آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۵۲۷۴
تاریخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۳
تحلیل:


بازی بزرگ خاورمیانه و چرخش ژئوپلیتیک در سوریه
در مورد اهمیت ژئوپلیتیک شرق سوریه و رقابت برای بازپس گیری کامل آن از نیروهای داعش ذکر این نکته ضروریست که حدود دو سوم منابع نفتی این کشور در این ناحیه بوده و مهمتر آنکه شرق سوریه می تواند دروازه ورودی نیروهای بسیج مردمی عراق (حشد شعبی) باشد که از غرب عراق برای مبارزه با داعش به سمت مرزهای شرقی سوریه پیشروی محسوسی داشته اند.

حسین آقائی، کارشناس ارشد روابط بین الملل

نبرد سنگین برای بازپس گیری مناطق باقی مانده در دست داعش در سوریه و عراق وارد مرحله سرنوشت سازی شده است. در حالیکه بازیگران اصلی منطقه ای و بین المللی از جمله ایران، روسیه و آمریکا تمرکز خود را به مقابله با نیروهای داعش در مرزهای شرقی سوریه (دیرالزور) و مناطق شمالی (رقه) معطوف کرده اند، به نظر می رسد گفتمان مبارزه با تروریسم به نوعی رقابت ژئوپلیتیک در راستای گسترش و تثبیت قدرت این کشورها در آینده سوریه بدل شده است. با نگاهی به تحولات اخیر در سوریه می توان این گونه استدلال کرد که بازپس گیری مناطق تحت تصرف داعش از سوی هر یک از قدرتهای درگیر، باعث ایجاد فضای مانور بیشتر برای آنها خواهد شد و نیز به طور غیر منتظره احتمال رویارویی و در گیری نظامی مستقیم بین بازیگران اصلی را در خاک سوریه افزایش خواهد داد. این امر ناظر بر این مدعاست که جنگ در سوریه به رغم افول داعش دستخوش چرخش ژئوپلیتیک خطرناکی شده است.

بازی بزرگ جدید در خاورمیانه

پنجاه و هشت سال پیش زمانی که مقامات وقت امریکا مدعی شدند قایقهای وابسته به نیروهای ویتنام شمالی به ناو مدداکس (Maddox) در خلیج تونکن حمله و آن را غرق کرده اند، بدبین ترین تحلیلگران هم تصور نمی کردند این اتفاق سرآغاز طولانی ترین جنگ قرن بیستم باشد. در آن برهه تاریخی که جنگ سرد به اوج خود رسیده بود رابرت مک نامارا، وزیر وقت دفاع آمریکا در صدد برآمد تا با دستاویز قرار دادن این واقعه ساختگی نظریه بازی های توماس شیلینگ را بیازماید. بکارگیری این نظریه شانزده سال جنگ به همراه داشت؛ جنگی که هیچ یک از اهداف راهبردی آمریکا را در آن مقطع محقق نساخت. بیست و هشت سال پس از پایان جنگ ویتنام یعنی در سال 2003 درست زمانی که سیاستمداران آمریکایی هژمونی این کشور در جهان تک قطبی آن روزها را تثبیت شده می پنداشتند، باتلاق دیگری این بار در عراق شکل گرفت. در فضای ملتهب پس از حملات یازده سپتامبر دولت جورج دبلیو بوش و همپیمانانش با نادیده گرفتن شورای امنیت سازمان ملل و به بهانه وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق به این کشور حمله کردند. پس از سالها جنگ دکترین بوش که مبتنی بر بسط و صدور آزادی، لیبرالیسم و دموکراسی در منطقه خاورمیانه بود نه تنها اهداف مورد نظر را بر آورده نساخت بلکه باعث فروپاشی تقریبی عراق به مفهوم یک دولت-ملت واحد شد. شاید در سال 2006 وقتی کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه وقت آمریکا از جنگ عراق به عنوان "درد زایمان خاورمیانه جدید" یاد کرد فروپاشی سوریه در نتیجه جنگ داخلی و ظهور داعش در منطقه دور از ذهن به نظر می رسید. جنگ در سوریه زمانی رخ داد که توازن قوا (Balance of Power) در خاورمیانه و شمال آفریقا در پی وقوع بهار عربی دستخوش تغییر شده بود. در آن مقطع زمانی موفقیت انقلابهای مردمی در تونس و مصر، دولت حزب عدالت و توسعه ترکیه (AKP) را بر آن داشت تا از قدرت هنجاری (Normative Power) این کشور به منظور گسترش "عمق استراتژیک" خود در منطقه استفاده کند. این تلاشها مقارن بود با روی کار آمدن باراک اوباما و اتخاذ رویکرد دیپلماسی نرم و تعامل به جای جنگ. این رویکرد در مورد عراق به خروج کامل نظامیان آمریکایی از این کشور در دسامبر 2011 و واگذاری کامل مسئولیت برقراری امنیت به دولت نوری المالکی انجامید. در عمل اما خلاٌ امنیتی ناشی از خروج نظامیان آمریکایی از عراق و ناتوانی دولت مالکی در حل و فصل تنشها میان قبایل سنی و شیعه به کاتالیزوری برای شکل گیری جریانهای افراطی مانند داعش تبدیل شد.

از سوی دیگر با اوج گرفتن جنگ داخلی در سوریه، دولتهای ترکیه، قطر و دیگر هم پیمانان این کشورها در شورای همکاری خلیج فارس با حمایت از شورای ملی سوریه تلاش می کردند تا دولت بشار اسد ترجیحاً بدون مداخله نظامی خارجی سرنگون و راه برای زمامداری احزاب سیاسی هم فکر آنان مانند اخوان المسلمین سوریه هموار شود. پافشاری های ترکیه و هم پیمانانش به همراه تهدید اوباما در سال 2012 مبنی بر اینکه "استفاده سوریه از سلاح شیمیایی خط قرمز است" رفته رفته ایالات متحده را به سمت مداخله نظامی در سوریه سوق می داد. بی گمان عدم پایبندی اوباما به وعده اش به رغم حمله شیمیایی نیروهای حامی اسد در حومه دمشق (در اوت 2013) به بی اعتمادی ترکیه و هم پیمانان عربی اش به کاخ سفید دامن زد.

در تابستان 2012 سه رخداد مهم دیگر موجب تیره تر شدن روابط آنکارا-دمشق و وخامت اوضاع در سوریه شد که عبارتند از:  انهدام جنگنده اف-4 ترکیه، واگذاری کنترل مناطق شمال شرقی سوریه به حزب اتحاد دموکراتیک سوریه (PYD) نزدیک به حزب کارگران کردستان (PKK)، تشدید درگیریهای مرزی بین نیروهای ارتش سوریه.

از این پس دولت ترکیه به حمایت جدی از معارضان دولت سوریه و به ویژه نیروهای سنی افراطی نظیر جبهه النصره پرداخت. در حالی که گروه های مخالف دولت اسد و ارتش سوریه سرگرم جنگ با یکدیگر بودند "دولت اسلامی عراق و شام" موسوم به"داعِش" در تابستان سال 2014 توسط ابو بکر البغدادی تاسیس شد تا جنگ در سوریه و عراق ابعاد پیچیده تری پیدا کند. اکنون داعش و ایدئولوژی سلفی-جهادی برآمده از این گروه تروریستی که به بحران هویت در منطقه دامن زده بود به تهدیدی وجودی (existential threat) برای ترکیه و دیگر بازیگران منطقه ای بدل شده بود. اگرچه نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا در اوت و سپتامبر 2014 مواضع داعش را در شمال عراق و نیز سوریه مورد هدف حملات هوایی خود قرار دادند اما به نظر می رسید که اوباما به اقدامات مداخله جویانه و یا حملات نظامی در سوریه تمایلی نداشته و بیشتر ترجیح می دهد از گروه های نیابتی ( به طور مثال نیروهای کرد سوریه) در جنگ علیه داعش بهره بگیرد. سرانجام به دلیل ناتوانی دولت سوریه در تامین امنیت و حفظ تمامیت ارضی این کشور و با توجه به خطر از دست رفتن مواضع استراتژیک سوریه در نزدیکی ساحل مدیترانه، روسیه به دعوت دمشق وارد جنگ شد. پیشتر ایران هم نیروهای مستشار و مشاوران نظامی خود را از اوایل سال 2013 برای کمک به نبرد با داعش به سوریه اعزام کرده بود.

تحول دیگری که به تشدید تنشها در جنگ سوریه انجامید حمله نظامی ترکیه به شمال سوریه در 24 اوت 2016 بود، اقدامی که با هدف ممانعت از تلاش نیروهای کرد یگان های مدافع خلق (YPG) از پر کردن خلاً قدرت بوجود آمده پس از عقب نشینی تروریستهای داعش از شمال سوریه و ایجاد منطقه حائل در این نواحی صورت گرفت.

اکنون با گذشت 6 سال از جنگ در سوریه دونالد ترامپ سیاست مداخله گرایانه ای را با مشارکت نیروهای نظامی کرد و عرب در غالب ائتلاف نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) علیه داعش در پیش گرفته است. حال این سوال مطرح است که اکنون چرا با افول داعش در سوریه و عراق رقابت ژئوپلیتیکی خطرناکی میان بازیگران اصلی در منطقه شکل گرفته است؟

جنگ و بحران در سایه افول داعش

روسیه در راستای تغییر موازنه قوا به نفع حامیان آمریکا در شورای همکاری خلیج فارس (به ویژه عربستان) از یک سو و نیز اسرائیل از سوی دیگر از اهداف مهم رویکرد ترامپ به شمار می رود. پیش از هر چیز ذکر این نکته ضروریست که سیاست کنش گرانه (foreign policy activism) فعال و البته تهاجمی دولت ترامپ در خاورمیانه به طور مشخص پس از سفر وی به عربستان و اسرائیل در ماه مه وارد فاز اجرایی شد. از این رو با توجه به سخنرانی ترامپ در نشست اخیر عربی - آمریکایی در ریاض می توان این طور استنباط کرد که واشنگتن دو هدف اصلی را در منطقه دنبال می کند : 1) ائتلاف استراتژیک با عربستان به منظور ایجاد وحدت رویه بین کشورهای "دوست" در شورای همکاری خلیج فارس از طریق بزرگنمایی "تهدید ایران" و مقابله با آن 2) حمایت لجستیکی و نظامی از ائتلاف بین المللی در جنگ با داعش در سوریه با هدف جلوگیری از گسترش نفوذ ایران و نیروهای مقاومت و حزب الله لبنان.

صرف نظر از بحران بوجود آمده در روابط عربستان-قطر، شواهد و قرائن حاکی از آن است که بازیگران اصلی منطقه ای و بین المللی از جمله ایران، ترکیه، روسیه و آمریکا که مقابله با تهدید تروریستی داعش را دلیل اصلی حضور در سوریه عنوان داشته اند اکنون به خاطر تغییر راهبرد آمریکا در منطقه بالاجبار درگیر رقابت ژئوپلیتیکی در این کشور شده اند؛ رقابتی که بیم آن می رود به بروز درگیری نظامی مستقیم هر چند ناخواسته میان طرفین بیانجامد. در حالی که نیروهای عراقی و ائتلاف بین المللی ضد داعش به رهبری آمریکا در طول سه هفته گذشته به دنبال بازپس گیری مناطق باقی مانده در دست داعش در شمال غرب شهر موصل و استان رقه هستند، مرزهای شرقی و جنوبی سوریه از استان دیرالزور تا التنف و درعا به کانون اصلی این نبرد ژئوپلتیک بدل شده است. این چرخش به این دلیل است که بازیگران اصلی می کوشند تا نفوذ و برد استراتژیک آنها در صورت مهار کامل نظامی داعش در سوریه حفظ شده و یا افزایش یابد. مقابله با داعش و بازپس گیری مناطق باقی مانده این امکان را فراهم می آورد تا به این هدف دست پیدا کنند. اما همانطور که پیشتر بدان اشاره شد پارادوکس مهمی در این مسئله نهفته است به این معنا که بازپس گیری مناطق تحت تصرف داعش و از بین رفتن نسبی تهدید ترویسم موجب ایجاد فضای مانور بیشتر برای بازیگران درگیر در سوریه و در نتیجه بروز مناقشه و درگیری نظامی بزرگتر در این کشور خواهد شد.

در مورد اهمیت ژئوپلیتیک شرق سوریه و رقابت برای بازپس گیری کامل آن از نیروهای داعش ذکر این نکته ضروریست که حدود دو سوم منابع نفتی این کشور در این ناحیه بوده و مهمتر آنکه شرق سوریه می تواند دروازه ورودی نیروهای بسیج مردمی عراق (حشد شعبی) باشد که از غرب عراق برای مبارزه با داعش به سمت مرزهای شرقی سوریه پیشروی محسوسی داشته اند. نیروهای ارتش سوریه و نیروهای مقاومت که به تازگی از شرق حلب تا محور رقه و از سمت جنوب در منطقه التنف پیشروی نظامی علیه داعش داشته اند، اکنون پس از پنج سال وارد دیرالزور در کرانه رود فرات شده اند. این پیشرفتهای نظامی اصطکاک هایی را بین نیروهای هم پیمان آمریکا و ارتش سوریه و متحدانش بوجود آورده است. در همین رابطه وزارت دفاع آمریکا در 8 و 18 ژوئن از انهدام 2 پهباد حامی بشار اسد در منطقه التنف توسط نیروهای این کشور خبر داد. از سوی دیگر در استان رقه نیروهای ائتلاف بین المللی تحت امر آمریکا ضمن تداوم عملیات نظامی ضد داعش در تلاش برای بیرون انداختن این نیروها از مناطق باقی مانده در جنوب این استان، به تدریج در حال پیشروی به سمت شمال و شرق سوریه هستند. در اقدامی که نشانگر تشدید رقابت ژئوپلیتیکی در سوریه است، ارتش آمریکا یک جنگنده دولت سوریه را که بر اساس ادعای واشنگتن به مواضع کردهای عضو ائتلاف ضد داعش حمله کرده است در جنوب غرب رقه سرنگون کرد. در واکنش به تحولات اخیر، روسیه که کنترل بخش مهمی از مناطق ساحلی سوریه در غرب را در دست دارد به آمریکا هشدار داده است که جنگنده های آمریکا را در غرب رود فرات "هدف" قرار خواهد داد. با این اوصاف چنین رویکرد نظامی رقابت جویانه از سوی واشنگتن و متحدانش در سوریه این شبهه را در ذهن ایجاد می کند که آیا هدف نیروهای ائتلاف بین المللی اساساً شکست داعش و بازگرداندن کنترل مناطق باقی مانده به دولت و ارتش سوریه است یا اینکه آمریکا عملاً در تلاش است زودتر این مناطق را تصرف کند تا به دست ارتش سوریه و نیروهای مقاومت نیفتند؟

سرانجام

به هر تقدیر، جنگ علیه داعش وارد مرحله حساس و سرنوشت سازی شده است. اینطور به نظر می رسد که با افول نظامی داعش تنشها میان بازیگران اصلی نبرد فرسایشی در سوریه نه تنها تقلیل نیافته بلکه به دلایل اشاره شده فضای لازم برای رقابت ژئوپلیتیکی پر خطر میان نیروهای درگیر فراهم شده است. تعارض آشکار منافع میان بازیگران اصلی در جنگ با داعش و تمرکز نیروهای هم پیمان این نبرد نیابتی در مرزهای جنوب شرقی و استان رقه احتمال رویارویی و در گیری نظامی مستقیم را افرایش داده است. اکنون بیم آن می رود که حتی نابودی داعش نیز ضامن برقراری ثبات و امنیت در آینده سوریه نباشد و چه بسا با تخلیه فیزیکی تروریستهای داعش از این مناطق، نیروهای ژئوپلیتیک مخربی از دیگ جوشان جنگ سوریه سرباز زنند، نیروهایی که اگر با اهرم گفتگو مهار نشوند می توانند این بازی بزرگ در خاورمیانه را به جنگی فرسایشی تر و طولانی تر از جنگ ویتنام بدل سازند.




منبع:دیپلماسی ایرانی

نام:
ایمیل:
* نظر: