آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۵۶۰۸
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۹
مهدی آشنا


چکیده
مقامات اسرائیلی در موقعیت‌های مختلف از تهدید ایران علیه اسرائیل و لزوم مقابله با آن صحبت می‌کنند. سوال این است که اسرائیل برای مقابله با ایران در عرصه‌های مختلف از جمله در حوزه نظامی و امنیتی چه برنامه‌ای دارد؟ با بررسی درک جامعه استراتژیک رژیم صهیونیستی و اهداف کلی این رژیم می‌توان این فرضیه را مطرح کرد که برنامه ‌این رژیم برای حوزه نظامی ایران این است که 1- با مانور دادن روی برنامه هسته‌ای ایران علاوه بر جلوگیری از دست‌یابی ایران به سلاح هسته‌ای زمینه‌ها را برای اعمال محدودیت در عرصه توانایی موشکی ایران فراهم کند. 2- با درگیر کردن ایران در صحنه‌های ثانویه، آن را به سمت تغییر سیاست نظامی موثر خود (نبرد نامتقارن) و اتخاذ سیاستی سوق دهد که اسرائیل در آن دارای مزیت است.

مقدمه
کشف و فهم برنامه‌های دشمن این امکان را به ما می‌دهد که نه تنها در زمین دشمن بازی نکنیم بلکه بتوانیم بازی خاص خود را برای مغلوب کردن دشمن طراحی کنیم. رژیم صهیونیستی سابقه‌ای طولانی در برنامه‌ریزی و اقدام عملی در سایر کشورها برای نیل به اهداف نظامی مدنظر خود دارد. هدف این گزارش این است که روشن سازد اسرائیل برای حوزه نظامی ایران چه هدف و برنامه‌ای دارد. منظور برنامه ‌این رژیم برای تغییرات در توانمندی‌های نظامی ایران است و نه تغییر توانمندی خود رژیم صهیونیستی برای مقابله با ایران. فرضیه اصلی این است که این رژیم به دنبال تغییر سیاست نظامی ایران از نبرد نامتقارن (که ایران در آن دارای مزیت است) به سیاستی است که وضعیت ایران را از قدرت چالش‌گر به قدرت مورد چالش تغییر دهد. در ادامه سه برنامه جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، محدود کردن توانایی موشکی و تغییر سیاست نظامی ایران مورد بررسی قرار می‌گیرند.

1- جلوگیری از دست‌یابی ایران به تسلیحات هسته‌ای
حفظ انحصار سلاح‌های هسته‌ای در خاورمیانه و جلوگیری از دستیابی ایران به این نوع تسلیحات به دلایل متعدد برای رژیم صهیونیستی بسیار مهم و استراتژی اسرائیل در این خصوص حمله پیشگیرانه است ولی در مقطع کنونی لزومی برای این کار نمی‌بیند و با مانور دادن روی برنامه هسته‌ای دنبال اهداف دیگری از جمله محدود کردن توان موشکی ایران است.
دلیل نخست؛ اهمیت انحصار سلاح هسته‌ای و مقابله با برنامه هسته‌ای ایران برای اسرائیل این است که این رژیم به دلیل نداشتن عمق استراتژیک به شدت در برابر حملات متعارف و غیرمتعارف آسیب پذیراست.

دلیل دوم؛ تمایز بین موجودیت اسرائیل به عنوان یک دولت حاکمه دایر و پروژه صهیونیستی(یعنی ایجاد و حفظ یک کشور یهودی از طریق فراخواندن یهودیان سراسر جهان به سکونت در اسرائیل) است. این استدلال‌ها که برنامه هسته‌ای ایران تهدیدی وجودی برای اسرائیل نیست معمولاً این نکته را نادیده می‌گیرند که ایران مجبور نیست که به تسلیحات هسته‌ای یا یک حمله نظامی آشکار متوسل شود تا پروژه صهیونیستی را تهدید کند. برنامه هسته‌ای ایران می‌تواند به تحلیل بردن مهاجرت یهودیان به اسرائیل و افزایش مهاجرت یهودیان از اسرائیل منجر شود. این مساله می‌تواند تداوم اکثریت یهود را به خطر اندازد. از دیدگاه صهیونیستی هیچ تفاوتی بین نابودی فیزیکی اسرائیل و شکست پروژه صهیونیستی به هر طریق دیگری وجود ندارد.(1)

دلیل سوم؛ ترس از تغییر توازن قدرت به ضرر این رژیم است. با فرض عدم صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای، دسترسی احتمالی ایران به سلاح هسته‌ای توازن قدرت موجود در خاورمیانه را به نفع ایران تغییر می‌دهد. یکی از گزینه‌های اعلامی اسرائیل در قبال برنامه هسته‌ای ایران استفاده از حمله پیشگیرانه است. اسرائیل برای حمله به ایران در پی توجیهات قابل عرضه در عرصه بین‌المللی با عنوان دفاع پیشگیرانه از خود است.(2)

اما با این حال، استدلال‌هایی علیه حمله به ایران وجود دارد که عبارتند از: 1- هنوز با ساخت یک بمب توسط ایران که به طور قابل اتکا بتوان شلیک کرد سال‌ها فاصله وجود دارد. ایران در صورت خروج از NPT با ساخت بمبی که بتواند از طریق هواپیما پرتاب شود دو سال و بمبی که بتواند از طریق موشک شلیک شود چندین سال فاصله دارد. در این مدت به لطف سابقه هسته‌ای ایران اقدامات و فشارهای دیپلماتیک می‌تواند ایران را وادار به دست کشیدن از ساخت بمب هسته‌ای کند. 2- احتمال حمله کاملاً موفقیت‌آمیز توسط اسرائیل برای تخریب همه تأسیسات تولید سوخت هسته‌ای ایران اندک است.(3) بنابراین اسرائیل برای عملی کردن برنامه خود علیه ایران در تلاش است تا ایران و برنامه هسته‌ای آن را تهدیدی برای صلح و امنیت بین‌المللی جلوه دهد. مساله القای ترس و هراس از ایران در سطوح بین‌المللی به عنوان پیش نیاز و زمینه‌ای برای اهداف بعدی اسرائیل به شمار می‌رود.(4) هدف نظامی اسرائیل در این خصوص محدود کردن توان موشکی ایران است.

2- مقابله با توانایی موشکی
مقابله با توانایی موشکی ایران در دستور کار رژیم صهیونیستی است. طبق سند راهبرد ارتش اسرائیل ویژگی‌های استفاده دشمن از زور تغییر کرده است که چالش‌هایی جدید علیه ارتش اسرائیل ایجاد می‌کند. یکی از این تغییرات قابلیت‌های نبرد با هدف بازدارندگی و اختلال در تلاش‌های ارتش اسرائیل در زمین، هوا و دریا، خنثی کردن برتری‌های تکنولوژیکی، به حداکثر رساندن قربانیان نظامی و غیرنظامی و افزایش فشار بر اسرائیل است. بخش عمده‌ای از این قابلیت ناشی از توانایی موشکی مقاومت است.(5) مهم‌ترین اقدام این رژیم تاکنون در این رابطه پیوند زدن فعالیت‌های موشکی ایران به فعالیت‌های هسته‌ای و برجام است. در این راستا وزارت خارجه اسرائیل در پی آزمایش موشکی ایران (موشک قدر، 9 مارس 2016) در بیانیه‌ای اعلام کرد «موشکی که چند روز پیش پرتاب شد نشان‌دهنده نقض آشکار قطعنامه 2231 شورای امنیت است که به توافق هسته‌ای بین ایران و قدرت‌های جهانی رسمیت بخشید. این قطعنامه ایران را از شلیک موشک‌هایی که دارای قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای باشند منع می‌کند و موشکی که ایران پرتاب کرد دقیقاً از همین نوع موشک‌ها بوده است.» اسرائیل در این بیانیه‌ ایران را متهم به فریب دادن قدرت‌های جهانی می‌کند و از جامعه بین‌المللی می‌خواهد برای منع فعالیت موشکی ایران «زورمندانه و قاطعانه» عمل کند. طبق این بیانیه «برنامه موشکی زمین به زمین ایران باید متوقف شود».(6) یک تحلیلگر صهیونیستی نیز در روزنامه یدیعوت آحرونوت می‌نویسد: «شلیک موشک از سوی ایران به خاک سوریه یعنی این که ایران به جزء حزب الله بازوی دیگری برای مبارزه با اسرائیل دارد و این مسئله زنگ خطری برای اسرائیل، آمریکا و اعراب حاشیه خلیج فارس محسوب می‌شود.» او پیشنهاد می‌کند که شلیک این موشک‌ها باید در سطح دیپلماتیک پیگیری شود و تل آویو به همراه دولت ترامپ در نبردی مشترک باید برنامه موشکی ایران را متوقف کنند.(7) از آنجا که حقوق بین‌الملل منعی در توسعه تسلیحات متعارف از جمله انواع موشک ایجاد نمی‌کند رژیم صهیونیستی به دنبال استفاده از فرصت گفتگوهای هسته‌ای بین ایران و قدرت‌های جهانی و مخصوصاً بحث راستی آزمایی فعالیت‌های هسته‌ای برای وارد کردن ایران به یک معاهده بین‌المللی با قدرت‌های جهانی برای نظارت بر فعالیت‌های موشکی و محدود کردن آن می‌باشد.

3- تغییر سیاست نظامی ایران
اسرائیل تلاش می‌کند ایران در عرصه نظامی سیاستی را اتخاذ کند که اسرائیل در آن دارای مزیت است. اشراف اطلاعاتی نسبت به دشمن یکی از نکات کلیدی مورد تأکید «راهبرد نظامی اسرائیل» است. بر این اساس نیروهای اطلاعاتی باید با توسل به راهبرد تهاجمی‌ساختار، ماهیت، اهداف، راهبردها و تاکتیک دشمنان اسرائیل را کاملاً رصد کنند. ضمن اینکه نیروهای اطلاعاتی وظیفه دارند با نفوذ در ساختار مدیریت کلان دشمن نقشی فعال در تدوین سیاست‌های آنها ایفا کنند یا حداقل از آنها باخبر شوند.(8) بر اساس یک ارزیابی استراژیک از «موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل» تاکنون سنگ بنای دکترین و ساختار نیروی نظامی ایران استفاده از سازمان‌ها و گروه­های قومی و بی‌ثبات کردن دشمنان بالقوه و همچنین ترسیم استراتژی‌هایی برای همراه کردن رقبایش علیه اسرائیل بوده است. اما اکنون رفتار ایران با تغییر یافتن تدریجی نقشه تهدیدات و به وجود آمدن یک خلاء قدرت در محیط اطرفش برخی فاصله‌گیری‌ها را با الگوهای سنتی نشان می‌دهد. به نظر می‌رسد ایران از یک بازیگری که از منظر اهداف «منفی» (رفع تهدیدات) عمل می‌کرد در حال تبدیل شدن به بازیگری است که سعی می‌کند به اهداف «مثبت» (ایجاد پایگاه نظامی در کشورهای دیگر و کسب هژمونی منطقه‌ای) دست یابد. بر اساس این ارزیابی چنین سیاستی برای ایران کمتر کارآمد است و بازدارندگی ایران را کاهش می‌دهد.(9)

 اتخاذ این سیاست توسط ایران دو حالت خواهد داشت. نخست؛ این امکان وجود دارد که ایران به سمت عدم توازن بین ابزار دفاعی سنتی خود(استفاده از سازمان‌های مخفی، پروکسی‌ها و دکترین نامتقارن) و سیاست جدید (وارد شدن به منطقه خلاء قدرت اطرافش و تلاش برای ایجاد هژمونی با تأسیس پایگاه نظامی در برخی کشورهای عربی) حرکت کند. اگر ایران به سمت عدم تقارن بین اهدافش و روش‌ها و ابزارهای رسیدن به آن اهداف حرکت کند این موضوع برای اسرائیل مزیت‌هایی خواهد داشت و شاید فرصتی برای آن فراهم کند تا اقداماتی را انجام دهد تا این عدم تقارن را تشدید کند. تا زمانی که ایران بخواهد به عنوان دشمن اصلی اسرائیل فعالیت کند اسرائیل علاقه‌مند به تضعیف ایران و مشغول کردن آن در جاهای دیگر خواهد بود. نویسندگان این مقاله پیشنهاد می‌کنند که اسرائیل و شرکای منطقه‌ای یک سیاستی را در نظر داشته باشند که هدفش نگه داشتن طولانی مدت ایران در صحنه‌های پرهزینه ثانویه باشد تا بدان‌وسیله آزادی عمل آن محدود شود. هزینه درگیری ایران در این صحنه‌ها شامل ابعاد اقتصادی، دیپلماتیک و نیروی انسانی خواهد بود با این احتمال که در آینده این هزینه فشاری بی ثبات کننده بر حکومت ایران داشته باشد. برای نتیجه دادن این تغییر پارادیم و تعویض نقش‌ها(چالش‌گر و مورد چالش)، کنشگرانی که اکنون با ایران مشکل دارند باید مورد حمایت قرار گیرند و برای آنها تسلیحات، آموزش، تسهیلات و اطلاعات فراهم شود. تاکنون ایران دنبال وضعیت هژمونیک خود در صحنه‌هایی بیشتر بوده است بنایراین در مقابل این استراتژی بیشتر آسیب‌پذیر خواهد بود.(10)

دوم؛ اگر ایران بخواهد استراتژی، دکترین و ساختار نیروی خود را با این سیاست سازگار کند اسرائیل باید بررسی کند که این چنین روندی به نفع اسرائیل خواهد بود یا به ضرر آن. از یک طرف ایجاد چنین انطباقی آهنگ هژمونی منطقه‌ای ایران را تسریع و موثرتر می‌کند، و از طرف دیگر سرمایه‌گذاری ایران در هواپیماهای جنگی، کشتی‌های جنگی و ماشین‌های زرهی به جای موشک‌ها، سازمان‌های مخفی و چریکی برای ایجاد چنین انطباقی احتمالاً ایران را از مزیت رقابتی آن دور می‌کند. در واقع به چالش کشیدن ایران با قدرت نظامی مستقیم موثرترین روش برای مقابله با آن است.(11) به عقیده «افرایم کام» تحلیلگر صهیونیستی، تأسیس پایگاه در مکان‌های دور و خارج از قلمرو ایران نیروهای این کشور را در معرض حملات دشمنان مخصوصاً اسرائیل قرار می‌دهد و حفاظت از چنین پایگاه‌هایی برای ایران مشکل ساز خواهد بود.(12)

طبق یک مقاله دیگر از «موسسه امنیت ملی اسرائیل» حضور نظامی ایران در سوریه به لحاظ نظامی قابلیت عملی اسرائیل برای خسارت زدن به دارایی‌های ایران را افزایش می‌دهد.(13) اما اگر اسرائیل به این ارزیابی برسد که چنین سیاستی از سوی ایران مطابق با منافع اسرائیل نخواهد بود اقداماتی برای ایجاد اختلال در آن انجام خواهد داد. برخلاف ساختار کنونی نیروی نظامی ایران که عمدتاً متکی به تولید داخل ایران، واردات از کشورهایی مثل کره شمالی و تسلیحاتی است که دستیابی به آنها آسان است سیستم‌های تسلیحاتی که ایران با تغییر سیاست به آنها نیاز خواهد داشت باید از کشورهای صنعتی وارد شوند. بنابراین برای اختلال در عرضه چنین تسلیحاتی به ایران می‌تواند اقدامات دیپلماتیک صورت گیرد.(14)

نتیجه‌گیری
با توجه به برجسته شدن تهدید ایران در ادبیات مقامات اسرائیل این سؤال مطرح شد که برنامه اسرائیل برای مقابله با ایران در حوزه نظامی چیست؟ با بررسی اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی و گفتمان جامعه استراتژیک اسرائیل این نتیجه به دست آمد که برنامه‌های عمده این رژیم برای حوزه نظامی ایران این است که 1- با استفاده از موضوع هسته‌ای به محدود کردن توانایی موشکی ایران و کسب اشراف اطلاعاتی در این زمینه بپردازد. 2- ایران را به سمت اتخاذ سیاستی در حوزه نظامی سوق دهد که اسرائیل در آن دارای مزیت است. با توجه به برنامه نخست پیش‌بینی این است که اسرائیل برای حفظ برجام تلاش خواهد کرد مگر اینکه مطمئن شود می‌توان آن را با یک توافق دیگر که حوزه موشکی را نیز دربرگیرد جایگزین کرد. با توجه به برنامه دوم پیش‌بینی آن است که اسرائیل سعی در طولانی کردن منازعه سوریه، ایجاد منازعات دیگری که ایران درگیر آنها شود و تشجیع ایران به تأسیس پایگاه نظامی در مکان­هایی کند که برای اسرائیل تهدید نباشد ولی اسرائیل بتواند آنها را هدف قرار دهد.

* دانشجوی دکتری روابط بین الملل و کارشناس موسسه تحقیقات و پژوهش‌های سیاسی علمی ندا

پی نوشت ها
1- Weiss, Leonard. (2013) Israel’s future and Iran’s nuclear program. Middle east policy. Vol 16, no 3 at: http://www.mepc.org/journal/israels-future-and-irans-nuclear-program
2- محمودی، مرتضی و دیگران (1393) امنیت ملی اسرائیل و استراتژی تهدید نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران. در:
 http://prb.iauctb.ac.ir/article_510748_5bf47936e6b05e76a1636329d44fecb9.pdf
3- Weiss, Leonard, Ibid
4- برزگر، کیهان و مهدی قاسمی(1392)، «استراتژی تهدید وجودی اسرائیل و امنیت ملی ایران»، فصلنامه روابط خارجی، سال پنجم، شماره 1 ص: 173.
5- Gadi Eizenkot. The IDF Strategy. July 2016. At www.inss.org.il
6- Raphael Ahren. (March 10, 2016) Israel: Iran’s ballistic missile program must be stopped. At: https://www.timesofisrael.com/israel-irans-ballistic-missile-program-must-be-stopped/
7- Ron Ben-Yishai. (19/6/2017). Missile strike on ISIS turning Iran into a world power. At: https://www.ynetnews.com/articles/0,7340,L-4977873,00.html
8-  Gadi Eizenkot (July 2016). The IDF Strategy. At www.inss.org.il
9- Ron Tira and Yoel Guzansky (January 2016). Is Iran in Strategic Equilibrium? Strategic Assessment, Volume 18, No. 4 at: www.inss.org.il
10- Ibid
11- Ron Tira and Yoel Guzansky (January 2016). Is Iran in Strategic Equilibrium? Strategic Assessment, Volume 18, No. 4 at: www.inss.org.il
12- Ephraim Kam (July 2017). Iranian Military Intervention in Syria: A New Approach. Strategic Assessment, Volume 20, No. 2, at: www.inss.org.il
13- Udi Dekel and Carmit Valensi (August 23, 2017). The Iranian Threat in Syria: As Bad as It Seems? INSS Insight No. 967: at: www.inss.org.il
14- Ron Tira and Yoel Guzansky, Ibid

نام:
ایمیل:
* نظر: