آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۵۳۱۴
تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۶
بنفشه رستمی*

چکیده
عدم موفقیت عربستان در حل بحران منطقه ای و تضعیف نقش این کشور باعث اهمیت سفر ترامپ شده است. آنچه که عربستان از این سفر مهم به دنبال آن است مقابله با نفوذ ایران و تقویت نقش استراتژیک خود در منطقه و به دست گرفتن رهبری جهان اسلام است. اقداماتی از قبیل قرارداد تسلیحاتی با آمریکا، گسترش ایران هراسی و شیعه هراسی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی، اجماع سازی با دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس و آشکار کردن رابطه خود با اسرائیل است. در واقع عربستان بر خلاف رابطه سرد با اوباما، ترامپ را یک شریک استراتژیک برای مقابله با قدرت‌گیری ایران می‌داند.

مقدمه
سفر رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به خاورمیانه در ماه اخیر چرخشی را در سیاست خارجی دولت جدید واشنگتن نشان می‌دهد. اجماع بین‌المللی سران کشورهای عرب به میزبانی عربستان با حضور دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و بهبود روابط با تل آویو فصلی تازه در روابط استراتژیک کشورهای خلیج فارس با ایالات متحده و اسرائیل را فراهم کرده است. در حالی که به وضوح روابط عربستان و آمریکا در دوره باراک اوباما به ویژه بعد از بهار عربی رو به تیرگی نهاد، استقرار ترامپ و تیم او در کاخ سفید از سوی زمامداران عربستان به عنوان یک شروع جدید در روابط دو کشور مورد استقبال قرار گرفت، در فضایی که منطقه خاورمیانه شاهد حضور داعش است، گزارش سازمان‌های امنیتی آمریکا، نقش اتباع سعودی در حادثه 11 سپتامبر را تایید می‌کند و ائتلاف عربی به رهبری سعودی در یمن موفقیتی نداشته است همچنین بحران سوریه، عربستان و آمریکا سعی کردند در جریان سفر اخیر ترامپ، ایران را به مثابه یک تهدید امنیتی برجسته سازند بدون اینکه نیاز به بازنگری در سیاست‌های خود داشته باشند هرچند آمریکا از اصول ثابت سیاست خارجی برخوردار است ولی عربستان هنوز خط مشی اشتباه خود را ادامه می‌دهد. کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) و خصوصا عربستان که عمیقا از سیاست‌های اوباما در خصوص ایران و سوریه مایوس شده بودند اینک با درک تهدید مشترک اشتیاق فراوان برای روابط جدید دارند. برای ایالات متحده نیز توسعه ائتلاف و همکاری‌های امنیتی با کشورهای عربی منطقه می‌تواند یک نیروی فزاینده برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی شامل مقابله با سیاست‌های تخریبی ایران و مغلوب ساختن دولت اسلامی‌باشد. رویکرد خصمانه دولت جدید ایالات متحده نسبت به تهدیدات منطقه خصوصا ایران که به عنوان تهدیدی که نیازمند پاسخ نظامی است یا ارزش مشارکت بیشتر با کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس را دارد، عربستان و دیگر کشورهای منطقه را نسبت به همکاری‌های آتی با آمریکا امیدوار کرد.(1)

 نمود این نزدیکی را می‌توان در بزرگترین معامله تسلیحاتی میان ریاض و واشنگتن به ارزش 110 میلیارد دلار مشاهده نمود. فروش تسلیحات نظامی، سامانه دفاع ضدموشکی، ناوهای جنگی و .. سلاح‌های جنگی که مذاکرات نشست ریاض هیچ تردیدی را باقی نگذاشت که قرار است به سوی ایران روانه شود. بازگشت دوباره آمریکا به قلب خاورمیانه و بازسازی ائتلاف با کشورهای عربی منطقه خلیج فارس خصوصا عربستان تنها یک پیام روشن را می رساند و آن مقابله با ایران در منطقه و تضعیف آن می‌باشد. موضوعی که بیش از داعش باید به فکر آن بود. در واقع سیاست خارجی آمریکا از اصول ثابتی برخوردار است و تغییر دولت ها باعث تغییر رویکرد می‌شود نه تغییر کلی سیاست‌ها. به نوعی دولت جدید ایالات متحده همان سیاست‌های دولت پیشین را دنبال می‌کند با این تفاوت که لحن ترامپ برای پیگیری سیاست‌ها تند و جنجالی ترمی‌باشد امری که مورد استقبال دول عربی منطقه قرار گرفته و در حال حاضر سعودی‌ها با پرداخت دلارهای نفتی خواهان پشتیبانی نظامی و امنیتی ایالات متحده هستند به نوعی همان معامله امنیت در قبال انرژی در حال شکل‌گیری است. آمریکایی‌ها معتقدند اگر سعودی‌ها خواهان امنیت هستند باید بهایش را بپردازند.(2) ترامپ در تور خاورمیانه‌ای خود طیف وسیعی از مسائل از جمله توافق هسته‌ای با ایران، مناقشه اسرائیل/فلسطین، جنگ در سوریه و عراق و مبارزه با شبه نظامیان گروه دولت اسلامی را مطرح نمود که مورد استقبال عربستان و اسرائیل به عنوان دوستان مشترک قرار گرفت، با این حال این موضوعات با جزییات و درجه‌ای از شدت و قوام صورت گرفته و می‌تواند طی هفته‌ها و ماه‌های آینده خطوط کلی سیاست خارجی خود را تغییر دهد. در ادامه به اهداف و پیامدهای همکاری ریاض- واشنگتن در این سفر اشاره خواهد شد.

همکاری واشنگتن- ریاض
هنوز روابط آمریکا و عربستان با چالش‌هایی مواجه است و با وجود منافع مشترک قوی و همکاری‌های نهادینه شده در شماری از بخش‌ها از جمله:
1. همکاری‌های ضد تروریستی علیه داعش
2. همکاری در زمینه مبارزه با القاعده
3. تجارت گسترده تسلیحات نظامی
این روابط کماکان حساس و قابل تامل به نظر می‌رسد. خصوصا ممکن است چالش‌هایی در رابطه با تمرکز ایالات متحده بر روی تروریسم رادیکال اسلامی بوجود آید و از طرفی عربستان نیز خود را حامی و مدافع گروه‌ها و جنگجویان اسلامی در سراسر دنیا می‌داند، به نوعی رویدادهای مهمی از قبیل خروج عراق از محور اردوگاه سنی و روی کار آمدن دولتی شیعه همسو با ایران در خاورمیانه پسا صدام، وقوع بهار عربی و تبدیل آن به بحرانی بین‌المللی و نیز توافق هسته‌ای و تداوم دولت روحانی در عرصه ی داخلی و همکاری‌های گسترده ایران با روسیه و اروپا به شدت منافع واشنگتن، ریاض، تل‌آویو را تهدید کرده و باعث شده ائتلاف سازی علیه ایران و تغییر موازنه را دوچندان کند.(3) همکاری‌های ایالات متحده با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و در راس آنها عربستان در حال حاضر دارای سیال‌ترین و در عین حال ترکیب نامشخصی از تهدیدات امنیتی در طول تاریخ آنها می‌باشد. با این حال تمرکز استراتژیک و موازنه متعارف نیز تغییر یافته و برای هر دو طرف ایران به عنوان بیشترین منبع تهدید قلمداد می‌شود، چرا که ایران با قابلیت توان نظامی تهدیدی مستقیم برای تمامیت ارضی عربستان و دیگر متحدین آمریکا در منطقه و نیز امنیت جریان صادرات نفت و اقتصاد جهانی است. روابط آمریکا و کشورهای عربی خلیج فارس به ازدواجی سنتی با مشکلات فراوان تشبیه شده که هیچ امکانی برای جدایی آن وجود ندارد و شرکای جایگزینی چون روسیه برای دولت‌های عربی و یا شرکای مذاکره کننده برای آمریکا چالش‌های ناخوشایندی به شمار می‌آیند. در واقع منافع متقابل قوی میان ایالات متحده و خلیج فارس در برخورد با تهدیدات منطقه، روابط سیاسی، امنیتی و اقتصادی را با وجود پیچیدگی‌ها تقویت می‌کند. براین اساس چهار اصل در استراتژی‌های تازه نسبت به خلیج فارس دنبال می‌شود:(4)

1. افزایش همکاری‌های نظامی- امنیتی با کشورهای حاشیه خلیج فارس در جنگ های دفاعی و حملات هوایی با پشتیبانی نیروهای آمریکایی
2. گسترش همکاری‌های ضد تروریستی علیه داعش
3. تجارت گسترده با عربستان و دیگر کشورها
4. و مقابله با نفوذ منطقه‌ای ایران
به زعم اعراب منطقه تلاش‌های ایران برای نفوذ نظامی در دیگر کشورها از طریق بازیگران غیردولتی همچون حزب الله و حماس نه تنها تهدیدی جدی برای آینده منطقه مطرح خواهد شد، بلکه عامل اصلی درگیری‌های سوریه، عراق، یمن و نیز تهدیدی برای ثبات سیاسی دیگر کشورهای عضو GCC و عامل اصلی تنش‌های فرقه‌ای میان شیعیان و سنی‌هاست.(5) واشنگتن و ریاض تهدیدات ایران را با توجه به اولویت‌های امنیتی خود به رسمیت شناخته اند، اولویت آمریکا به تهدیدات ناشی از داعش(ISIS) است در حالیکه عربستان و دیگر کشورهای عضو GCC با طیف گسترده تری از مشکلات در نزدیکی مرزهای خود، حمایت از دولت اسد در سوریه اختلافات عمیق داخلی عراق و یمن متمرکز شده‌اند.

با این حال در دراز مدت به زعم ریاض و واشنگتن در طی نشست اخیر مشخص شد که ایران و اقداماتش تهدید جدی‌تری برای ثبات منطقه‌ای و جنگ ایجاد می‌کند ادعایی که همواره از جانب مقامات رسمی جمهوری اسلامی رد شده است. عربستان با اعتقاد به اینکه نبرد ایران در عراق و سوریه و یمن و تهدید ایجاد شده به وسیله آن را نمی‌توان از تهدیدات ایجاد شده توسط دولت اسلامی و دیگر گروه‌های افراطی شبیه القاعده و النصره جدا کرد، این در حالی است که ریاض خود حامی تروریست‌ها در سطح منطقه می‌باشد و جامعه جهانی خصوصا واشنگتن منکر این واقعیت است.(6) سفر ترامپ به ریاض و تل آویو، نشان داد واشنگتن در راستای بازسازی و تحکیم اتحاد خود در تعریف تهدیدات ایجاد شده به وسیله ایران به همکاری‌های نظامی بیشتر، تشویق اقدام‌های جمعی و بازدارندگی و مهار با یکدیگر نیاز دارند. لذا انعقاد بزرگترین قرارداد تسلیحاتی بین عربستان و آمریکا اهمیت این امر را نشان می‌دهد.(7) نگرانی اعراب بیش از همه نسبت به افزایش قابلیت‌های هسته‌ای و موشکی ایران می‌باشد که اهداف نظامی، پایگاه‌های آمریکا و زیر ساخت‌های منطقه‌ای را مورد مخاطره قرار خواهد داد و برای ائتلاف گسترده‌تر در مقابله با تهدیدات پیش رو مصمم ساخته است. ایالات متحده نیز برای مقابله با گسترش نفوذ ایران در سطح منطقه به عنوان مهمترین تهدید علیه متحد خود اسرائیل نیازمند حمایت از متحدین عرب خود و فروش تسلیحات به آنهاست. در واقع حفظ استراتژی حصار پیرامونی اسرائیل برای دور شدن از آشوب‌های منطقه‌ای و تامین امنیت آن یکی از اهداف ایالات متحده می‌باشد. لذا تقویت روابط دوجانبه و ایجاد مناسبات قوی با تل‌آویو، عربستان و دیگر رهبران خلیج فارس و دنبال کردن تعهدات برای مقابله با تهدیدات ایران در افزایش همکاری‌های استراتژیک کمک خواهد کرد.(8)

اولویت‌های سیاسی در شکل‌گیری ائتلاف واشنگتن- ریاض
با توجه به رشد افراط‌گرایی، بی ثباتی در منطقه و حضور روسیه در معادلات منطقه که تهدیدی جدی برای منافع ایالات متحده تلقی می‌شود اولویت امروز در خلیج فارس برای ایالات متحده و متحدین عرب خود مقابله با نفوذ ایران و داعش است، لذا در این قسمت به مهمترین عوامل در شکل‌گیری ائتلاف سعودی، آمریکایی اشاره خواهد شد.

1- مقابله با نفوذ ایران درمنطقه
اعراب منطقه و ایالات متحده بحران سوریه و یمن را زیرمجموعه‌ای از مشکل بزرگ ایران می‌دانند. ریاض که از زمان شکل‌گیری بحران سوریه به همراه دیگر متحدین منطقه‌ای خود از جمله ترکیه و قطر در براندازی اسد تلاش کرده اینک با رویکرد جدید دولت ترامپ برخلاف رئیس جمهور پیشین باراک اوباما، به شکست استراتژیک ایران در منطقه امیدوار است.(9) درگیری و تنش میان تهران و ریاض از طریق جنگ در سوریه و یمن آشکار است. این تنش‌ها علاوه بر نبرد گروه‌های پراکسی برای تسلط بر منطقه تنش‌های فرقه‌ای در قالب شیعه و سنی را نیز شعله‌ور کرده است. ریاض به ویژه تهران را حامی شبه نظامیان شیعه در منطقه و تهدیدی برای کنترل مسیرهای تجارت دریایی می‌بیند که به عنوان چالشی مشترک نیازمند همکاری است. در واقع همکاری‌های ریاض و واشنگتن باید تلاش‌های ایران را برای بی ثباتی منطقه خصوصا در بحرین و یمن و مناطق سنتی تحت نفوذ عربستان را مورد هدف قرار دهد و کمک‌های دفاعی، نظامی برای دفاع از مرزهای جنوبی خود در جلوگیری از حملات شیعیان حوثی را گسترش دهد.
به زعم عربستان، خاورمیانه جدید که در آن ایران پس از توافق هسته‌ای قدرت مانور بیشتری یافته و به نفوذ شیعیان و گروه‌های حامی ایران در سوریه و یمن و عراق قدرت بیشتری بخشیده است، می‌بایست رویکرد فعال‌تر و تهاجمی‌تری را همراه با متحد دیرینه خود یعنی ایالات متحده در واکنش به نفوذ ایران برای پیشبرد منافع اقتصادی و نظامی خود اتخاذ کنند.(10)
با توجه به سخنان پیشین مقامات آمریکایی مبنی بر اینکه ایالات متحده مشغول بازنگری جامع سیاست خود در مقابل ایران است و عدم مهار ایران می‌تواند تهدیدی علیه صلح و ثبات جهان باشد چرا که یک ایران مهار نشده سرنوشتی چون کره شمالی را به دنبال خواهد داشت.(11) بنابراین در نشست سران عرب، آمریکا بازهم ایران را به حمایت از تروریسم متهم کرد و دیگر کشورهای جهان را برای منزوی ساختن ایران به همکاری دعوت نمود اظهاراتی که حتی صدای نمایندگان بریتانیا را هم در پی داشت. در واقع واشنگتن همراه با ریاض و تل آویو همچنان به دنبال تشدید ایران هراسی در سطح منطقه و ایجاد تحریم‌های جدید به بهانه برنامه‌های موشکی و نقض حقوق بشر هستند این در حالی است که ریاض خود حامی و مروج تروریسم تکفیری می‌باشد و واشنگتن چشم خود را بر حقایق کنونی خاورمیانه با توجه به دلارهای سعودی بسته است، این مواضع و لفاظی‌های سیاسی در قبال ایران که با واقعیت فاصله زیادی دارد همواره مورد استقبال سران سعودی قرار گرفته و هر دو به تخریب تهران پرداخته‌اند.(12)

2- مبارزه با تروریسم
 کشورهای حاشیه خلیج فارس دولت اسلامی در سوریه و عراق و فراتر از آن را به عنوان یک تهدید وجودی می‌دانند. با این حال همکاری‌های نظامی در مبارزه با داعش به نگرانی این کشورها در سوریه و متحدینش که خلاء تهدیدات مرزی و سرزمینی داعش را پر کرده اندو با منابع نظامی خودشان تهدیداتی نزدیک به خانه مانند یمن هستند افزایش یافته است. اعراب جنوبی خلیج فارس خصوصا عربستان همکاری این کشورها با ایالات متحده برای مقابله با تلاش‌های تخریبی ایران در منطقه از جمله پشتیبانی از رژیم اسد و شورشیان حوثی که می‌تواند در محاسبات مربوط به سوریه تاثیرگذار باشد. زمینه‌هایی از قبیل مقابله با ایدئولوژی تروریستی و پایان دادن به جریان حمایت مالی از گروه‌های تروریستی خلیج فارس که نیازمند بحث‌های مدوام با ایالات متحده است. چرا که چالش‌های ویژه‌ای ممکن است در رابطه با تمرکز آمریکا و عربستان بر تروریسم اسلام رادیکال به وجود آید خصوصا در رابطه با عربستان که خودرا مدافع جنگجویان اسلامی در جهان می‌داند. هنوز بسیاری از دولت‌های خلیج فارس اقامتگاه بسیاری از گروه‌های افراطی است و اتحادهایی را با گروه‌های داخل و خارج از منطقه دارند بنابراین برای از بین بردن داعش و عقب کشاندن ایران به روابط و همکاری‌های نزدیکتر با واشنگتن نیاز دارند.(13)

پیامدهای حضور ترامپ در منطقه
همانطور که اشاره شد سفر ترامپ را می‌توان به عنوان فصلی تازه بر مناسبات نوین در خاورمیانه مورد بررسی قرار داد. با توجه به اینکه موضوعاتی همچون مقابله با تهدیدات منطقه‌ای ایران، مقابله با تروریسم و پیشبرد مذاکرات صلح فلسطین مهمترین اهداف این سفر مطرح شد اما آنچه که به عنوان پیامدهای احتمالی این سفر می‌توان برشمرد پیوند با رژیم‌های محافظه‌کار منطقه خاورمیانه برای مقابله با نفوذ منطقه‌ای ایران، عادی سازی روابط اعراب با اسرائیل و تمرکز مجدد بر قرارداد صلح بین اسرائیل و فلسطینی‌ها که می‌تواند به خصومت بین اسرائیل و همسایگان عرب آن کمک کند، با توجه به اینکه عربستان از کنفرانس طائف در 1981 به این سو به دنبال تعارض با اسراییل نیست اما در میان جامعه عرب هنوز این نگرش مورد قبول واقع نشده و آمریکا درصدد است تا ایران را به عنوان مهمترین دشمن اعراب جایگزین اسرائیل کند و در نهایت جلوگیری از تجدیدنظر طلبی در نظم منطقه‌ای است. در واقع آمریکا در تلاش است تا حل مسئله سوریه و فلسطین را بصورت همزمان به پیش برد و در پاسخ اعراب برای مقابله با نفوذ ایران، امتیازات حداکثری را به نفع اسرائیل کسب نماید. به نوعی آمریکا در صورت اطمینان یافتن از پیشرفت مذاکرات صلح فلسطین آنطور که مطابق میل خود و اسرائیل است و دست یافتن به یک تضمین امنیتی محکم برای اسرائیل، بصورت جدی مقابله با ایران را در میدان سوریه آغاز کند. اما انعقاد قرارداد تسلیحاتی میان آمریکا و عربستان به نوعی منطقه خلیج فارس را بیش از پیش امنیتی خواهد ساخت و هر تحرکی در مرزهای کشورهای عربی منطقه و ایران حساسیت برانگیز خواهد شد چرا که ایران و عربستان هم اکنون در مرزهای یمن درگیر یک جنگ نیابتی می‌باشند و این افزایش تسلیحات عدم اعتماد از نیات متقابل کشورها و افزایش جنگ را در پی خواهد داشت.(14)

نتیجه
روی کارآمدن رئیس جمهور جدید ایالات متحده با رویکردی خصمانه نسبت به ایران فرصتی برای استحکام و افزایش روابط استراتژِیک خود با کشوهای عرب حاشیه خلیج فارس و متحد منطقه‌ای خود فراهم آورده است در واقع افزایش نفوذ منطقه‌ای ایران بعد از توافق هسته‌ای نگرانی عربستان و دیگر کشورهای عربی منطقه را در پی داشت و لذا از بهار عربی، ریاض برای مقابله با ایران سیاست مستقل و تهاجمی‌تری را در منطقه اتخاذ نمود. پیروزی ترامپ نیز در کارزار سیاسی ایالات متحده بهترین گزینه ممکن برای ریاض و تل آویو محسوب می‌شد چرا که دولت اوباما روند عادی‌سازی روابط با ایران را در پیش گرفته بود. در حال حاضر فعالیت‌های ریاض و واشنگتن دوچندان شده و نشست اخیر سران عرب و انعقاد بزرگترین معامله تسلیحاتی چرخشی در سیاست خارجی آمریکا را نشان می‌دهد که علاوه بر دشوار کردن کار ایران در سوریه، متحدان ایران در لبنان و عراق را هم تحت فشار قرار خواهد داد. تدوام جنگ در سوریه، یمن، نگرانی‌های زیادی را برای پادشاهی‌های منطقه و ایالات متحده مطرح کرده است. مسائل کلیدی که به سیاست آمریکا در منطقه شکل داده امروزه شامل مبارزه با تروریسم، تامین امنیت جریان نفت ومنزوی کردن ایران و گروه‌های مورد حمایتش در منطقه است در این راستا باید اظهار داشت که سه عامل در گسترش همکاری‌های عربستان و متحدین عرب خود با واشنگتن موثر خواهند بود: 1- افزایش قدرت منطقه‌ای ایران در تحولات منطقه و روی کار آمدن دولت شیعی در عراق و همسو با ایران در خاورمیانه پساصدام، قدرت یابی حوثی‌ها در یمن و قدرت روز افزون ایران در مهار تروریسم تکفیری (داعش) در عراق و سوریه؛ 2- حضور روسیه در معادلات امنیتی خاورمیانه و خلیج فارس و3- مبارزه با تروریسم. در واقع مسائلی از قبیل مقابله با افراط‌گرایی اسلامی در قالب گروه‌هایی نظیر داعش در مناطق مشترک میان دو کشور، می‌تواند در تقویت همکاری‌ها برای حل و فصل منازعات منطقه‌ای موثر باشد. در واقع تمایل ترامپ این است که به طور علنی ایران را به چالش نظامی بکشد یا با تضعیف آن از طریق متحدین عرب خود با سیاست‌های مقابله جویانه‌تر مقابله کند که این امر به واسطه منابع مالی عربستان تامین خواهد شد، کشورهای عربی منطقه نیز که هنوز به حضور نظامی آمریکا در مقابل ایران نیاز دارند به دنبال افزایش وعده‌ها و تضمین‌هایی به ایالات متحده هستند، بنابراین بسیار محتمل است که واشنگتن در حمایت از شرکای عرب خود خصوصا عربستان به شدت در رویارویی با ایران قرار بگیرد. در واقع سعودی‌ها از قدرت‌یابی نیروهای حامی ایران در منطقه ناخشنود هستند بنابراین از این پس ترامپ به عنوان متحد و تضمین امنیت شرکای خود به دنبال محدود کردن این نیروها است. به این ترتیب همکاری‌های دفاعی و امنیتی ایالات متحده و اعراب، انعقاد قراردادهای تسلیحاتی، تلاش برای بهبود روابط تل آویو- ریاض و بازسازی اتحاد آنها در آینده در مجموعه امنیتی خلیج فارس، نقش موثری در راهبردهای مهم منطقه‌ای و بین‌المللی و معادلات جهان ایفا خواهد کرد.

1-  کارشناسی ارشد مطالعات منطقه‌ای دانشگاه علامه طباطبائی

پانوشت‌ها:
1- Boghardt, Lory Plotkin&Henderson, Simon (2017), Rebuilding Allaiances and Countering Threats in the Goulf, THE WASHINGTON INSTITUTE FOR NEAR EAST POLICY. NO. 35. FEBRUARY 2017.
2-https://www.nytimes.com/2017/05/23/opinion/donald-trump-middle-east-saudi-arabia-muslims.html?
3- Cordesman, Anthony (2016), Saudi Arabia and the United States: Common Interests and Continuing Sources of Tension, Center for Strategic & International Studies. https://www.csis.org
4- Boghardt, Lory Plotkin&Henderson, Simon (2017).
5- Kalout, Hussein (2015), the Geopolitics of Arab World and the Comprehensive Nuchear Agreement, in Iran and the Arab Workd after the Nuclear Deal, Rivalry and Engagement in a New Era, Harvard Kennedy School, Belefer Center for Science and International Affairs.
6- Friedman, Ezra (2016), "A Saudi Perspective”. http://britishpugwash.org/wp/wp-content/uploads/2016/05/13-Ezra-Friedman.pdf
7-https://www.nytimes.com/2017/05/23/opinion/donald-trump-middle-east-saudi-arabia-muslims.html?
8- Cordesman, Anthony (2016), Saudi Arabia and the United States: Common Interests and Continuing Sources of Tension, Center for Strategic & International Studies. https://www.csis.org
9- Boghardt, Lory Plotkin&Henderson, Simon (2017).
10- Obaid,Nawaf,(2015),"Saudi Arabia is emerging as the new Arab superpower" http://www.telegraph.co.uk/news/worldnews/middleeast/saudiarabia/11583598/Saudi-Arabia-is-emerging-as-the-new-Arab-superpower.html
11-Pramuk,Jacobe(2017), Sec of State Tillerson warns 'unchecked Iran' could follow path of North Korea, http://www.cnbc.com/2017/04/19/watch-rex-tillerson-statement-on-iran.html
12-https://www.bloomberg.com/news/videos/2017-05-22/u-k-s-lamont-calls-trump-s-iran-stance-a-mistake-video
13- Boghardt, Lory Plotkin&Henderson, Simon (2017).
14- https://www.washingtonpost.com/news/worldviews/wp/2017/05/22/why-trumps-flight-from-saudi-arabia-to-israel-is-such-a-big-deal/?utm_term=.ac71df240870
نام:
ایمیل:
* نظر: