آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۵۲۸۴
تاریخ انتشار: ۱۸ تير ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۸
قدیر نصری

به گزارش سایت ندا، درسال ۲۰۱۲، اکثر ما محققان، حیرت زده و مبهوت ماندیم از دیدن کلیپ هایی که در آنها، مردم عادی و غیر مسلح سوریه در جادها به تیربار بسته می شدند. افرادی مسلح، الله اکبر گویان و با کمال خونسردی، نوک مگسک را به پیشانی رانندگان بی خبر نشانه می گرفتند و دهها خودرو را به همراه سرنشینان غیرنظامی به دره می فرستادند، مهاجمان مصمم، سپس از اتومبیل خود پیاده می شدند و باز هم الله اکبرگویان ! برای اطمینان از کشته شدن سوژه ها به آنها تیر خلاص می زدند و دوباره سوار ماشین خود شده شکار را ادامه می دادند. سرود یا نشیدهای حماسی روی این جنازه ها و قتل ها مونتاژ می شد و بر خلاف دیگر قاتلان ، اینان کارهای خود را در رسانه های جهانی منتشر می کردند. نمایش جنازه های خونین و کشتارهای بی حساب در نهایت کار خود را کرد : چندین شهر ، یکی پس از دیگری در اختیار اعضای داعش قرار گرفت و ساکنان شهرهای مفتوحه چاره ای نیافتند جز تسلیم ، حیرت، توبه و حتی همکاری.

 
در نوشتار حاضر، این گونه می پرسیم که متافیزیک کشتار و الاهیات خشونتی که پشتوانه این جنایات هستند، کدامند؟ با رجوع آثاری از بزرگان فکری سلفیسم تکفیری و در قالب سه اصل نکایه (به هم ریختن نظم موجود با کشتار و قتل و جرح) ، توحش (ایجاد هراس و وحشت و ترس) و تمکین ( تاسیس و برپایی خلافت و مقتدرسازی آن) به این پرسش پاسخ خواهم گفت؛ سه اثر در این نگارش محل توجه بوده اند : کتاب مسایل من فقه الجهاد یا فقه الدماء نوشته عبدالرحمن العلا مشهور به ابوعبدالله المهاجر که در سال ۱۹۱۶ کشته شد) ، اداره التوحش ( نوشته ابی بکر ناجی ) و بدایه المجتهد و نهایه المقتصد ( نوشته ابن رشد– ۴۵۰ تا ۵۲۰ هجری قمری ) .


به باور نگارنده ، تعجب ما ایرانیان از شلیک به سمت مردم ، کافر خواندن جمعیت پرشمار ، غرق کردن اسرا در آب ، آتش زدن اشجار و اموال و منازل و حتی خلبان اسیر ، مثله کردن و .... ناشی از بی اطلاعی مان از متافیزیک یا عقبه فکری این مجازات ها در در دستگاه فقهی عده ای ( ولو معدود ) از علمای سلفی تکفیری است. در همین کتاب اخیر ( رسایل من فقه الجهاد ) باب ها و بحث های مفصلی در باب جواز التحریق و التغریق ( ص ۱۶۶ ) ، تخریب بیوت و املاک و اراضی دشمن یا کافر ( تعیین مصداق کفر با علما است ) ( ص ۲۱۶) و حتی احکام مثله ) ص ۲۴۶ ) آمده است که آگاهی از آنها موجب کاهش حیرت در خصوص کارهای داعش می شود. عجیب تر آن است که این شرح و تفصیل ها با ارجاع مکرر به آثار علما و مفسران کبیری چون مسلم ، بخاری ، ابن رشد ( همان ابن رشد فیلسوف و صاحب کتاب بدایه ) ، ابن کثیر ، قرطبی و ..... صورت گرفته است. گویا کم توجهی ما دانشگاهیان به همین افکاری مه در همین نزدیکیست باعث حیرت و تعجب مان شد. آنچه در ادامه می آید شرح سه مفهومیست که ارکان نظری کشورگشایی و خونریزی داعشیان را تشکیل می دهند.

مفهوم نخست: النکایه

یکی از قوی ترین بحث ها در باب نکایه و شمول آن در فصل سوم کتاب بدایه المجتهد و نهایه المقتصد اثر ابن رشد (همان ابن رشد فیلسوف که در سال ۵۲۰ هجری فوت شد) انجام شده است. ابن رشد در فصل سوم آن کتاب (فی معرفه ما یجوز من النکایه فی العدو ، ص ۳۸۲) رویه و شمول نکایه را با استناد به اقوال و سنن جاریه تبیین کرده است. اما آنچه ابوعبدالله المهاجر در مسایل من فقه الجهاد آورده غالبا متفاوت و پراگماتیستی است. او دو روایت را نقل می کند که بر اساس یکی از آنها ، همه کفار حربی مستحق کشتار نیستند اما در روایت دوم ، همگی (از جمله اطفال و زنان) و بدون استثناء (بغیر تخصیص ، باب ششم) مشمول قتل هستند. او برای تحکیم بحث خود به روایاتی از النووی و ابن رشد (همان نویسنده بدایه) استناد می کند. (مسایل من فقه الجهاد ، ص ۱۱۶)

 
در قالب مفهوم نکایه، ابتدا عده ای به عنوان کافر و دشمن معرفی می شوند و سپس نفوس و اموال و رقابین (غلامان و کنیزها) آنها تصرف می گردد. همه این کارها ، با این توجیه حلال می شود که دشمن یا کفار، علیه احکام خدا اقدام کرده اند. علاوه بر نکایه نفوس، نکایه اموال نیز اهمیت دارد. در قالب نکایه اموال، کلیه اموال کافران حربی در اختیار مهاجمین و سپاه خلیفه قرار می گیرد. سپاه خلیفه یا جهادگران مسلمان می توانند برای تصرف آبادیهای عدو، به آنها حمله ور شوند. قاضی ابوالولید جوزی، حتی اجازه استفاده از منجنیق یعنی پرتاب آتش به خانه دشمن را مجاز می شمرد. پرتاب منجیق که کار توپهای میان برد امروزی را انجام می داده، ابداع چینی ها بود که مغولها آن را به عاریت گرفته و در تصرف شهرهای بزرگی مانند پکن استفاده کردند. حسب گزارش ها از حملات و جنگ های مغولان، شهر پکن به خاطر پرتاب همین منجنیق ها به مدت ۳۰ روز در آتش سوخت و مغول ها وارد شهری سوخته شدند و هیچ مقاومتی را ندیدند. برخی فقهای سنی، استفاده از منجنیق را به دلیل احتمال اشاعه آتش به جان کودکان و زنان اجازه نداده اند (مانند اوازعی و لیث) اما قاضی ابوالولید استفاده از آن را برای ترساندن دشمن و انقیاد بی تکلف دشمن مجاز شمرده است. بر این اساس درختان یا اشجار، شتر و گوسفند و جمیع حیوانات متعلق به دشمن، خانه و کاشانه، مزارع و حتی اماکن نیایش و مناجات کفار، مشمول نکایه اموال می شود و می توان همه را با خاک یکسان کرد. از دید «ابومحمد المقدسی»، فقیه معاصر و نظریه پرداز القاعده، نکایه مقدمه ای است بر استقرار شریعت و مقتدرسازی خلافت اسلامی. المقدسی از اصطلاح قتال نکایه یا جهاد نکایه استفاده می کند و معتقد است که بدون قتل و جرح و تاراندن دشمن نمی توان به تأسیس خلافت و تثبیت شریعت امید بست. ضمن این که به باور ابومحمد المقدسی، در مرحله نکایه، آنچه اهمیت دارد کارآمدی مجاهدین است نه علم آنها به شرع یا آگاهیشان از شریعت. بر این اساس، فردی که اساساً تقیدی به احکام شرع ندارد ولی از مهارت خوبی برای انهدام مواضع دشمن برخوردار است می تواند در عداد سپاه اسلام خدمت کند.


«فواد ابراهیم» در کتاب «داعش: من النجدی الی البغدادی نوستالجیا الخلافه » (ترجمه فارسی : داعش : نوستالژی خلافت : اندیشه سازان نور ، ۱۳۹۵ ) در کنار مفهوم نکایه، از مفهوم انهاک یا فرسوده سازی و خسته کردن هم استفاده کرده است. ( ص ۱۴۵). در قالب مفهوم انهاک، الاهیات عملیات انتحاری و جهاد تهاجمی به نیروهای دشمن توجیه می یابد و هواداران خلیفه می توانند عملیات متعددی – از جمله زدن چوب بر سر یک مسیحی – را انجام دهند. از جمله این عملیات، «عملیات یادآوری» است. در این عملیات هدف داعش و گروه های مشابه، اعلام وجود و عرض اندام است. اینها عملیاتی هستند که موجب خشم دشمن نمی شوند و متفاوت از عملیات ۱۱ سپتامبر است که موجب بسیج دشمن می شود. در پی عملیات انهاکی و یادآوری، رفته رفته منطقه ای از کنترل دولت دشمن خارج می شود و مرحله تمرکز گروه های نکایه آغاز می شود. گروه های نکایه، با مطالعه آسیب پذیری های دشمن، اقدامات خود از قبیل انتحار، نفوذ، شناسایی، اسیر گرفتن، جذب نیرو و سازماندهی را آغاز می کنند تا در گذر زمان فرهنگ نکایه را در منطقه تحت امر خود، عملی کنند. بعد از آن که سپاه دشمن خسته شد و وحشت دید، آنگاه سپاه نکایه نیرو و روحیه می گیرد تا در مرحله دوم الاهیات تغییر یا متافیزیک خشونت به نام دین مهیا و آغاز می شود.


گام دوم؛ مرحله توحش

«ابی بکر ناجی»، از علمای سلفی معاصر، کتابی نوشته است به نام «اداره التوحش». توحش از ریشه وحشت به معنای برهوت و بیابان فاقد امکانات است. حیوان وحشی هم از آن رو وحشی است که فاقد امکاناتی است که حیوان اهلی از آنها برخوردار است. اصلی ترین امکانات یک حیوان اهلی که حیوان وحشی فاقد آن است عبارت است از امنیت در مقابل خطر سرما و شکار، امنیت غذا و آشامیدنی و امنیت در مقابل بیماری و سرقت و جراحت. این امکانات معمولاً در بیابان پیدا نمی شود. منظور ابی بکر ناجی از اداره التوحش، مدیریت در شرایطی است که آغشته به هرج و مرج است و هیچ امنیت و سرپناه و خوراک و آبی در دسترس نیست. چنین هرج و مرجی ایجاد وحشت می کند، زیرا مردم از یکدیگر می ترسند و انسان ها گرگ همدیگر می شوند. وقتی که هرج و مرج به اوج رسید و کشتار و بیماری و رنج فزونی گرفت، مردم وحشت زده و بی پناه در پی مدیری می گردند که آنان را امنیت دهد و سیر کند. مدیریت توحش یا اداره التوحش وضعیتی را ترسیم می کند که طی آن ، ترس و بی پناهی در دل مردم آواره کاشته شده است. بر این اساس ، تا مردم این ترس را نچشنده اند قدر امنیت در پناه خلافت را نمی دانند. یعنی بعد از طی این مرحله است که عدالت مبتنی بر شرع جریان می یابد ، تجاوز مردم به همدیگر کنترل و تعطیل می شود، آموزشهای عقیدتی به مردمان آواره و نیازمند آغاز و ایمان جهادی همراه با کلاس های رزم و شرع گسترش می یابد، حدود شرعی اجرا می شود، خوراک و درمان مورد نیاز مردمِ بی اعتماد و پناهجو فراهم می شود، دستگاه های نظامی، اطلاعاتی، مالی و آموزشی نیز بنا می شوند تا نسبت به آموزش، سلامتی و تأمین مردم اقدام کنند. استفاده از غنایم به دست آمده در این مرحله امری عادی است.


گام سوم؛ مرحله شوکه التمکین

تمکین از ریشه مَکَنَ در باب تفعیل است و به معنای قدرت‌گیری و آماده شدن برای ایجاد حکومت و چیدن میوه‌های اقداماتی است که در مرحله‌های نکایه و توحش صورت گرفته است. نظریه پرداز اصلی این ایده (تمکین)، ابی بکر ناجی است که در کتاب طریق التمکین، سازوکار دقیق و تفصیلی اقتداریابی دولت اسلامی را تشریح کرده است. «ابومحمد العدنانی»، سخنگوی پیشین داعش نیز مدام تأکید می کرد که «اسلام برای دعوت و گسترش آمده است.» (فواد ابراهیم، ص ۱۴۸) در همین راستا بود که داعش نخستین فاصله گیری از القاعده را در بحث زمین و ضرورت داشتن قلمرو (به عنوان امارت اسلامی) تجربه کرد. از این منظر بدون وجود قلمرو، هیچ حکمی از شریعت اجرا نخواهد شد. به محض سیطره بر یک سرزمین، ولو به مدت یک ساعت، اعضای داعش شروع به دلجویی از ایتام، تکریم زندانیان و عضوگیری و سازماندهی می کنند. اولین تجربه دولت اسلامی، در سال ۲۰۰۶ با تشکیل دولت اسلامی عراق، محقق شد. قلمرو دولت اسلامی عراق، هفت سال بعد یعنی در سال ۲۰۱۳ گسترش یافت و شام را نیز دربرگرفت. یک سال بعد، داعش یا دولت اسلامی عراق و شام، به دولت اسلامی تغییر نام داد. این ایده داعش (تصاحب سرزمین و گسترش مرزی آن)، یادآورد اقدامات محمد عبدالوهاب در اواسط قرن نوزدهم است. شیخ محمد ابن عبدالوهاب نیز، مسلمانان را دعوت به ایمان ، هجرت و جهاد می کرد. راهبردهای پنجگانه ای که در مرحله تمکین به کار می رود عبارتند از:

 

هجرت تدریجی مسلمانان از دارالکفر به دارالاسلام به تبع هجرت مسلمین به مدینه در صدر اسلام
تصرف یک سرزمین یا قلمرو معین برای اجرای شریعت الاهی به تبع شورش محمد ابن عبدالوهاب
اعلان عمومی دولت اسلامی و آغاز محاکمه منافقین و هر فرد یا گروهی که معترض به سامان موجود باشد
قلمرو تعریف شده باید از حیث تراکم جمعیت و نیز بافتار قومی – مذهبی – منطقه‌ای مساعد برای خلافت باشد
انحلال هرگونه نهاد موازی و غیرضرور و برگزاری عدالت عریان و سایر خدمات مالی در قلمرو خلافت اسلامی

سخن آخر

بررسی مقایسه ای تجارب جنگی در خاورمیانه نشان می‌دهد که بین سه گروه مغولان، وهابیون و داعش، مشابهت‌های پرشماری وجود دارد. پنج‌ مشابهت‌ این سه (مغولان، وهابیون و داعش) عبارتند از: قاطعیت در حد توحش، قتل توده‌ای و فاقد تمایز، معدوم سازی دشمن و سلب کوچک‌ترین شانس برای اعاده بقای دشمن، سرعت عمل و بالاخره ارتقای روحیه سربازان با دو کلمه غنیمت و انتقام.

 

بنابراین تماشای قتل شهروندان عادی و یا انهدام همه تأسیسات تمدنی سوریه توسط داعش، دیگر تعجبی ندارد. آنها به عقبه فکری تکیه کرده اند که بسیار سترگ و سرزنده است. اگر اذهان محققان دانشگاهی ما با آن میراث آشنا بود، هرگز از نکایه، توحش و تمکین داعش تعجب نمی کرد.

نویسنده:قدیر نصری پژوهشگر ارشد پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه وعضو هیئت علمی
دانشگاه خوارزمی تهران است

منبع:مرکزپژوهش های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه

نام:
ایمیل:
* نظر: