آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۵۹۵۲
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۵:۴۶
طاهره گودرزی


چکیده
مطلب پیش رو، حاوی دو مقاله از یدیعوت احرونوت و INSS درباره ارزیابی فضای سوریه بعد از تحولات جولان و پرتاب موشک به آن است و تلاش شده که نوع نگاه اسراییلی نسبت به موضوع سوریه و اقدامات بعدی ایران با نگاهی آینده نگرانه تبیین شود.

مقدمه
دو مقاله زیر که یکی از یدیعوت آحرونوت و دیگری از مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسراییل است، به ترسیم فضای سوریه، پاسخ احتمالی ایران و الزامات طرف اسراییلی برای مقابله با تهدیدهای آن می‌پردازند. در این مقالات، این نکته به عنوان مفروض گرفته شده که حمله موشکی صورت گرفته به جولان، اقدامی ناکام از طرف سپاه قدس بوده است و اکنون در پی این امر و واکنش سخت اسراییل، فضای سوریه تغییر یافته است. آشنایی با زاویه دید اسراییلی‌ها و برداشت آنان از وقایع، می‌تواند در درک کلی طرف ایرانی، سهیم باشد ضمن آنکه بخش انتهایی مقاله دوم نیز که با رنگ سبز مشخص شده، حاوی راهکارهایی برای اسراییلی‌هاست.

1- فضای ترسیم شده توسط روزنامه یدیعوت احرونوت
روزنامه یدیعوت احرونوت، در مورخ 18 مه 2018 (28 اردیبهشت 1397) گزارش داد که بر اساس ارزیابی‌های اسراییلی، قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس، چند هفته آتی را صرف تحلیل و استنتاج به دست آمده از حمله ناکام به اسراییل و جواب سخت IDF کرده و حمله تلافی جویانه ایران به بعد، موکول خواهد شد. آزمایش قطعی اسراییل زمانی انجام خواهد شد که حزب الله تصمیم بگیرد به منازعه وارد شود. در این گزارش آمده که، ممکن است قاسم سلیمانی سرانجام راه دیگری برای انتقام برگزیند و شاید فعالیت‌های دیگری را در مرز، شلیک موشک‌‌هایی با برد بیشتر از سوریه یا حتی حمله به مؤسسات یهودی در خارج انجام دهد. سپاه قدس به دنبال پاسخگویی به این مساله است که چگونه نقشه‌های آنان برای اسراییل فاش شده است. ایرانی‌ها وارد یک دوره انتظار و بحث داخلی خواهند شد که آیا در فضای خروج آمریکا از برجام، خطر حمله به اسراییل را بپذیرند این در حالی است که منابع اسراییلی تأیید کرده‌اند اسراییل عامل حمله به T4 بوده است.

در ادامه این گزارش آمده است که اگرچه برنامه زمینی IDF با جنگ 2006 کاملاً متفاوت است اما در صورت پیوستن حزب الله به نزاع ایران و اسراییل، جبهه داخلی متحمل خسارت‌های فراوانی خواهد شد. برخلاف 20 فروند موشک شلیک شده توسط ایران که 16 فروند از آنها در داخل اراضی سوریه فرود آمد، موشک‌‌های حزب الله که تعدادشان روزانه به هزار و 200 فروند هم می‌تواند برسد، می‌توانند هر نقطه‌ای را در اسراییل هدف قرار دهند.

تاکنون، ایرانی‌ها، حزب الله را در خارج از دایره نزاع قرار داده‌اند و از اعمال فشار بر آن برای پیوستن به نزاع خودداری کرده‌اند زیرا می‌دانند این سازمان نخواهد توانست جوابگوی مطالبات موجود در صحنه لبنان باشد. اسراییلی‌ها معتقدند که حزب الله در برابر ایران، استقلال خود را افزایش داده و ملاحظات خود را هم اکنون دارد.
گزارش مورد بحث به چالش سنگر و جبهه داخلی اسراییل می‌پردازد:

ما باید از سایر وزرا بپرسیم که آنان برای آماده کردن جبهه داخلی در نزاع بعدی چه کاری انجام داده‌اند؟ چرا آنان هنوز مبالغ مورد نیاز مقامات محلی برای ساخت سنگر در مناطق شمالی را منتقل نکرده‌اند؟ ما از پول زیادی صحبت نمی‌کنیم. موضوع 2 میلیارد شیکل یعنی حدود 560 میلیون دلار است که برای مشکل استحکامات تا 40 کیلومتری مرز کافی است اما وزیر دفاع و وزیر دارایی تنها 150 میلیون شیکل اعتبار اختصاص داده‌اند. چرا؟ برای آنکه آنها فشار مردمی را حس نمی‌کنند. ساکنان شمال باید از این وضعیت استفاده کنند و مطالبات خود را بیان کنند.(1)

2- فضای ترسیم شده توسط کارشناسان INSS
عساف عوریون و عاموس یادلین طی گزارشی که روز دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 منتشر شده، در زمینه ترسیم فضای به وجود آمده در سوریه پس از حمله موشکی به جولان، با اشاره به وضعیت هسته‌ای ایران این گونه می‌نویسند:
ایران، علی‌رغم دو تندباد در هفته گذشته، نجات یافت، اسراییل نمی‌تواند از خود خشنود یا حتی راضی باشد. اسراییل نیاز دارد که سیاست‌های هر کدام از بازیگران این صحنه نمایش را به دقت زیر نظر داشته باشد. به علاوه، اسراییل، سیاست‌های جداگانه‌ای را در قبال برنامه هسته‌ای ایران، جنگ نیابتی ایران و نفوذ نحس آن در پیش گرفته است. اکنون باید اسراییل یک سیاست بلندمدت را توسعه داده و برای اقدامات هماهنگ و همکاری معنی‌دار با آمریکا و کشورهای اروپایی و نیز کشورهای منطقه، تلاش کند. همکاری عملیاتی و استراتژیک با روسیه همچنان حیاتی است. ستیز با چالش هسته‌ای ایران، نیازمند ایجاد یک «تشکیلات هشدار سریع استراتژیک» با آمریکا و دیگر هم‌پیمانان است تا هدف اصلی آن، جلوگیری از سورپرایزهای حیاتی و مهم باشد.

در زمینه «روزهای پر حادثۀ می»، دو بُردار استراتژیک، در یک نقطه، همگرا شدند: تلاش‌های هسته‌ای ایران و عقب‌نشینی ترامپ از برجام در حالی که در سوریه، در پی حملۀ ناکام موشکی سپاه قدس به اراضی اسراییلی؛ اسراییل یک حمله گسترده به دارایی‌های نظامی ایران انجام داد و ماه‌ها، استقرار ایران در این کشور را به عقب انداخت.

محورهای متعددی در نقطۀ برخورد این دو واقعه با هم تلاقی یافتند: جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران، تلاش‌هایش برای حضور نظامی در سوریه و نیز تلاش آن برای استقرار موشک‌های دقیق به عنوان تهدیدی برای اسراییل و همچنین سیاست‌های آمریکا و اسراییل در قبال این مسائل. این همگرایی، نوعی از بازی را در دینامیک پیچیده خاورمیانه به وجود می‌آورد.

2-الف-برنامه هسته‌ای ایران
نمایش آرشیو برنامه نظامی هسته‌ای ایران توسط بنیامین نتانیاهو، به هدف مهیا کردن زمینه برای اقدام ترامپ در عقب‌نشینی آمریکا از برجام صورت گرفت. هدف دیگری که این اقدام دنبال می‌کرد که البته در امتداد همان مورد اول معنا می‌شود، تقویت تیم جدید ترامپ، مایک پومپئو وزیر خارجه و جان بولتون مشاور جدید امنیت ملی و همچنین متقاعد کردن دوباره اردوگاه حامیان ترامپ بود که اگر چه پیش از این هم نسبت به چنین اقدامی متقاعد شده بودند.

نمایش این آرشیو، که متضمن بخش‌هایی بود که قبلاً در چند سال پیش، جوامع سیاسی و اطلاعاتی به آن رسیده بودند، هر یک از بازیگران را در موضع خود پابرجاتر نمود. این اقدام نتانیاهو چند مساله را نشان داد: اول اینکه اطلاعات مورد سوال، صرفاً یک آرشیو تاریخ گذشته نیست بلکه یک پایگاه دانش آتی و یک طرح قریب‌الوقوع برای استفاده در زمانی است که ایران تصمیم می‌گیرد، یک بمب بسازد. دوم آنکه برجام بر یک ادعای کاملاً دروغ ایران مبتنی است که مدعی شده بود برنامه هسته‌ای‌اش هرگز درصدد دستیابی به سلاح هسته‌ای نبوده است. این اسناد، ثابت کرد که «ابعاد نظامی احتمالی» (PMD)، یک «برنامه یقیناً نظامی» (DMP) بوده است. این بدان معناست که اگر اجازه داده شود، محدودیت‌های اصلی برنامه هسته‌ای ایران ظرف 10 یا 15 سال دیگر رفع شود (طبق شرط مقررات زوال پذیر)، به ایران مشروعیت داده خواهد شد که فاصله کمی با بمب داشته باشد.

تصمیم ترامپ برای خروج از برجام، تعجب‌آور نبود چرا که دیدگاهش نسبت به گذشتگان مستحکم‌تر و توصیفش از برجام متفاوت بود: «بدترین توافقنامه» به نظر می‌رسد قدرت نمایش ترامپ به عنوان یک مقدمه برای مذاکرات سخت‌گیرانه، بسیار مناسب بود اما اینکه او به دنبال یک توافق بهتر با ایران، فروپاشی این رژیم با عمل خصمانه منجر به جنگ است؛ هنوز مشخص نیست.

2-ب-آرایش نظامی ایران در سوریه
در روزهای 9 و 10 می (19 و 20 اردیبهشت)، برخورد میان اسراییل و ایران به اوج خود رسید و باعث دستیابی به یک چشم‌انداز تاریخی شد. از سال 1979 تا کنون، ایران یک جنگ نیابتی طولانی‌مدت را در لبنان و سوریه، نوارغزه و کرانه باختری به راه انداخته است. رویکرد استراتژیک ایران، از پا درآوردن اسراییل و فرسایش مایملک آن از طریق مسلح سازی، آموزش، تأمین بودجه و جهت دادن به وکلایی است که اسراییل را احاطه کرده‌اند و هزینه ندادن متقابل ایران است. ایران، به عنوان عوامل انحرافی و بازدارنده، توانمندی‌هایی نظامی در اطراف اسراییل ایجاد کرده تا از برنامه هسته‌ای خود محافظت کند. اما اسراییل به سه طریق، پاسخ استراتژیک خود به این جنگ اختاپوسی نیابتی ایران را توسعه داده است: 1- تحمیل تخریب سنگین به وکلای ایران طی نزاع‌های شدید موسمی. اسراییل با این کار، آنها را از آزار ممتد طی دو نزاع بازداشت. این امر، تفسیر کنندۀ 12 سال آرامش نسبی در مرزهای لبنان و خویشتن‌داری نوار غزه پس از درگیری 2014 با حماس است که از کمک نظامی ایران بهره می‌برد. دوم: قطع خطوط تأمین و لوجستیک ایران (در مسیرهای دریای سرخ و دریای مدیترانه و مسیر زمینی از طریق سوریه) سوم: حمله به افراد اصلی در تقویت نیروی دشمن به ویژه افزاینده‌های تهدید فرماندهی، تحقیق و توسعه و تکنولوژی. از زمان آغاز جنگ داخلی در سوریه و شتاب فعالیت مسلحانه حزب الله، اسراییل حملات خود را به ویژه بر انتقال تسلیحات کیفی به حزب الله انجام داد. هنگامی که در عوض، ایران تلاش کرد یک جبهۀ ترور جدید در ارتفاعات جولان ایجاد نماید، اسراییل به مقصران، اعزام‌کنندگان و میزبانان آنان حمله کرد. این اقدامات تلاش‌های ایران در بلندی‌های جولان را برای چند سال به تعویق انداخت. هنوز، قوانین نانوشته و غیر مشخص بازی، مانع اصطکاک مستقیم میان ایران و اسراییل می‌شود.

تغییر در پویایی‌های سوریه، سال گذشته به وجود آمد هنگامی که جنگ سوریه به مرحله پایانی رسید، ایران به سمت استفاده از بهرۀ سهام خود و آرایش نظامی‌اش در سوریه حرکت کرد. استراتژی ایران همراه با تطبیق مدل حزب الله با استفاده از نیروهای سوریه همراه با واردات گستردۀ شبه نظامیان شیعه به سوریه بود. به هر حال، علی‌رغم گذشته، ایران تلاش می‌کرد که نیروی نظامی مهمی را ایجاد کند که تهدیدی مستقیم برای اسراییل به وجود می‌آورد. به ویژه آنکه این تهدید با موشک‌های دقیق بالستیک، هواپیما و سیستم‌های دفاع هوایی همراه است. اسراییل، به نوبۀ خود، از طریق رویکرد به آمریکا و روسیه با این امید که آنها را برای ممانعت دیپلماتیک بسیج کند، تلاش کرد این فرآیند را مهار نماید. به هر حال با توجه به اینکه واشنگتن و مسکو نسبت به این موضوع علاقه‌ای نشان ندادند، توپ در زمین اسراییل باقی ماند. در ابتدا رهبران اسراییلی عنوان کردند که اسراییل مصمم به بازداشتن ایران از توسعه در سوریه است. سپس به عنوان یک علامت، اهداف ایرانی غیر انسانی در سوریه مورد حمله واقع شدند که البته مسئولیتی هم در قبال آنها ادعا نمی‌شد. حملۀ پهپاد ایرانی به اسراییل در 10 فوریه 2018 (21 بهمن 1396)، تغییر رویکرد ایران از فعالیت غیر مستقیم علیه اسراییل فعالیت مستقیم بود. به طور همزمان، اسراییل مرحله دیگر پاسخ خود به ایران را نشان داد که شامل حمله مستقیم به نیروهای ایرانی و توانمندی‌های آن در سوریه می‌شد. پاسخی مبنی بر اینکه واکنش اسراییل تنها به فعالیت علیه وکلا محدود نمی‌شود بلکه نه تنها به انتقال تسلیحات به حزب الله حمله می‌کند بلکه کارخانه‌ها، تأسیسات و دارایی‌های ایران را نیز که برای تهدید روزافزون ایران، حیاتی است، مورد هجوم قرار می‌دهد. هدف این حملات، ترکیب بازدارندگی فیزیکی در مقابل پیشرفت تهدیدها مثل آتش دقیق و سیستم‌های دفاع هوایی با تحمیل هزینه به ایران است.

طی ماه‌های گذشته، ایران تلاش‌هایی را برای انتقام‌گیری از اسراییل انجام داد که همه آنها به صورت موفقیت‌آمیزی با پیش دستی توسط اسراییل مواجه شد. در شب نهم و دهم می، ایران دو بار تلاش کرد به اسراییل، شلیک کند اگر چه با برگشت به رویکرد غیر مستقیم، از عاملان نیابتی و وکلای خود استفاده کرد. اسراییل با حمله دقیق و سنگین به چند سایت ایرانی در سوریه و نیز تعدادی از متعلقات دفاع هوایی سوریه که به هواپیماهای اسراییلی حمله کرده بودند، پاسخ گفت. در سطح عملیاتی، این وقایع نشان دهندۀ ضعف کنونی نظامی ایران در سوریه است و در همین حال برتری اطلاعاتی اسراییل، برتری هوایی آن و دفاع موشکی با کلاس جهانی آن را نشان می‌دهد. این امور منعکس‌کنندۀ مشکلاتی است که ایران در زمینه پیوستن به فعالیت مستقیم در یک تئاتر دور روبروست. وضعیتی که در آن، اسراییل از مزیت کامل نظامی و مجاورت با پایگاه‌های قدرت خود بهره می‌برد. از لحاظ استراتژیک، اسراییل یک سیاست جدید را نشان داد که بر اساس آن قصد ندارد آرام منتظر بنشیند تا شاهد تقویت تهدید ایران یا معافیت این کشور از پرداخت بهای واقعی جنگ نیابتی علیه اسراییل باشد. این سیاست برگرفته از عبرت‌هایی است که اسراییل در طول دوران متمادی جنگ با وکلای ایران آموخته است از حماس، جهاد اسلامی و حزب الله گرفته تا وضعیت کنونی در سوریه که البته روسیه نیز به نیازهای امنیتی اسراییل احترام می‌گذارد. صحنه، الان آمادۀ فعالیت جدید در این حماسه است.

2-ج-مفاهیم (موضوعات آینده نگرانه)
در جبهۀ هسته‌ای، تحولات آشکار، از این به بعد بستگی به بازیگران متعدد و انتخاب‌های استراتژیک آنان دارد که اجازه طیفی وسیع از سناریوها را می‌دهد؛ از تلاش ایران و امضا کنندگان باقی ماندۀ برجام برای نجات آن تا انزوای آمریکا و تضعیف تجدید تحریم‌ها گرفته تا ازسرگیری غنی‌سازی مدنی توسط ایران و نیز جستجوی مصونیت هسته‌ای در برابر خطر حمله به سبک کره شمالی. اقتصاد، نقش اساسی را در این بازی ایفا خواهد کرد زیرا ثبات مالی، اجتماعی و سیاسی ایران منوط به واکنش‌های اروپا همچنین شرکت‌های بین‌المللی و بازار جهانی است. در این سطح، تشخیص خوب واکنش آمریکا به این سناریوها که اسراییل را با چالش‌های زیادی تنها می‌گذارند، سخت است.

در زمینه نزاع ایران- اسراییل در سوریه، باید گفت که وقایع اخیر، ارزیابی موقعیت توسط همه طرف‌ها را ایجاب می‌کند رهبری ایران باید با سیاست جدید اسراییل مواجه شده و با دقت اقدامات بعدی خود را در سوریه انجام دهند. قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس نیز ممکن است به خاطر تلاش‌های ناکام حمله به اسراییل و بهایی که به ایران تحمیل شد، با انتقادهایی در خانه روبرو شود، در همین حال، حسن روحانی به خاطر تزلزل برجام در پی خروج آمریکا از آن در معرض انتقاد قرار می‌گیرد. نیرو سازی آتی ایران در سوریه تقریباً تحت بازنگری و تجدیدنظر در تهران قرار می‌گیرد و در موقعیت کنونی، نمی‌توان مطمئن بود که درگیری اخیر باعث کاهش تلاش‌های ایران شده یا آن را تقویت کرده است شاید این تقویت با تمرکز دوباره بر نیروسازی نایب (وکیل) و عملیات‌های آن صورت گیرد. نبود مرزهای مشترک و نیروهای همجوار باعث می‌شود که «جنگ» کنونی ایران اسراییل، به هوا و حملات بالستیک متبادل و نیز حملات سایبری محدود شود.

ایران می‌تواند هنوز به دنبال انتقام‌گیری از اسراییل در صحنه‌های دیگر باشد. صحنه‌هایی مثل یمن (با استفاده از موشک‌های بالستیک یا هدف قرار دادن کشتیرانی اسراییلی) یا حتی خطرناک‌تر، لبنان. حزب الله که به نظر می‌رسد از جمله به اسراییل بازداشته شده است با به خطر انداختن دستاوردهای سیاسی خود (که در نتایج انتخابات پارلمانی اخیر لبنان مشهود است) و نیز جمعیت شیعی لبنان هم می‌تواند توانمندی‌های مورد نیاز ایران در سوریه را فراهم کنند.

به علاوه، نباید خطر یک درگیری ناشی از حساب‌های نادرست را حذف نمود. ایران تلاش می‌کند شعله‌های آتش در کرانه باختری و نوار غزه را باد بزند اما تأثیر آن در این مکان‌ها، محدود است. با یادآوری رکورد تاریخی ایران در انجام حملات فراسوی مرزهای علیه اسراییل و اهداف یهودی، این گزینه برای آن وجود دارد؛ به هر حال حملات تروریستی با نابودی داعش، نتیجۀ بین‌المللی بدی برای ایران خواهد داشت.

 روسیه که از کمک اساسی ایران و وکلایش برای دفاع از اسد در طول جنگ بهره برده، به نظر با تساهل و حتی سهل‌انگارانه به اقدامات اسراییل در ایران می‌نگرد. البته این تا زمانی است که منفعت حیاتی روسیه در میان نباشد (نیروهای روسی یا بقای اسد به خطر نیفتند.)
 آمریکا نیز به نوبۀ خود حمایت سیاسی را برای اسراییل فراهم می‌کند اما این کشور، منافع کمی در سوریه دارد. سیاست جدید آمریکا در قبال ایران در سراسر خاورمیانه به بوتۀ آزمایش گذاشته خواهد شد.

جمع‌بندی
  • در هر دو مقاله، فرض بر این گرفته شده که حمله موشکی به جولان اقدامی ناکام توسط ایران بوده است که البته در مقاله دوم به نیابتی بودن آن نیز تصریح شده است.
  • در مقاله اول، به نوعی می‌توان القای آسودگی خاطر را برای اسراییلی‌ها مشاهده نمود. اینکه نیروی قدس فعلاً انتقام نمی‌گیرد، پیامی برای کاهش تنش روانی در میان ساکنان شمال است اما در عین حال، چالش استحکامات در مناطق شمالی، به عنوان یک الزام مطرح شده است.
  • در مقاله دوم، نگاه عمیق‌تری برای ریشه‌یابی مشکلات، تلاش برای تخمین آینده و ارائه راهکارهای لازم برای طرف اسراییلی مشاهده می‌شود که البته باید تلاش کرد که نقطه مقابل این توصیه‌ها در دستور کار طرف ایرانی باشد به طوری که اگر وحشت طرف صهیونیستی از وارد شدن حزب الله در معادله، تا این حد است، حزب الله می‌تواند در سطوح مختلف حتی غیر عملیاتی حداقل در سطح عملیات روانی عامل کمک کننده‌ای به ایران باشد.
  • استراتژی طرف اسراییلی در برابر ایران موارد زیر بوده که باید البته مورد چهارم و جدیدی را نیز به آن افزود:
1- تحمیل تخریب سنگین به وکلای ایران طی نزاع‌های شدید موسمی.
2- قطع خطوط تأمین و لوجستیک ایران (در مسیرهای دریای سرخ و دریای مدیترانه و مسیر زمینی از طریق سوریه)
3- حمله به افراد اصلی در تقویت نیروی دشمن به ویژه افزاینده‌های تهدید فرماندهی، تحقیق و توسعه و تکنولوژی.
4- حمله مستقیم به نیروهای ایرانی و توانمندی‌های آن در سوریه. یعنی آنکه واکنش اسراییل تنها به فعالیت علیه وکلا محدود نمی‌شود بلکه نه تنها به انتقال تسلیحات به حزب الله حمله می‌کند بلکه کارخانه‌ها، تأسیسات و دارایی‌های ایران را نیز مورد هجوم قرار می‌دهد.
  • ارزیابی صهیونیست‌ها حاکی از آن است که در سطح عملیاتی، ایران در سوریه در ضعف به سر می‌برد و در عین حال، برتری اطلاعاتی اسراییل مشهود است، همچنین برتری هوایی آن و دفاع موشکی با کلاس جهانی آن نیز قابل ملاحظه است. این امور منعکس‌کنندۀ مشکلاتی است که ایران در زمینه پیوستن به فعالیت مستقیم در یک تئاتر دور روبروست. §    مهمترین سرمایه‌گذاری اسراییلی‌ها بر روی ایجاد یک ائتلاف بین‌المللی علیه ایران و به قول خود آنان، ایجاد یک «تشکیلات هشدار سریع استراتژیک» با آمریکا و دیگر هم‌پیمانان است تا هدف اصلی آن، جلوگیری از سورپرایزهای حیاتی و مهم محقق شود.
  • در مقاله دوم تلاش شده، نقطه سلبی این ماجرا برای اسراییل، نقطه قوتی برای آن در نظر گرفته شود یعنی فاصله مکانی ایران از سوریه و طبعاً نزدیک شدن ایران به مرزهای رژیم صهیونیستی که از جهتی نقطه‌ای سلبی برای این رژیم محسوب می‌شود، به عنوان وضعیتی در نظر گرفته شده که در آن، اسراییل از مزیت کامل نظامی و مجاورت با پایگاه‌های قدرت خود بهره می‌برد اما ایران به سبب بعد مسافت از مراکز و پایگاه‌های داخلی خود و نیز لزوم عملکرد مخفیانه و چالش با توان اطلاعاتی، نمی‌تواند قدرت مانور کافی داشته باشد. بنابراین، فریب دادن اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در سوریه، یکی از اولویت‌های فعالیت در این منطقه است.
  • با توجه به آنکه مانور هسته‌ای صهیونیست‌ها علیه ایران و کلاً خروج ترامپ از برجام برای اسراییلی‌ها یک اقدام ایذایی در جهت مشغول‌سازی ایران به این موضوع به منظور محدود سازی دامنه پاسخ‌های آن و تحت تأثیر قرار دادن حضورش در سوریه، به همراه کاهش دغدغه‌های آن از برنامه موشکی ایران است، در مقاله دوم، اهداف افشای اسناد هسته‌ای توسط نتانیاهو موارد زیر عنوان شده است:
1- مهیا کردن زمینه برای اقدام ترامپ در عقب‌نشینی آمریکا از برجام
2- تقویت تیم جدید ترامپ، مایک پومپئو وزیر خارجه و جان بولتون مشاور جدید امنیت ملی
3- متقاعد کردن دوباره اردوگاه حامیان ترامپ بود که اگر چه پیش از این هم نسبت به چنین اقدامی متقاعد شده بودند.
4- به زعم اسراییلی‌ها، نمایش این اسناد ثابت کرد که الف- این اطلاعات، صرفاً یک آرشیو تاریخ گذشته نیست بلکه یک پایگاه دانش آتی و یک طرح قریب‌الوقوع برای استفاده در زمانی است که ایران تصمیم می‌گیرد، یک بمب بسازد. ب- برجام بر یک ادعای کاملاً دروغ ایران مبتنی است که مدعی شده بود برنامه هسته‌ای‌اش هرگز درصدد دستیابی به سلاح هسته‌ای نبوده است و اگر اجازه داده شود، محدودیت‌های اصلی برنامه هسته‌ای ایران ظرف 10 یا 15 سال دیگر رفع شود به ایران مشروعیت داده خواهد شد که فاصله کمی با بمب داشته باشد. همین امر به ضرر ایران در سطح بین‌المللی خواهد بود و اعتماد جامعه بین‌الملل را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

ایران در این باره می‌تواند به عنوان یک پاتک، اسنادی را از فعالیت‌های هسته‌ای اسراییل، عدم امضای NPT توسط آن، حمایت از طرح مصر و دیگر کشورهای عربی برای یک خاورمیانه عاری از سلاح‌های هسته‌ای و... رسانه‌ای نماید و با ایجاد یک بلوای بین‌المللی، پاسخی را نیز توسط ارتش سوریه و دیگر بازیگران، به رژیم صهیونیستی بدهد، هرچند که این اقدام نیز با توجه به قوای رسانه‌ای و اطلاعاتی طرف مقابل، مشکلات و دشواری‌های خاص خود را دارد.

  • در بین اهداف نتانیاهو از افشای این اسناد، مصرف داخلی و آماده سازی افکار عمومی داخلی خود صهیونیست‌ها و نیز ارتقای جایگاه شخصی نتانیاهو و به حاشیه کشاندن آنها، از قلم افتاده است.
  • احتمال دارد یکی از برنامه‌های آتی اسراییلی‌ها، ایجاد یک حمله خرابکارانه به یکی از مراکز یهودی به سبک آمیا یا 11 سپتامبر باشد که هدف کلی از آن، تخریب پیش از پیش سپاه و در نهایت، ضربه زدن به وضعیت بین‌المللی ایران در اوضاع تزلزل برجام باشد لذا باید تدابیر پیشگیرانه و آمادگی‌های لازم برای این امر ایجاد شود.


*کارشناس ارشد حوزه مطالعاتی رژیم صهیونیستی در موسسه ندا

پی‌نوشت‌ها
1- Iranian retaliatory strike put on hold, for now, 05.18.18 :
https://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-5259308,00.html
2- Iran in the Nuclear Realm and Iran in Syria: A New State of Play, Assaf Orion, Amos Yadlin, INSS Insight No. 1055, May 14, 2018:
http://www.inss.org.il/publication/iran-nuclear-realm-iran-syria-new-state-play/
نام:
ایمیل:
* نظر: