آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۵۴۹۶
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۰
علی اصغرغفوری‌شعار


چکیده:
از نظر اندیشکده‌های صهیونیستی بحران کشورهای عربی نباید مهم جلوه داده شود و اولویت، ایران و گروه‌های تروریستی هستند. آنها عمدتاً این مساله را از یکسو به خاطر سیاست قطر در تضعیف عربستان می‌دانند و از سوی دیگر سیاست امارات در راستای انتقال پایگاه نظامی آمریکا از قطر به امارات و همچنین سیاست‌های کنترلی عربستان در قبال قطر توصیف کرده‌اند. آنها همچنین به نقش آمریکا در این بحران توجه ویژه‌ای داشتند و معتقدند که آمریکا نباید جانب یک طرف را بگیرد، همچنین آمریکا باید اولویتش در منطقه را نه اختلاف دولت‌های عربی بلکه ایران و داعش بداند. 

مقدمه:
بحران اخیر میان کشورهای عربی به ویژه عربستان و امارات با قطر که به بهانه کمک‌های قطر به گروه‌های تروریستی در منطقه و همچنین رابطه قطر با ایران شکل گرفته است، تأثیر قابل توجهی در نظم فعلی خاورمیانه داشته است. سوال این است که اولا اندیشکده‌های صهیونیستی در رابطه با بحران قطر چه دیدگاهی دارند که در این راستا به برنامه و اهداف بازیگران اصلی این بحران از نظر آنان توجه می‌شود. ثانیاً توصیه و پیشنهادهای این اندیشکده‌ها به بازیگران تأثیرگذار در مورد بحران قطر چیست؟ از نظر اندیشکده‌های صهیونیستی بحران کشورهای عربی فرع است و مسئله اصلی در منطقه، ایران و گروه‌های تروریستی است. از نظر آنان عربستان در این بحران به دنبال کنترل قطر و شورای همکاری خلیج فارس است و امارات به دنبال تغییر پایگاه نظامی آمریکا از قطر به خاک خود است. همچنین از نظر آنان عربستان باید قطر را به شورای همکاری خلیج فارس برگرداند و اجازه ندهد تا قطر به ایران نزدیک شود. آمریکا هم نباید اجازه دهد که اولویت‌هایش توسط بازیگران منطقه‌ای مشخص شود و باید توجه داشته باشد که ایران و داعش در اولویتند و نه اختلاف بین دولت‌های عربی. 

1- ریشه‌یابی بحران:
به طور کلی در اندیشکده‌های صهیونیستی دو دیدگاه مختلف در رابطه با شکل گرفتن این بحران وجود دارد: یکی اختلافات دهه 1990 و گرایش قطر به گروه‌های غیردولتی1 و ایران که در آن ریشه این اختلاف به کودتای 1995 حامد بن خلیفه الثانی برمی‌گردد که عربستان این کودتا را رد کرده بود. این تحلیل معتقد است که در راستای این تغییر دیدگاه عربستان، قطر به سمت تضعیف عربستان رفت و در این راستا از یک طرف به سمت قدرت‌های بزرگی چون آمریکا و از طرف دیگر به حمایت از ایران، اخوان المسلمین و... پرداخت. به زعم دانیل بایمن و ویلیام مک کانت در موسسه بروکینگز علت این بحران به کمک تقریبا یک میلیارد دلاری قطر به افراط‌گرایان سنی و ایران در رابطه با دخالت در عراق برمی‌گردد.(1) دوم ریشه‌های قومی-قبیله‌ای که علت را در اختلافات قومی- قبیله‌ای در سالیان دور دانسته و این بحران را ادامه آن می‌دانند؛ لی اسمیت2 در تحلیلی در موسسه هادسون به این دیدگاه پرداخته است.(2)

2- بازیگران اصلی منطقه و اهداف آنها از دید اندیشکده‌های صهیونیستی آمریکا:
قطر: دیوید وینگبر از تحلیلگران موسسه بنیاد دفاع از دموکراسی معتقد است که بی‌تفاوتی عربستان به تهاجم عراق به کویت1991 باعث شد تا قطر به دنبال این باشد تا بقای خود را با ایجاد ارتباط با قدرت‌های بزرگ و نیز بازیگران غیردولتی چون اخوان المسلمین، حزب الله، حماس، اسد و... تضمین کند.(3) لی اسمیت در تحلیلی با عنوان "واقعیت پشت پرده بحران دیپلماتیک با قطر" در موسسه هادسون، سیاست قطر را دوگانه توصیف کرده است؛ از یکسو پایگاه نظامی آمریکا را دارد و از سوی دیگر از تروریست‌ها حمایت می‌کند و با ایران تجارت می‌کند.(4) محمد الیحیی تحلیلگر سعودی معتقد است که قطری‌ها به دنبال تضعیف دولت عربستان هستند.(5) در مورد امارات واقعیت این است که آنها با ایران تجارت می‌کنند و به افرادی از رژیم سوریه پناه می‌دهند که با سعودی‌ها و قطری‌ها مخالف هستند.(6) امارات: مهم‌ترین هدف امارات این است که آمریکا پایگاه نظامی خود را از قطر به امارات انتقال دهد.(7) عربستان: از یکسو عدم تضعیف در مقابل قطر و از سوی دیگر مفید بودن خود را به آمریکا نشان دهند. تونی بادران پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی می‌گوید "سعودی‌ها به دنبال این هستند که به آمریکا نشان دهند که بخشی از راه‌حل هستند. در واقع شریکی برای آمریکا علیه همه چیزهای بی‌ثبات کننده در منطقه هستند؛ خواه ایران باشد و خواه افراط‌گرایان سنی."(8) ایران: آلکس وطن خواه در یادداشتی در موسسه«میدل ایست» معتقد است که ایران با علاقه‌ای زیاد شاهد اختلاف بین شورای همکاری خلیج فارس و قطر است. نخست فرصت تجاری فوری ایجاد شده برای ایران در این زمینه است؛ از طرف دیگر نمایش ایران به عنوان ناجی قطر «سرمایه‌گذاری سیاسی» است؛ به طوری‌که وقتی آب‌ها از آسیاب بیافتند ایران می‌تواند امیدواری بیشتری به پذیرش سخنان خود در بین ارکان رهبری قطر داشته باشد.(9) نزدیکی ایران و قطر برای شورای همکاری خلیج فارس تهدید محسوب می‌شود.(10)

3- پیامدهای بحران:
از نظر این اندیشکده‌ها مهم‌ترین پیامدهای این بحران در قالب موارد زیر است:
بر شورای همکاری خلیج فارس: این بحران باعث ایجاد شکاف در بین کشورهای عضو شورای خلیج فارس شد. به عنوان مثال باعث شکاف بیشتر در مخالفان دولت اسد شده است. در گزارشی در این مورد آمده است که "بحران باعث نزدیکی قطر به ایران شده به گونه‌ای که ایران به دوحه هواپیماهای غذایی فرستاده است. از طرف دیگر احتمال تشکیل یک جبهه برای تضعیف ایران توسط امارات بسیار ضعیف است.(11) ایران و روابط با قطر و امارات: بحران قطر تاکید مجدد بر این است که ایران از وجود اختلاف در کشورهای همسایه جنوبی خود بهره‌مند می‌شود زیرا این امر مانع از ایجاد ائتلاف ضد ایرانی خواهد شد.(12) قطر در بزرگترین میدان نفتی جهان در پارس جنوبی که درآمد عظیمی نصیب آنها می‌کند، با ایران مشارکت دارد. بنابراین رابطه خوبی با ایران دارد و این بحران باعث نزدیکتر شدن دو طرف شده است. به گونه‌ای که پس از بستن مرزهای زمینی عربستان و قطر، با مختل شدن حدود 40 درصد از واردات مواد غذایی قطر، مواد غذایی توسط ایران به قطر فرستاده شد. البته در این مورد ترکیه بهتر از ایران اقدام کرده است.(13) قطر و آمریکا: پایگاه نظامی العدید3 مقر نیروهای آمریکایی و همچنین صحنه مهم عملیاتی آمریکا در افغانستان، عراق، سوریه و دیگر کشورهای منطقه است. اگرچه ترامپ در این بحران حمایت‌های قطر از تروریسم را محکوم کرد و جانب عربستان را گرفت و معتقد است که قطر سالها از افراط‌گرایی، گروه‌هایی چون از حماس تا القاعده حمایت کرده است؛ ولی انتقال پایگاه العدید در کوتاه مدت به آنها ضرر بزرگی وارد می‌کند.(14)

4- پیشنهادات (برنامه‌های) اندیشکده‌ها در رابطه با بحران:
عربستان: محمد الیحیی تحلیلگر نزدیک به دولت عربستان معتقد است که "سعودی‌ها باید به دنبال یک شورای همکاری خلیج یکپارچه و متحد باشد. نکته‌این نیست که قطر به زانو در آورده شود؛ بلکه باید مسیر بازگشت به اتحاد برگردانده شود. هیچ کس نمی‌خواهد این مسئله ادامه یابد."(15) امارات: امارات باید بازی درگیری با قطر جهت انتقال پایگاه نظامی از قطر به امارات را تغییر دهد و باید به دنبال تقویت جایگاهش در نظم منطقه‌ای باشد. از جمله دلایلی که امارات در راستای واکنش شدید به قطر عنوان کرده، حمایت قطر از ایران است؛ این درحالی است که هنوز پرواز مستقیم از ایران به امارات و بالعکس وجود دارد. امارات باید این سیاست دوگانه را کنار بگذارد.(16) آمریکا: آمریکا نباید به خاطر درگیری‌های قبیله‌ای در منطقه تحت تأثیر قرار گیرد. مبارزات امارات علیه دیگر متحد شورای همکاری خلیج فارس، انحراف از مسائل جدی منطقه یعنی افراط‌گرایی سنی و توسعه‌طلبی ایران است. دولت ترامپ باید به این دو موضوع توجه کند.(17) در واقع موضوع مهم این روزهای خاورمیانه ‌ایران است که در حال تکمیل پل سرزمینی در سراسر خاورمیانه است که خلیج فارس را به دریای مدیترانه در یک شبکه از تهران- بغداد- دمشق- بیروت است. این موضوع مسئله‌ای بزرگ برای متحدین آمریکا در منطقه به ویژه اسرائیل و اردن است و بسیار بزرگتر از کشمکش امارات و قطر است.(18) در ضمن باید توجه داشت که کشورهای عربی خلیج فارس شرکای مهمی در مبارزه با تروریسم هستند؛ آنها به آمریکا اطلاعات مهم و حیاتی می‌دهند. آنها در کنار هم علیه داعش اقدام می‌کنند و امکانات مهمی در مبارزه علیه القاعده ارائه می‌دهند. این برای آمریکا به این معنی است که انتخاب یکی از طرفین، همکاری با برخی دولت‌ها را به مخاطره می‌اندازد. در این شرایط منفعت کاهش می‌یابد. پس واشنگتن باید به سمت حل اختلاف برود.(19)

نتیجه‌گیری:
پس از شکل‌گیری بحران کشورهای عربی اندیشکده‌های صهیونیستی در آمریکا دیدگاه‌های خود را در رابطه با آنها مطرح کردند. برخی از آنها ریشه‌های این بحران را به دهه 1990 و در اختلافات آن زمان عربستان و قطر دانسته‌اند؛ در حالیکه برخی دیگر آن را به قبل از آن و به زمان اختلافات قومی-قبیله‌ای گذشته می‌دانند که تا کنون ادامه یافته است. آنها مهم‌ترین بازیگران داخلی این بحران را ایران، عربستان، امارات و قطر معرفی کرده‌اند. از نظر آنها ایران به دنبال آن است تا در بین کشورهای جنوبی خود اختلاف ایجاد شود تا جبهه ضد ایرانی شکل نگیرد و در این راستا از منطقه مشترک گازی خود در پارس جنوبی استفاده نموده و در بین کشورهای عربی اختلاف ایجاد کرده است. قطر به دنبال تضعیف عربستان است و در واقع پس از بی‌اعتمادی به عربستان در دهه 1990 در مورد دخالت عراق در کویت به سمت قدرت‌های جهانی و همچنین منطقه‌ای چون ایران و بازیگران غیردولتی منطقه‌ای چون اخوان المسلمین، حزب الله، حماس و همچنین دولت اسد رفت. امارات به دنبال این است تا به آمریکا نزدیک شود و در این راستا می‌خواهد به دنبال انتقال پایگاه نظامی آمریکا به امارات است. این اندیشکده‌ها اعتقاد دارند که این بحران پیامدهایی چون ایجاد شکاف در شورای خلیج فارس را دارد و همچنین ایجاد جبهه ضد ایرانی در شورای خلیج فارس، نزدیکی ایران و قطر و... دارد. آنها معتقدند که عربستان باید به سمت ایجاد شورای همکاری خلیج فارس یکپارچه برود. امارات سیاست‌های خود را در انتقال پایگاه نظامی از قطر کنار گذاشته تمام روابط تجاری و هواپیمایی خود با ایران را قطع کند. آمریکا نیز اولاً نباید یکی از طرفین اختلاف را انتخاب کند و سعی در مدیریت آن را داشته باشد. ثانیاً نباید این موضوع را اولویت بداند. اولویت، ایران و تروریسم منطقه است.
در رابطه با نزدیک شدن به قطر دو موضوع مهم وجود دارد یکی کمک‌های بیشتر غذایی به قطر که برای آنها بسیار مهم است. دیگری میدان گازی پارس جنوبی و استفاده از آن در رابطه با قطر است. همچنین ایران به هیچ وجه نباید اجازه یکپارچه شدن به اعضای شورای همکاری خلیج فارس را بدهد.

*دانشجوی دکتری مطالعات آمریکا و کارشناس موسسه تحقیقات و پژوهش‌های سیاسی علمی ندا

1- از نظر آنان در قالب تروریسم.
2- Of Tribes and Terrorism.
3- بزرگترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه.
نام:
ایمیل:
* نظر: