آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۵۹۱۲
تاریخ انتشار: ۲۷ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۴
سلمان رضوی


چکیده
ساقط شدن جنگدهF16  اسراییلی توسط پدافندهای سوری در 21 بهمن 96 (10 فوریه 2018)، امری غیر منتظره و اتفاقی مهم در رسانه‌ها قلمداد شد. اهمیت این واقعه به دلایلی چون بی سابقه بودن این اقدام طی چند دهه اخیر، به چالش کشیده شدن برتری نیروی هوایی اسراییل در منطقه، افزایش روحیۀ جبهه مقاومت و برجستگی جایگاه ایران در معادلات منطقه‌ای برمی‌گردد. سوالی که مطرح است اینکه این واقعه چه پیامدهایی برای رژیم صهیونیستی در عرصه‌های گوناگون به دنبال خواهد داشت؟ فرضیه پیشنهادی نیز این گونه است: واقعه مذکور آثار و پیامدهایی عمیق بر استراتژی نظامی و سیاست‌های منطقه‌ای رژیم صهیونیستی داشته و این رژیم را وادار به تقویت ائتلاف‌سازی علیه ایران اسلامی می‌نماید و احتمال اقداماتِ ایذایی علیه ایران را بسیار زیاد کرده است.

مقدمه
شنبه 21 بهمن 96 (10فوریه 2018) برای اولین بار طی چندین دهۀ اخیر، جنگندۀ F16 اسراییلی در پاسخِ حملاتِ پدافندی ارتشِ سوریه ساقط شد و البته خلبانان آن به همراه هواپیمای ساقط شده، در شمالِ فلسطین اشغالی فرود آمدند. طبق روایت اسراییلی‌ها پس از آنکه یک پهباد ایرانی وارد فلسطین اشغالی شد و هلی کوپتر این رژیم آن را ساقط کرد، جنگنده‌های اسراییلی چندین نقطه نظامی را در سوریه بمباران کردند و در راه بازگشت مورد حملاتِ پدافندی موشک‌های S200 سوریه قرار گرفتند که یکی از جنگنده‌های F16 ساقط شد. دو خلبان این جنگنده زخمی و به بیمارستان منتقل شدند. سوالی که مطرح است این است که ساقط شدن جنگندۀ اسراییلی در سطوح اسراییلی، منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای چه پیامدهایی به‌دنبال خواهد داشت؟ پاسخ احتمالی عبارت از این است که اتفاق مذکور آثار جدی بر استراتژی نظامی رژیم صهیونیستی داشته و این رژیم را وادار به تقویتِ ائتلاف سازی علیه ایران می‌نماید. در سطور زیر پیامدهای قابل اشاره در چند سطح تبیین می‌شود.

الف- پیامدهای اسراییلی: طبیعتاً بیشترین و مهم‌ترین پیامدها در بخش اسراییلی قابل احصاء است:
1-جایگزینیF35: یکی از موضوعاتِ مطرح درحال حاضر در عرصه نظامی این است که جنگنده‌های F16 با وجود چابکی و دور پرواز بودن، بدلیل اینکه حدود 3 تا 4 دهه در ناوگانِ نظامی-هواییِ آمریکا و متحدینش در حال استفاده است هم تکنولوژی آن نسبتاً قدیمی‌شده (باوجود بروز شدن) و هم روسیه و متحدینش از سلاح‌های پدافندی لازم برای ساقط کردن آن برخوردارند. از آنجایی‌که صنایع نظامی آمریکا هواپیماهای F35 را با حدود 5/1 تریلیون دلار هزینه تولید کرده و درحال تولید انبوه آن است پس می‌توان با از رده خارج کردن F16، جنگنده‌های فوقِ مدرنِ F35 را جایگزین آن کرد.

2- افزایش اهمیت بلندی‌های جولان: یکی از استدلال‌هایی که برای پس دادن جولان به سوریه به ازای صلح با این کشور مطرح بود این بود که به علت برتری تکنولوژیک نظامی اسراییل، به ویژه در عرصه نیروی هوایی و موشکی، دیگر همانند سابق بلندی‌های جولان ارزش و اهمیت استراتژیک نظامی ندارند. اما ساقط شدن F16 اسراییلی، بار دیگر این نکته را یادآوری کرد که ارزش استراتژیک بلندی‌های جولان نباید دستِ کم گرفته شود. به بیان دیگر با خدشه‌دار شدن و افزایش ریسکِ استفاده از نیروی هوایی اسراییل در سوریه، جایگاه مهم ارتفاعات جولان اشغالی و تقویت تجهیزات نظامی مستقر در آن و هم‌چنین افزایش استفاده از توان موشکی به فرماندهان و سیاستمداران اسراییلی یادآور شد.

3- تقویت بهره‌گیری از موشک‌های دور برد: همان گونه که اشاره شد ریسک استفاده از جنگنده‌های اسراییلی در آسمان سوریه به شدت افزایش یافته است. در نتیجه احتمالاً اسراییلی‌ها به سمت بهره‌گیری از موشک‌های نقطه زن و دوربرد سوق یابند. ضمن اینکه استفاده از فضای هوایی لبنان (تا اطلاع ثانوی) برای هدف قرار دادن نقاط نزدیک سوریه، می‌تواند مدنظر قرار گیرد.

4- تلاش برای جبران شکست اخیر: براساس سوابق، اسراییلی‌ها همواره پس از هر شکست بزرگی به سرعت در پی جبران خسارات روحی، روانی، نظامی و سیاسی آن هستند هرچند که آنان مدعی شدند بلافاصله پس از ساقط شدن جنگنده f16بیش از 10 نقطه از مناطق حساس نظامی سوری-ایرانی را در سوریه مورد هدف قرار دادند اما این حملات مورد تأیید هیچ منبع مستقلی قرار نگرفت. با این وجود سوریه، ایران و یا حزب الله باید احتمالاً منتظر اقداماتِ انتقامی اسراییلی باشند.

5- برجستگی جایگاه ارتش سوریه برای رژیم صهیونیستی: تحولاتِ 7 سالۀ اخیر در عراق و سوریه و پیامدهای اشغالِ سرزمینی داعش در این مناطق سبب شده بود تا از دولت‌های عراق و سوریه با اسم دولت‌های درمانده و از نظامیان آنها، به عنوان ارتش‌های شکست خورده یاد شود اما اتفاق اخیر ارتش سوریه در هدف قرار دادن جنگنده اسراییلی و پیروزی‌های پی در پی آن در برابر تروریست‌های مستقر در این کشور سبب شده است تا جایگاه ارتش عربی سوریه در نزد رژیم اسراییل تقویت شده و حتی در استراتژی جدید اسراییل به ارتش سوریه هم به عنوان فاکتوری مهم و مستقل توجه شود.

ب-پیامدهای منطقه‌ای: در عرصه منطقه‌ای تمرکز پیامدها بر روی نزاع ایرانی- اسراییلی است:
1- ایجاد ارادۀ مقابله در محور مقاومت: حملاتِ متعدد و فراوان اسراییلی به اَشکالِ متفاوت علیه نیروهای جبهه مقاومت در لبنان به ندرت پاسخ داده می‌شد و از همین رو هدف قرار دادنِF16، نقطه عطفی در این چارچوب محسوب می‌شود. این امر، ادعای موجود را که جبهه مقاومت در سوریه پس از سال‌ها انفعال (در برابر رژیم اسراییل) هم اکنون با ابتکار عمل و اعتماد به نفس درپی مقابله با اسراییل است را تقویت نموده است. به بیان دیگر، اسراییلی‌ها هم اکنون در برابر اراده‌ای جدی به نام مقابلهِ مستقیم و جدی جبهه مقاومت قرار گرفته‌اند. پس غرور ائتلاف عربی- عبری علیه محور مقاومت شکسته شد و اگر هدف قرار دادنِ جنگنده‌های اسراییلی در دفعاتِ بعد تکرار شود یعنی معادله منطقه‌ای به سود محور مقاومت و علیه اسراییل تغییر کرده است.

2- خلاصه کردن جبهه مقاومت در ایران: تحلیل اخبار و گزارشاتِ اسراییلی‌ها و متحدین آن مبین این واقعیت است که آنان تلاش می‌کنند تا همه جبهه مقاومت را در ایران خلاصه نموده و تقلیل دهند. به بیان دیگر یکی از اهدافِ خط خبری- تحلیلی جبهه مخالفین این است که سوریه و حتی حزب الله را از ایران جدا نمایند و با تأکید بر اینکه نقطه شروع این جریان، ورود یک پهباد ایرانی (توسط سپاه پاسداران ایران) به فلسطین اشغالی بوده است تلاش می‌کنند ایران را در مجامع منطقه‌ای و جهانی هدف قرار دهند.

3- اقدامات احتمالی علیه ایران: مورد هدف بودن ایران از سوی اسراییلی‌ها، در پیش گرفتنِ اقداماتی احتیاطی و پیشگیرانه از سوی دولت ایران را می‌طلبد. اقداماتِ احتمالی اسراییلی عبارتند از: هرگونه خرابکاری در ایران به ویژه در عرصه اتفاقاتِ غیر منتظره، احتمال ترور سرانِ سیاسی- نظامی ایران و تکرار ترورهای سریالی دانشمندان هسته‌ای در عرصه نظامی، افزایش انتقادات از ایران در کنفرانس‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای (همانند کنفرانس مونیخ، شورای امنیت و...) به ویژه با همکاری دولت عربستان و تمرکز اسراییلی‌ها بر نقاط و ظرفیت‌های بروز نا امنی اجتماعی در ایران.

ج- سطح فرا منطقه‌ای: در این سطح تحلیل‌ها عمدتاً بر سیاست‌ها و اقدامات آمریکا و روسیه متمرکز است:
1- ارتقاء ِ جایگاه روسیه در نزد رژیم اسراییل: براساس بسیاری از تحلیل‌ها، نقش روسیه در اسقاط جنگنده اسراییلی غیرقابل چشم پوشی است. این نتیجه از آن جا ناشی می‌شود که قطعاً سوری‌ها تا پیش از این نیز، موشک‌های S200 را دارا بودند پس چرا تاکنون و در برابر حملات اسراییلی‌ها استفاده نکردند. پس در پاسخ اجازه و یا چراغ سبز روس‌ها و یا حتی کمک فنی- نظامی روس‌ها در این ماجرا دخیل بوده است. زیرا چندی پیش از این واقعه روس‌ها یک جنگنده خود را در ادلب با سلاح دوش پرتابِ تروریست‌ها (که احتمالاً توسط آمریکایی‌ها تجهیز شده بودند) از دست دادند. عبور اسراییلی‌ها و یا آمریکایی‌ها از خط قرمز و ساقط شدن جنگنده روسی سبب پاسخ آنها و ساقط شدن جنگنده اسراییلی شد. اگر این تحلیل پذیرفته شود روس‌ها متغیر اصلی و اول در ماجرای سوریه هستند و اسراییلی‌ها باید با این واقعیت به شکل متفاوت و جدیدی برخورد کنند.

2- احتمال توافق بزرگ: طی ماه‌های اخیر، بحران سوریه به نقطه اوج خود نزدیک شده است. حضور پررنگ آمریکایی‌ها در مناطق کردنشین شرقی، حمله اشغالگرانه ارتش ترکیه به عفرین با تلفات فزاینده و ساقط شدن یک هلی کوپتر این ارتش‌، تداوم حملات هوایی ارتش سوریه به نقاط مختلف سوریه، پیروزی‌های سریع و رو به اتمام ارتش سوریه بر معارضین تروریست و اعلامِ قاسم سلیمانی به پایان عمر داعش در عراق و سوریه به معنای ایجاد وضعیت و شرایطی جدید در سوریه است و این وضعیت احتمال اینکه آمریکا و روسیه را به سمت یک توافق بزرگ و جامع برای کنترل بحران سوریه، سوق دهد افزایش یافته است. توافقی جامع و در حوزه‌های متعددِ بحرانی جهانی (اوکراین، سوریه، ناتو و شرق اروپا).

3- فشار اروپایی‌ها بر ایران: رفت و آمد اخیر اروپایی‌ها به ایران و هم‌چنین ملاقات آنان با سران ایرانی در مجامع اروپایی را باید دارای یک پیام مشترک دانست و آن اینکه، ایران باید در سوریه و مقابل اسراییل، عقب‌نشینی نماید و بیش از این وارد خطوط قرمز اسراییلی‌ها نشود. هرچند که این معانی و اهداف در قالب مباحث موشکی، حقوق بشری و نفوذ منطقه‌ای ایران مطرح می‌شود.

4- محافل فکری و لابی‌های صهیونیستی در آمریکا: ساقط شدن F16 اسراییلی، لابی‌ها و اندیشکده‌های صهیونیستی در آمریکا و اسراییل را بدین صورت متوجه خود نمود که آنان با انتشار مطالب متعدد و اقداماتِ لازم براین مساله متمرکز شدند که هم اکنون نفوذ منطقه‌ای ایران به مرز خطرناکی رسیده و باید آن را مهار کرد. در این راستا آنان راهکارهای متعددی را در سطوح داخلی (ایرانی)، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای مهار نفوذ ایران مطرح کرده‌اند(1) که در مطلب دیگری به آن اشاره شده است.

نتیجه‌گیری
ساقط شدن F16 اسراییلی از سوی برخی از تحلیل‌گران به عنوان نشانه‌ای در تغییر توازن و معادلات منطقه‌ای و خلع سلاح رژیم صهیونیستی از سلاح استراتژیک خود و یا به تعبیر دیگر جایگزینی معادله وحشت به جای حملات یکجانبه صهیونیست‌ها مطرح شده است. حتی اگر این چنین نیز تلقی نشود اما این واقعه، نقطه عطفی مهم در تحولات چند سال اخیر سوریه و حملات مکرر اسراییل به این کشور محسوب می‌شود. در پاسخ به این سوال که پیام‌های ساقط شدن F16 چه بوده و خواهد بود؟ فرضیه این بود که این امر آثار جدی بر استراتژی نظامی و فعالیت‌های سیاسی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای رژیم اسراییل داشته است. از جمله این آثار می‌توان به احتمال جایگزینی F35 به جای F16، افزایشِ اهمیت بلندی‌های جولان و موشک‌های میان برد اسراییلی، تقویت جایگاه ارتش سوریه در نزد کشورهای منطقه و رژیم اسراییل، احتمال اقداماتِ متعدد از سوی اسراییل و حامیانش (آمریکا و اروپا) علیه ایران برای مقابله با نفوذ منطقه‌ای آن و... اشاره کرد.


*دانشجوی دکتری مطالعات آمریکا در دانشگاه تهران و مدیر گروه صهیونیسم در موسسه ندا

پی‌نوشت‌ها
1- در این رابطه مقالات متعددی نوشته شده است از جمله:
- Michael Eisenstadt .(February 16, 2018).Strengthen the Nuclear Deal and Counter Iran's Destabilizing Activities. at: http://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/view/strengthen-the-nuclear-deal-and-counter-irans-destabilizing-activities
- Michael Eisenstadt and Michael Knights. (February 13, 2018) .Crossing Redlines: Escalation Dynamics in Syria .at: http://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/view/crossing-redlines-escalation-dynamics-in-syria
- Dennis Ross. (February 16, 2018). The Case for a Tillerson to Israel Moment . at: http://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/view/the-case-for-a-tillerson-to-israel-moment
- David Makovsky. ( February 12, 2018). Israel Signaling a Heavy Price for Iranian' Entrenchment' in Syria. At:http://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/view/israel-signaling-a-heavy-price-for-iranian-entrenchment-in-syria
- Dennis Ross. )February 12, 2018(. After the Weekend's Iran-Israel Attacks, a Burden on Trump to Confront Russia and Engage Europe. at:http://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/view/after-the-weekends-iran-israel-attacks-a-burden-on-trump-to-confront-russia
 
نام:
ایمیل:
* نظر: