، افکار عمومی اسراییل، خطر حمله تروریستی از سوی ایران و حزب الله را کم دانسته زیرا پاسخ ایرانی‌ها به ترور دانشمندان هسته‌ای آن نسبتاً کم بوده و حزب الله نیز در سال 2008 پاسخ نافرجامی به ترور عماد مغنیه داده است. در این سال، نصر الله به اسراییل اطمینان داد که پاسخ سختی خواهد داد اما شکست خورد. ایران و حزب الله با هم، حداقل 15 حمله فرا مرزی را طراحی کردند از جمله اهداف اسراییلی در هند و بلغارستان. بنابراین، ایران و وکلای آن، از تلاش برای ضربه زدن به اسراییل در خارج باز داشته نشده‌اند و این حقیقت همواره باید در ذهن باشد. اجرای غیر حرفه‌ای و موفقیت اسراییل- ضمن همکاری با عوامل امنیتی خارجی- در ناکام گذاشتن بیشتر حملات طراحی شده، تضمینی برای این نیست که ایران و حزب الله نحوه اجرای خود را در آینده بهتر نکنند.

تا امروز، اسراییل نتوانسته، در برابر استفاده ایران و حزب الله از صحنه بین‌الملل برای اقدامات انتقام جویانه و خصمانه نسبت به اسراییل، بازدارندگی ایجاد نماید و بی فعالیتی نسبی ایران در این سطح، ناشی از سیاست خویشتنداری ایران به دلیل پیچیدگی‌های بین‌المللی یا ترجیح دیگر صحنه‌ها بوده است. حساب نامحدود حزب الله با اسراییل به دلیل مرگ مغنیه، که توسط نصرالله گفته شده، هنوز بسته نشده است. به علاوه، حساب باز دیگری به دلیل کشته شدن پرسنل ارشد حزب الله و سپاه پاسداران ایران توسط اسراییل در سوریه، به آن افزوده شده است. تمام این امور می‌تواند باعث شود ایران و حزب الله از انجام عملیات در صحنه بین‌الملل بیشتر حمایت کنند اما این بار، ایران نسبت به اجرای حرفه‌ای، دقیق‌تر خواهد بود و اماکنی راحت‌تر برای عملیات را انتخاب خواهد کرد. جاهایی که شانس ناکام‌گذاری یا افشای دخالت، بسیار محدود باشد. هنوز مشخص نیست که آیا ایران در این نقطه ایستاده یا از تلاش برای حمله به اسراییل در میدان رزم سوریه، خرسند است یا اینکه تصمیم خواهد گرفت که در صحنه‌های دیگر در مرزهای اسراییل یا حتی آن سوتر فعالیت کند. در هر صورت، به نظر می‌رسد که خصومت رو در روی کنونی با اسراییل، ایران را بر انگیخته تا توانایی خود را برای انجام حملات تروریستی در آن سوی مرزها، تجدید نماید. اگر این مسیر توسط ایران انتخاب شود، زیرساخت‌ها و توانمندی‌های ایران و حزب الله، بهتر از گذشته خواهد بود.

*کارشناس ارشد حوزه مطالعاتی رژیم صهیونیستی در موسسه ندا

پی‌نوشت:
Iran’s Dilemma: Respond to Israeli Actions in Syria with Terror Attacks Abroad?, Yoram Schweitzer, INSS Insight No. 1060, May 22, 2018:
http://www.inss.org.il/publication/irans-dilemma-respond-israeli-actions-syria-terror-attacks-abroad/

نام:
ایمیل:
* نظر: