آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۵۷۸۰
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۱
سلمان رضوی


چکیده
سند استراتژی امنیت ملی آمریکا در دولت ترامپ، در اولین سالِ ریاست او منتشر شد. قالب این سند همانند 16 سند گذشته، بر حفظ ارزش‌های لیبرالیستی، امنیت فیزیکی مردم آمریکا و حفظ سبک زندگی آمریکایی تأکید دارد اما با توجه به تفاوت ادبیات بکارگرفته شده در مورد رژیم اسراییل و دولت ایران در این سند و سند قبلی (2015)، به این سوال پاسخ داده می‌شود که این سند چه تفاوت‌هایی با سند امنیت ملی اوباما (2015) در مورد اسراییل و ایران دارد؟ پاسخ احتمالی عبارت از این است که دولت آمریکا در سند 2017 ایران و گروه‌های تروریستی جهادی را جایگزین اسراییل به عنوان عامل مشکلات منطقه نموده است. همچنین دولت آمریکا برای مقابله با ایران همکاری با اروپا، ناتو و متحدین منطقه‌ای (خاورمیانه‌ای) خود را پیشنهاد می‌کند ضمن اینکه اعلام می‌دارد درصددِ ایجاد سیستم دفاعی موشکی چند لایه در برابر تهدیدهای موشک‌های بالستیک ایران است.

مقدمه
نگارش سند امنیت ملی در آمریکا از سنت دیرینه‌ای برخوردار نیست و به دورۀ رونالد ریگان برمی‌گردد که اولین سند در سال 1987منتشر شد. البته پیش از این، یادداشت‌های جورج کنان وزیر خارجه وقت آمریکا را در فارین افرز مبنی بر لزوم تدوین یک راهبرد کلان برای مقابله با نفوذ اتحاد جماهیر شوروی داشتیم که سرانجام به گزارش شماره68 (1) شورای امنیت ملی آمریکا تبدیل شد. پس از وی هنری کیسینجر با سلسله گزارش‌هایی که با عنوان وضعیت جهان، نوشت نیاز به داشتن یک راهبرد کلان را ضروری ساخت.

سند امنیت ملی درحقیقت سندی است که در آن دغدغه‌های عمده امنیت ملی آمریکا بیان شده و راهکارهایی برای مقابله با آنها توسط قوۀ مجریه، مشخص می‌شود. این سند به جزئیات نمی‌پردازد اما در مجموع مواردی چون: منافع و اهداف جهانی آمریکا، سیاست خارجی و توانایی دفاعی آن و راهکارهای گوناگون برای دستیابی به آن اهداف دراین سند بیان می‌شود.(2)
از مجموع 17 سند امنیت ملی منتشر شده از سال1987 تا 2017 (3) سه محور ذیل بطور ثابت در آنها ذکر و تأکید شده است:
الف- امنیت سرزمین و مردم ایالات متحده آمریکا
ب- امنیت اقتصادی و حفظ سبک زندگی آمریکایی
ج- گسترش ارزش‌های لیبرال در خارج از کشور

گزارش حاضر درپی پاسخ به این سوالات است: 1- جایگاه رژیم صهیونیستی درسند 2017 در مقایسه با سند 2015 (اوباما) تضعیف یا تقویت شده است؟ 2- این سند بر دشمنان اسراییل به‌ویژه ایران چگونه متمرکز شده و بدین ترتیب آیا درصدد تأمین بیشتر امنیت و منافع رژیم اسراییل بوده است؟
در پاسخ به این سوال‌ها، می‌توان این فرضیه را مطرح کرد که دولت آمریکا در سند 2017 ایران و گروه‌های تروریستی جهادی را جایگزین اسراییل به عنوان عامل مشکلات منطقه نموده و اسراییل را عامل و مانعی در برابر تهدیدهای منطقه فرض نموده است.

رژیم صهیونیستی در سندهای 2015 و 2017
با بررسی سندهای 2015 و 2017 و تحلیل محتوای آن و هم چنین مطالعه ادبیات بکار رفته در مورد رژیم اسراییل نتایج جالب توجهی بدست می‌آید.
1-به ظاهر تعداد دفعاتی که کلمه «اسراییل» در این دو سند ذکر شده تفاوت چندانی ندارد. در سند 2015 (اوباما) 5 بار و در سند 2017 (ترامپ) 4 بار نام اسراییل برده شده است.(4)

2- نکته مشترک دیگر نام بردن از اسراییل درکنار مصر و اردن به عنوان همکاران متحدین منطقه‌ای و همچنین تداوم تعهد به حفظ امنیت و برتری رژیم اسراییل در منطقه غرب آسیاست.(5)

3- نکته اختلاف و تمایز در مساله دولت فلسطینی است. درحالیکه در سند اوباما (2015) بر«تلاش در پایان دادن به اختلافات و درگیری‌ها میان فلسطینی‌‌ها و اسراییلی‌ها از طریق راه حل دو دولتی که متضمن امنیت اسراییل و زیست‌پذیری فلسطین (به عنوان کشوری مستقل)» تأکید شده است اما در سند ترامپ (2017) به مساله راه حل دو دولتی اشاره‌ای نشده است. در این سند خیلی نرم و گذرا آمده است که: ما همچنان به کمک به تسهیل یک توافق صلح جامع که برای هردو طرف اسراییلی و فلسطینی قابل پذیرش باشد متعهد خواهیم بود.(6)

4- مساله بسیار مهمی که در سند 2017 اتفاق افتاده و بی سابقه است موضوع جایگزینی ایران و گروه‌های تروریستی جهادی به جای رژیم اسراییل به عنوان علتِ منازعه طولانی مدت منطقه‌ای است. در این سند با زبانی معترضانه می‌آید: بحران میان اسراییل و فلسطینی‌‌ها در طول چند نسل به عنوان محرک اصلی بازدارنده صلح و رفاه منطقه شناخته شده بود. و در ادامه سعی در مبرا نمودن اسراییل دارد: امروز تهدیدهای سازمان‌های تروریستی جهادی و تهدید ایران در حال ایجاد این فهم هستند که اسراییل عامل مشکلات منطقه نیست.(7)

وجود چنین جملاتی در سند ترامپ (2017) سبب شد تا روزنامه اسراییلی ‌هاآرتص تیتر اول خود را این گونه انتخاب کند: «راهبرد امنیت ملی جدید ترامپ: اسراییل علت و مشکلات خاورمیانه نیست»(8) البته در این سند نه تنها اسراییل از این اتهام مبرا شد بلکه ایران رسماً جایگزین آن نیز شد. علاوه بر این، سند مذکور پا را از این فراتر گذاشته و عنوان می‌کند «دولت‌ها به شکل روزافزونی منافع مشترکی با اسراییل در مقابله با تهدیدات مشترک پیدا کرده‌اند.» به بیان دیگر، نه تنها اسراییل مشکل منطقه نیست و ایران علت آن است بلکه کشورهای منطقه برای حل این مشکل (ایران) باید با هم متحد شوند.(9)

ایران در سندهای 2015 و 2017
همان گونه که جایگاه رژیم اسراییل در سند 2017 بسیار متحول شده و از یک رژیم متهم و مقصر به یک دولت طلبکار و شریک و ضامن صلح تبدیل شد، ایران نیز از یک کشور مذاکره کننده در مساله هسته‌ای (سند 2015) به دولتِ حامی تروریسم و برهم زننده صلح و ثبات منطقه‌ای تبدیل شده است. این تغییر ادبیات فاحش و کاملاً متفاوت، در سطور زیر تا حدی آشکار و بیان می‌شود:
1- در سند 2015، نام ایران 11بار تکرار شده است و در این جملات و کلمات عمدتاً بر لزوم مذاکره با ایران با هدف توقف برنامه‌ای هسته‌ای و حداکثر لزوم حفظ و یا تقویت تحریم‌های علیه ایران و یا حفظ همه گزینه‌ها برای جلوگیری از دستیابی به تسلیحات هسته‌ای ذکر شده است.(10)

2- در سند 2017، 17 بار نام ایران تکرار شده که در همه این موارد، ادبیاتی متهم گونه بکار گرفته شده است. عمدۀ این اتهامات حول محورهایی چون اقداماتِ بی ثبات ساز ایران در منطقه، حامی تروریسم و گروه‌های تروریستی و توسعه دهندۀ قابلیت‌های موشکی بالستیک به عنوان یک چالش، بوده است.(11)

3- در مساله هسته‌ای، این سند با این عبارت که «با خطر ناشی از دیکتاتوری ایران که، پیروان توافق هسته‌ای ناقص ار آن غفلت کرده‌اند مقابله می‌کنیم» در حقیقت اصل توافقنامه هسته‌ای را زیر سوال برده و هشدار می‌دهد که برای جبران نقص این توافق باید اقداماتی انجام داد.(12)

4- در بیشترین موارد، ایران به بی ثبات‌سازی و تهدید متحدان آمریکا در منطقه یعنی رژیم اسراییل متهم شده است. این سند با دسته‌بندی سه گانه از چالش‌گران، چین و روسیه را دولت‌های تجدید نظرطلب، ایران و کره شمالی را سرکش تلقی نموده و در کنارگروه‌های تروریستی همچون داعش و القاعده قرار می‌دهد. بر این اساس، ایران و کره شمالی مصممند تا منطقه را بی ثبات و آمریکا و متحدانش را تهدید کنند و مردم خود را به وحشت اندارند.(13)

5- محور دیگر و مهم در این سند در ارتباط با ایران، اتهام حمایت از تروریسم می‌باشد. در یکی از جملات، با بیان اینکه «ایران از گروه‌های تروریستی حمایت می‌کند و آشکارا خواستار نابودی ماست» و یا اینکه « تهدید سازمان‌های تروریستی و ایران این فهم را ایجاد می‌کند که اسراییل عامل مشکلات منطقه نیست» و همچنین این عبارت که «ایالات متحده برای ایجاد بازدارندگی و تخریب سایر گروه‌های تروریستی مانند حزب ا... با متحدان خود همکاری می‌کند»، در حقیقت این پیام را ارسال می‌کند که ایران به همراه حزب ا... و دیگر سازمان‌هایی چون داعش و القاعده درصدد تهدید اسراییل هستند. براساس این سند مشکلات متعددی در خاورمیانه از جمله گسترش نفوذ ایران، این منطقه را دچار تنش کرده است. بدین ترتیب ایران کاملاً جایگزین اسراییل به عنوان علت‌العلل مشکلات منطقه مطرح شده و آمریکا باید با کمک متحدین منطقه‌ای و اروپا به مقابله با این معضل بپردازد.(14)

6- علاوه بر موارد فوق، موضوع موشک‌های بالستیک نیز یکی دیگر از موضوعاتِ جدید مطروحه در سند 2017 (در مقابله با سند 2015 ) بوده است. در این سند چندین بار از مساله موشک‌های بالستیک ایران به عنوان تهدیدی برای آمریکا و متحدانش (طبیعتاً رژیم اسراییل) نام برده و راهکار مقابله با آن را ایجاد سامانه دفاع موشکی چند لایه با کمک اروپا و ناتو عنوان کرد. این سند با کنار هم قرار دادن موشک‌های بالستیک و توان از سرگیری ساخت تسلیحات هسته‌ای، در حقیقت این پیام را مخابره کرد که ایران در حال ساخت تسلیحات و موشک‌های مجهز به کلاهک‌های هسته‌ای است که متحدانش و به‌ویژه اسراییل را در منطقه تهدید می‌کند. ترامپ در این سند مدعی می‌شود که به دنبال خنثی‌سازی فعالیت‌های بدخواهانه ایران در منطقه با همکاری متحدین! هست.(15)

نتیجه‌گیری
هفدهمین استراتژی امنیت ملی آمریکا متعلق به دونالد ترامپ چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکاست. وی ششمین رئیس جمهوری است که سند امنیت ملی منتشر می‌کند. در این سند که تلاش می‌شود حول شعار اصلی ترامپ «اول آمریکا» تنظیم و تدوین شود تمرکز عجیبی روی ایران شده و در مقابل رژیم اسراییل به عنوان متحد طبیعی آمریکا و کشورهای منطقه بیان شده است. در این سند جایگاه رژیم اسراییل در مقایسه با سند 2015 بسیار ارتقاء یافت و اسراییل به عنوان علت مشکلات منطقه توصیف نشد بلکه ایران جایگزین این رژیم شد. بر این اساس ایران با سرمایه‌گذاری بر موشک‌های بالستیک و حمایت از گروه‌های تروریستی منطقه به یک چالش‌گر اصلی در منطقه و جهان به‌ویژه برای اسراییل و آمریکا تبدیل شده و برای مقابله با آن، آمریکا درصدد است تا با اروپا و متحدان منطقه‌ای خود همراهی کند. طبق این سند چین و روسیه دولت‌هایی تجدیدنظر طلب بوده و ایران به همراه کره شمالی دولت‌هایی سرکش معرفی شدند و در کنار تروریست‌ها، چالش‌گرانی هستند که باید مهار شوند. هرچند این سند بیش از آنکه مبین واقعیاتِ منطقه‌ای و بین‌المللی باشد عمدتاً ترجمانِ اهداف و نیاتِ پلید و بلند پروازانه دولت آمریکاست ولی از آنجایی که سند امنیت ملی یکی از دستورکارهای اصلی دولت آمریکاست باید نسبت به ابزارها و راهکارهای مقابله‌ای در قبال آن، اندیشید و دستورالعمل‌هایی را تدوین نمود.

* دانشجوی دکتری مطالعات آمریکا و مسئول گروه صهیونیسم در موسسه ندا


پی‌نوشت‌ها
1- گزارش 68، یک گزارش 58 صفحه‌ای است که توسط شورای عالی امنیت ملی آمریکا تهیه و به هری ترومن ریس جمهور وقت ایلات متحده ارائه شد. این گزارش، سدبندی در مقابل گسترش کمونیسم را اولویت اولیه آمریکا دانسته و نقطه آغاز میلیتاریزه شدن جنگ سرد بود.
2- Rebecca Friedman Lissner ،The National Security Strategy Is Not a Strategy December 19, 2017 at: www.foreignaffairs.com/articles/united-states/2017-12-19/national-security-strategy-not-strategy
3- مهدی صادقی، تحلیل روند اسناد امنیت ملی ایالات ‌متحده آمریکا از آغاز تا کنون (2015-1987) در:
http://eurica.ir/modules/smartsection/item.php?itemid=569
4- National Security Strategy 2015، http://nssarchive.us/national-security-strategy-2015/
5- Ibid
6- Ibid
7- National Security Strategy 2017، http://nssarchive.us/national-security-strategy-2017/
8- Trump's New National Security Strategy: Israel Is Not the Cause of the Middle East's Problems، https://www.haaretz.com/us-news/1.829692
9- National Security Strategy 2017، http://nssarchive.us/national-security-strategy-2017/
10- National Security Strategy 2015، http://nssarchive.us/national-security-strategy-2015/
11- National Security Strategy 2017، http://nssarchive.us/national-security-strategy-2017/
12- Ibid
13- Ibid
14- Ibid
15- Ibid
نام:
ایمیل:
* نظر: