آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۵۲۶۶
تاریخ انتشار: ۱۴ تير ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۸
تحلیل:


حماس در سایه اساسنامه جدید به دنبال تعامل با همه است
خالد قدومی، نماینده حماس در ایران می گوید: سندی که از آن رونمایی شد اصول و مفاد بسیار مهمی در آن وجود دارد که جزء اصول بسیار مهم در روابط بین الملل است، بنابراین در این سند کشورها و سایر بازیگران می توانند روابط خود را با حماس یا بالعکس تنظیم کنند. حماس معتقد به داشتن روابط متعادل در بستر روابط عربی-اسلامی و بین المللی است.

عبدالرحمن فتح الهی – در اول ماه می چند سند سیاسی جدید حماس در دوحه منتشر شد؛ سندی که انتشار آن موجی از جنگ رسانه ای موافقان و مخالفان را به راه انداخته است. برخی معتقدند که حماس از اصول انقلابی خود عقب نشینی کرده و برخی دیگر معتقدند این سند سیاسی تنها یک تغییر تاکتیک است. همزمان با شصت ونهمین سالروز تشکیل رژیم اشغالگر قدس، خالد مشعل رئیس سابق دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) اساسنامه جدیدی را رونمایی کرد؛ اساسنامه ای که در 42 بند، سیاست های کلی این جنبش را تشریح می کند. مهم ترین تغییرات این سند نسبت به اساسنامه قبلی این است که در سند جدید نابودی رژیم صهیونیستی به صراحت اعلام نشده، ضمن آنکه تشکیل دولت در مرزهای 1967 پیش بینی شده است. برخی ها این دو مسئله را عقب نشینی بزرگ حماس می دانند؛ اما باید توجه داشت که از نظر محتوایی تغییر چندانی در این اساسنامه ایجاد نشده است، بلکه بیشتر تغییر در لحن گفتار مشاهده می شود.

طبق بند 20 سند جدید، حماس از هیچ بخشی از سرزمین فلسطین صرف نظر نخواهد کرد. حماس هر جایگزین دیگری به جای آزاد کردن کامل فلسطین از دریای مدیترانه تا رود اردن را رد می کند، رژیم صهیونیستی را به رسمیت نمی شناسد و از هیچ یک از حقوق فلسطینی ها نیز چشم نمی پوشد. حماس همچنین برپایی دولت مستقل و کامل دارای حاکمیت ارضی فلسطین بر اساس مرزهای ۱۹۶۷ را به همراه حق بازگشت پناه جویان و آوارگان را به خانه ای که ازآن بیرون شده اند، توافق ملی مشترک قلمداد می کند.حماس همچنان در اساسنامه جدید تأکید کرده که موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و نخواهد شناخت و مرزهای کشور فلسطین را همان مرزهایی می داند که پیش از شکل گیری اسرائیل در سال ۱۹۴۸ سرزمین فلسطین را تعریف می کرد. از این نظر تنها تغییر جزئی که در اساسنامه داده شده، پذیرش تشکیل کشور مستقل فلسطین در محدوده مرزهای پیش از سال ۱۹۶۷، یعنی در کرانه باختری و باریکه غزه است. در بند یک سند جدید هدف حماس  "آزادسازی فلسطین و مبارزه با پروژه صهیونیسم" عنوان شده و در بخش مقدمه آمده است:  "مقاومت تا تحقق پروژه آزادسازی، بازگشت آوارگان و تشکیل کشور با حاکمیت کامل به پایتختی قدس ادامه خواهد داشت. "در بند 25 سند جدید به بحث سلاح و مقاومت مسلحانه جنبش حماس اشاره شده و بر ادامه مقاومت تأکید شده است. در مجموع می توان گفت که حماس در سند جدید خود تا حدودی راهبرد اصلی خود، یعنی  "مقاومت" را حفظ کرده، اما در تاکتیک خود تغییراتی ایجاد کرده است.

تحلیل چیستی وچرایی این اساسنامه، تاثیرات آن بر عملکرد حماس و همچنین مسئله سفر 22 ماه می ترامپ به سرزمین های اشغالی موضوع گفتگویی است با دکتر خالد قدومی، نماینده دفتر حماس در تهران که در ادامه می خوانید :

در راستای ارائه اساسنامه جدید حماس برخی از تحلیل ها ناظر بر تاثیرگذاری عواملی غیر از فلسطینیان بر آن بوده است از فشارهای ترکیه و قطر تا سرنوشت اخوان المسلمین بواسطه اینکه احتمال دارد در لیست گروه های تروریستی آمریکا قرار بگیرد تا تاثیرگذاری کشورهایی مانند امارات، عربستان و مصر. اما از دید شما کدام یک از این دلایل و سناریوها را در تغییر و ارائه اساسنامه جدید حماس موثر می دانید؟

در خصوص این سوال شما قبلا هم اشاره داشته ام تصمیمات ما تصمیماتی سازمانی است یعنی اینکه کلیه اقدامات ما نهادینه و فکر شده است و این گونه تصمیمات قطعا از دل یک چارچوب و موسسه شورایی خارج می شود و چیزی به نام فشار، خواسته، توصیه یا سناریوهایی که شما به آن اشاره کردید وجود ندارد اما در مقابل هم نمی توان این نکته را انکار کرد که حماس در بستر و محیطی به حیات سیاسی – اجتماعی خود ادامه می دهد که این عوامل و بازیگرانی که شما نام بردید در صحنه بین الملل و منطقه خاورمیانه وجود دارد. به هر حال این بستری که حماس در آن حضور دارد و از این عوامل هم امکان دارد تاثیر بگیرد اما این تاثیرگذاری در حدی نیست که بتوان از آن به عنوان فشار بر حماس یاد کرد؛ چرا که در حماس مسئله ای به نام عقلانیت و اعتدال وجود دارد و بر این اساس تصمیمات و اقدامات خود را پیش می برد، اما با توجه به این نکات سندی که از آن رونمایی شد اصول و مفاد بسیار مهمی در آن وجود دارد که جزء اصول بسیار مهم در روابط بین الملل است، بنابراین در این سند کشورها و سایر بازیگران می توانند روابط خود را با حماس یا بالعکس تنظیم کنند و همین طور هم که اشاره شد حماس معتقد به داشتن روابط متعادل در بستر روابط عربی-اسلامی و بین المللی است.

اما در راستای گفته های شما هر گاه این سوال پرسیده شود که چرا در چنین زمانی حماس دست به چنین تغییری در اساسنامه خود زده است حتما در جواب گفته خواهد شد که حماس هر زمان دیگری چنین اقدامی انجام دهد باز این سوال پرسیده خواهد شد اما جدای از این نکته اقتضائات زمانی امروز چه شرایطی داشته است که حماس در بستر آن اقتضائات اقدام به تغییر و ارائه اساسنامه جدید برای خود کرده است؟

نه این مسئله را که بگوییم حماس در یک حرکت آنی و سریع دست به تغییر اساسنامه زده نادرست است بلکه این اساسنامه ثمره 5 سال کار و تلاش و تحقیق است و این مطلب هم از سوی خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی حماس در همان جلسه ارائه اساسنامه جدید مطرح شد، پس می بینید که این اساسنامه نتیجه 5 ساله یک گروه کاری است و این اساسنامه بواسطه چنین تلاش هایی تدوین شده است.

اما تغییر کادر رهبری از خالد مشعل به اسماعیل هنیه در 6 می بعد از تدوین هم، آیا در راستای همان تغییرات در حماس بود یا بدلیل رسیدن موعد انتخاباتی این تغییرات صورت گرفته است؟

چنین تغییراتی فقط و فقط بدلیل رسیدن موعد انتخابات بوده است.

اما برخی از تحلیل ها ناظر بر این بود که خالد مشعل تا قبل از پایان دوره ماموریتی خود تدوین و ارائه اساسنامه جدید حماس را به عنوان وظیفه و نوعی مسئولیت برای خود دانسته بود؟

خیر چنین مسئله ای صحت ندارد. من این تحلیل ها را بدور از واقعیت می بینم چرا که هیچ گاه آقای خالد مشعل به چنین ماموریتی برای خود اشاره نکرده، باز هم تاکید دارم اساسنامه یک کار 5 ساله مشورتی است و مضافا این سند بیانگر و نمایانگر حرکت جنبش اسلامی حماس است، بدین معنا که این اساسنامه نه بیانگر حرکت یک فرد بلکه بیانگر تلاش های جمعی کل حماس است و همچنین در جلسه ارائه این سند تمام رهبران حماس در هر دو شاخه چه سیاسی و چه نظامی حضور داشتند.

شما به شاخه نظامی (گردان عزالدین قسام) حماس اشاره کردید برخی از رسانه ها از وجود اختلاف بعد از ارائه این سند میان شاخه نظامی و شاخه سیاسی حماس خبر دادند شما به عنوان نماینده حماس در ایران چگونه این مسئله را تحلیل می کنید؟

ببینید شایعات در حوزه رسانه ها بسیار زیاد است، از همان بدو تاسیس حماس تا کنون و در مراسم رونمایی از سند اساسنامه، آقای یحیی السنوار، رئیس دفتر سیاسی حماس در غزه و همچنین قائم مقام شاخه نظامی حماس (گردان عزالدین قسام) حضور داشتند، اما این سند جدید در قیاس با سند پیشین چهارم ژوئن 1988 بسیار مشی اعتدالی را برای خود در نظر گرفته است.

آیا این به معنای معتدل شدن حماس در دوره پس از این اساسنامه اول می 2017 است؟

این سوال بسیار مهم است نکته اساسی اینجاست که چگونه ما حرکت حماس را  ببینیم و چه قرائتی از آن داشته باشیم. حرکت حماس از همان بدو تشکیل تاکنون پوسته خود را تغییر نداده و همچنان به اصول و ارزش های خود پایبند است و همچنان به کل سرزمین فلسطین از بحر تا نهر اعتقاد دارد و همچنان اصرار و پایبندی دارد به بازگشت آوارگان و پناهندگانی که از سرزمین خود بیرون رانده شده اند و همچنان بر پایتخت بودن قدس و بیت المقدس اصرار دارد و همچنان این 4 اصلی که از همان ابتدا وجود داشته امروز هم به آن پایبند است، در بستر چنین شرایطی حالا قرائت متفاوت دیگران در این میان وجود دارد که بر اساس دیدگاه ها و اندیشه های خود نسبت به حماس این دیدگاه ها وجود دارد، اما فارغ از تمام این آراء سلیقه ای متفاوت حماس بدون تغییر همان حرکت مقاومتی است که بوده. اما مسئله تازه ای که در سند حماس وجود دارد نشانه رشد و بالندگی حماس است. نشانه پختگی و کارآمدی سیاسی حماس است. ببینید این اساسنامه یک مانوری بوده برای تغییر در تاکتیک ها نه در اصول، ارزش ها، آرمان ها و استراتژیک و همان طور که گفتم این سند اصول و مبانی است برای روابط بین الملل که متناسب با شرایط و اقتضائات منطقه که در آن تنش و تشنج وجود دارد تنظیم شده است. بنابراین این سند یک صفحه و فصل جدید است که تلاش دارد راه حل اساسی برای مسئله فلسطین در بازپس گیری حقوق مردم فلسطین داشته باشد و این که از جانبداری یک سویه از رژیم صهیونیستی دست بکشد. به هر حال ملت فلسطین هم مانند تمام ملت های جهان دوست دارد که در آرامش، امنیت و ثبات به زندگی خود ادامه دهد، اما این مسئله نباید به ضرر اصول و حقوق حقه فلسطینیان باشد و این اساسنامه در همین راستا یک زبان بین المللی به روز را در دل خود دارد.

اما در نگاهی به اساسنامه 42 بندی حماس مسئله اساسی به بند بیستم آن که اشاره به مرزهای 1967 دارد مورد مناقشه، تفسیر و تحلیل های فراوان قرار گرفته و حاشیه هایی را برای این سند و اساسنامه جدید حماس بوجود آورده است. نظر شما در این باره چیست؟

ببینید من مثل دیگران مشکلی در بند بیستم نمی بینم، منتهی مناقشه در این است که دیگران چه برداشتی از این بند دارند و از چه زاویه ای به آن نگاه می کنند نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که حتی قرآن مورد تفسیرهای متفاوت و گوناگونی قرار گرفته که متاسفانه برخی از آنها نادرست است. قطعا هم سند اساسنامه جدید حماس از این تفاسیر متفاوت و گوناگون در امان نبوده و از این قاعده مستثنی نیست. در اصل بیستم از یک شاخص هایی صحبت شده که به مرزهای 1967 اشاره دارد. در این خصوص ما طرحی را ارائه نداده ایم. در این بند مورد اشاره نه دیروز نه امروز و نه در آینده حماس هیچ مشروعیتی برای اسرائیل قائل نیست و این جزئی از ماهیت وجودی مقاومت است. آن روز که مقاومت اسرائیل را به رسمیت بشناسد از هویت وجودی خود و از مشروعیت مقاومت دست کشیده است. شاخص سوم مرزهای 1967 قائل به یک بسته است و این بسته از این قرار است که یک کشور با حاکمیت و تمامیت ارزی به پایتختی قدس، بازگشت آوارگان و پناهندگان بدون اعتراف به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و این یک بسته کامل و به روزی است که هر کدام از بندهای آن تحقق نیابد سایر بندهای آن تحقق نمی یابد و شاخص چهارم که در این بسته عنوان شده که سه شاخص قبل باید از درون یک توافق ملی که همه گروه ها و احزاب و جریان های ملت فلسطین در آن حضور داشته باشند صورت بگیرد. این مسئله به گونه ای نیست که فقط به تنهایی فتح یا حماس یا هر گروه فلسطینی دیگر بتواند آن را انجام دهد یا یک مشروعیتی به رژیم صهیونیستی بدهد، قطعا این گونه نیست.

اما اشاره مستقیم و صریح به مرزهای 1967 به نوعی اعتراف به آن است و به گونه ای مرزهای 1948 در اولویت بعدی قرار می گیرد. در این رابطه دو دیدگاه وجود دارد اول اینکه بیان صریح مرزهای 1967 در بند 20 به نحوی اعتراف و التزام حماس به آن مرزهاست و دیدگاه دوم که حماس این مسئله را در اساسنامه بعنوان برنامه ای گام به گام و پله به پله می داند یعنی ابتدا با حضور در مرزهای 1967 و استقرار و استحکام در آن به مرزهای 1948 نگاه دارد، آیا اساسا حماس چنین برنامه ای دارد؟

ببینید مفهوم گام به گام در رسیدن به هدف غایی یعنی آرمان و آزادی فلسطین هیچ گونه مشکلی ندارد و شاهد این مدعا اینکه مقاومت چگونه موفق شد هزینه های سنگینی را به رژیم اشغالگر فلسطینی در دو حوزه امنیتی و مادی تحمیل کند که وادار شد در 2005 از غزه خارج شود. وقتی چنین اتفاقی افتد همه از کشور حماس و دولت حماس و حمازستان و ... در رسانه ها سخن گفتند، ولی می بینید که در مقابل این حرکت های تند و گاهی نابخردانه، حماس از طریق دموکراسی و انتخابات در سال 2006 اکثریت پارلمان را از آن خود کرد. بعد از آن هم از بنیه و نیروی نظامی خود غافل نبود که دلیل آن هم ورود در سه جنگ علیه رژیم صهیونیستی بود و اگر چه در هر سه جنگ رژیم صهیونیستی آغازگر جنگ بود، اما مقاومت و حماس به دفاع از مردم غزه پرداختند و این نشان می دهد که حماس در باسازی و استحکام نیروی مقاومتی خود تلاش های بسیاری داشته است و توانست ارتش آزادی بخش قدس را هم تشکیل دهد. در نتیجه فکر و ایده تدریجی و گام به گام بسیار عقلانی است و عامل کنترل کننده ای که همچنان حماس پایبند به این امور باشد و اینکه به راه خود تا هدف غایی رسیدن به آزادی کل فلسطین است ادامه دهد. این چهار عامل مترقی چهار فاکتوری است که در بند 20 مشخص شده و در راس این شاخصه ها و پارامترها این است که ما رژیم صهیونیستی را هیچ گاه به رسمیت نشناخته و نخواهیم شناخت. این به معنای آن است که حماس در پی بازپس گیری کل فلسطین از یوغ اشغالگری اسرائیل است.

اما تغییراتی مانند حذف یهود و تفکیک میان صهیونیست و یهودیت نشانه ای بارز از گرایش به مشی اعتدال در اساسنامه جدید است. خالد مشعل هم در مراسم رونمایی از سند بر مسئله اعتدال بسیار تاکید داشت. اما آیا چنین رویکردی می تواند در رقابت حماس (نه به معنای منفی و سلبی آن) با جنبش جهاد اسلامی تاثیر سوئی هر چند کم داشته باشد؟ این مسئله باعث کاریزماتیک تر شدن شخصیت رمضان عبدالله نمی شود؟ هر چند که بسیاری معترفند که اساسنامه جدید یک اساسنامه مترقی و حتی با در نظر گرفتن بند 20 چنین اساسنامه ای برای حماس یک گام رو به جلو است؟

اعتدال یک ویژگی جدی و اساسی در مشی و منهج حماس است. حماس نماینده و بیانگر اسلام ناب محمدی است که همان اسلام میانه روست. در عین حال یک جنبش رهایی بخش ملی است و در این خصوص هم من قبلا گفتم مشکل قرائت های متفاوت و بازخوانی های گوناگون از این اساسنامه وجود دارد. در اینجا مسئله تروریسم و اندیشه های تندروانه مطرح می شود و در میان رژیم صهیونیستی و غربی ها تلقی آنها از اسلام این است که هیچ فرقی میان مسلمانان قائل نمی شوند و کل مسلمانان را تروریست می دانند از ایران و ترکیه و قطر تا فلسطین و لبنان و عربستان و ...، و مطمئن باشید آنها هیچ گونه تفاوتی میان مسلمانان قائل نیستند. اما در  رابطه با خود جنبش حماس هم بگویم که رابطه ما با جنبش جهاد اسلامی و شخص رمضان عبدالله بسیار متین و حسنه است و رابطه رقابتی به معنای منفی نیست بلکه به معنای رابطه رقابتی در موازات تکاملی و مشارکتی است. در مورد پروژه آزادسازی نیز میان ما هیچ گونه اختلافی وجود ندارد. در عین حال انتقاداتی هم درباره جزئیات رفتاری هر حزب و جریانی مطرح می شود؛ این حق مسلم هر کسی است و ما هم به آن احترام می گذاریم. در عین حال از آن استقبال کرده و ارج می نهیم. ما تمام انتقاداتی که نخبگان جهان عرب و اسلام از ما می کنند را پاس می داریم و هر جا که بشود از این انتقادات به عنوان شاخصه های رشد برای حماس استفاده می کنیم و به سمت هدف نهایی که برای خود پیش بینی کرده ایم پیش می رویم. پس مسئله اینکه با ارائه چنین سندی جایگاه حماس پایین بیاید یا جایگاه جنبش جهاد اسلامی بالاتر برود یا اینکه تاثیری در کاریزمای رمضان عبدالله داشته باشد ندارد، بلکه مسئله این است که ما اصول و مبانی را در سایه این اساسنامه تثبیت و تحکیم کنیم، برای مثال به مسئله تفکیک یهود و صهیونیسمی که شما اشاره کردید باید بگویم که حتما و مطمئنا حماس با دین یهودیت مشکلی ندارد و در اساسنامه قدیم باز هم آنهایی که به فلسطینیان تعدی و تجاوز کردند یهودی بودند، بنابراین یهود در مقابل صهیونیسم یا در کنار آن معنا شد حتی امروز هم اگر به مسئله نگاه کنیم کسی که به ما تجاوز می کند باز هم یهودی است و ما هم در مخالفت و ضدیت با آن هستیم یعنی در مقابل آن یهودی هستیم که به اشغال سرزمین ما دست زده است و اگر این مسئله از دین و آئین دیگری سر می زد باز هم چنین رویکردی داشتیم، لذا مسئله ما ضدیت با دین یهود نیست چه بسیار یهودیانی که در جهان و در خارج فلسطین مخالف جدی و شدید رژیم صهیونیستی هستند. از عقلانیت هم به دور است که به مخالفت با دین یهود برآییم، ولی باز هم می گویم آن کسی که به قتل و غارت و تجاوز به سرزمین فلسطین دست زده به دین و آئین یهود اعتقاد دارد و زبانی که حماس در اساسنامه جدید در مخالفت با صهیونیسم و نه یهودیت به کار برده به گونه ای مخالفت با تجاوز گری است و این هم از قوانین و حقوق اولیه بین المللی است.

آیا این مشی جدید اعتدالی حماس در سایه اسانامه جدید، باز ناظر بر دیدگاه سابق خود در خصوص ساف و فتح و سایر جریانات در کرانه باختری است یا اینکه با تغییر اساسنامه در ارتباط با این احزاب و جریان ها هم دگرگونی ایجاد می شود؟

ببینید استفاده از لفظ خائن چندان مناسب با زبان پروژه ملی حماس نیست. به هر حال این کلمه در ادبیات وطنی ما جایی ندارد. ما اعتقادی به برنامه سیاسی فتح و ساف نداریم. ما معتقدیم که این برنامه سیاسی موجود از سوی آنان موجب تباهی و به هدر رفتن فلسطین شده و متاسفانه موجب کم رنگ شدن آرمان فلسطین شده است. یکی از فاکتورهای مقاومت این است که توانست آرمان فلسطین را دوباره احیا کند. اما در عین حال اصطلاحی وجود دارد که فتح و سایر گروه های فلسطینی مبارز در مسئله فلسطین همرزم هستند و معتقدند که رژیم صهیونیستی دشمن است. بنابراین ما در سال 2007 یک سند سیاسی را با توافق همه گروه ها و احزاب فلسطینی از خود فتح تا جنبش جهاد اسلامی را امضا کردیم اگر چه معتقدیم فتح در مسئله سازش راه را به اشتباه رفته است اما باز معتقدیم که آنها برادران و همسنگران ما هستند و در چنین بستری ما هیچ گونه پیش شرطی با سایر گروه های ملی بر اساس آن قاعده اساسی مبتنی بر زوال رژیم صهیونیستی نداریم. دیدگاه ما دیدگاه مثبت و سازنده ای است و حتما هم باید این گونه تلقی شود که حماس دست یاری و وحدت خود را به سمت سایر گروه های فلسطینی دراز می کند.

با توجه به این که برخی از تحلیل های رادیکال، جریان فتح و ساف را به نوعی خائن به آرمان فلسطین می داند، تحرکات سیاسی محمود عباس بویژه بعد از آغاز به کار ترامپ را چگونه تحلیل می کنید؟ چرا که در سفر اخیرش به واشنگتن دیداری با آقای ترامپ داشت و ترامپ هم در سفرش به اسرائیل با او دیدار کرد، آیا از دید شما این حرکت ها در تضاد با آرمان فلسطین نیست؟

ببینید ما یک مفهوم فراگیری را برای مقاومت قائلیم از مقاومت سیاسی تا مقاومت دیپلماتیک و در راس آن مقاومت نظامی تا مقاومت های اجتماعی و اقتصادی و در بستر این شرایط ما تحرکات محمود عباس را در برخی از موارد مانند تلاش برای محکومیت اسراییل در دیوان بین المللی و دادگاه جنایت ملی را تایید می کنیم. قطعا از چنین فعالیت هایی حمایت می کنیم. تلاش برای به رسمیت شناختن فلسطین اگر چه در برخی از موارد روی نداده است؛ ولی ما باز هم از این مسئله استقبال می کنیم. نکته مهم این است که تکامل سیاسی یک نیاز است و دقیقا آن چیزی است که حماس در سایه مشی اعتدال به آن اعتقاد دارد. این اساس و پایگاهی است برای اینکه گروه ها و احزاب مختلف فلسطینی حتی مانند فتح در رسیدن به آرمان فلسطین باید یک رابطه تکاملی داشته باشند.

اما بعد سوم این اساسنامه به رژیم صهیونیستی باز می گردد. بسیاری از کارشناسان معتقدند با افزایش عقلانیت در سایه اساسنامه جدید ضربه بسیار مهلکی به رژیم صهیونیستی زده شد چرا که با توجه به گفته های قبلی شما اسرائیل از طریق مطرح کردن اسلام هراسی و تروریستی دانستن تمام مسلمانان توجهات و توجیهات جهانی را برای تمام جنایاتش در جهت پیشبرد اهدافش بدست می آورد اما با ارائه اساسنامه جدید این بهانه ها از نتانیاهو و تل آویو گرفته شده است. برداشت شما در این باره چگونه است؟

دقیقا چنین است این سند تمام مسائل انسانی و اخلاقی در حقوق بین المللی را با نگرش دمکوکراتیک در سطح جهانی به چالش کشیده است، چرا که حماس با این اساسنامه به اصول و این ارزش های اخلاقی خود را پایبند نشان داده است. سوال اینجاست که آیا با چنین سندی باز شاهد پیام های منفی و تخریبی برای ملت فلسطین و مقاومت ارسال خواهیم بود. قطعا چنین چیزی نیست. اتفاقا مورد استقبال جهانی است و این همان چالش جدی است. احتمالا دیگر جانبداری یک طرفه از اسرائیل را شاهد نخواهیم بود. دیدیم در نتیجه چنین شرایطی بود که نتانیاهو در برخورد با این سند تا چه اندازه متشنج و منفعل عمل کرد. همین مسئله باعث ناراحتی او و سران رژیم صهیونیستی شد. از همین رو میانه روی و عقلانیت و پایداری و ثبات در اصول و ارزش ها بستر بسیار مناسبی است برای دستیابی به حقوق مردم فلسطین.

بسیاری معتقدند که حماس از دل اندیشه ای اخوان المسلمین بیرون آمده و به گونه ای نماینده این جنبش است اما در اساسنامه جدید بر خلاف اساسنامه 1988 دیگر اسمی از اخوان المسلمین برده نشده است آیا در بستر چنین نکته ای حماس در آینده فکری خود با ذات و درون مایه اخوان المسلمین زاویه را بیشتر خواهد کرد یا اینکه همچنان خود را نماینده ای از آن معرفی خواهد کرد؟

ببینید اینجا هم باز قربانی آن تفسیرات غلط و نابجا شده ایم. ما بارها عنوان کرده ایم که هیچ گونه ارتباط ساختاری و تشکیلاتی با اخوان المسلمین مصر نداشته و نداریم، اما در عین حال حماس اخوان المسلمین فلسطین است، ببینید اندیشه سیاسی ما همان اندیشه سیاسی اسلامی میانه روی است که منطبق با اخوان المسلمین است، حال برخی حتی همین اندیشه را اندیشه های تروریستی و تندروانه می دانند و ما مسئول چنین تفسیرات غلطی نیستیم. من صراحتا عرض می کنم که جنبش جهادی حماس یک جنبش رهایی بخش ملی است که اسلام را خاستگاه مشروع خودش می داند، میانه روی و تدبیر و حکمت را سرلوحه کاری خود قرار می دهد و پراگماتیسم عقلانی و منطقی را که منطبق با واقعیت امروز است در برنامه خود دارد.

اما سفر ترامپ به سرزمین های اشغالی که در حد یک دیدار سران به اسرائیل بود را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا ترامپ در 4 سال پیش روی خود در مقام سکانداری سیاست خارجی ایالات متحده، برنامه جدی برای حل مسئله فلسطین دارد؟ یا در راستای گفته های شما این رئیس جمهور تندرو آمریکایی هم فقط دیدگاهی اسلام ستیز و فلسطین ستیز را در پیش می گیرد؟

همان طور که گفته شد این سفر در حد همان دیدار سران بود. مقامات واشنگتن قبل از سفر به تل آویو هم صراحتا آن را اعلام کردند اما در عمل شاهد بودیم که در این چند ماه از دولت ترامپ، رئیس جمهور آمریکا از عرف دیپلماتیک تجاوز کرد و در مسئله فلسطین خشک و تر را با هم سوزاند. می بینید که حماس را همسو با گروه های تروریستی داعش و النصره و القاعده قرار داد و از همه بدتر اینکه این مسئله را در کنفرانس سران کشورهای اسلامی در ریاض مطرح کرد. ما در جنبش جهاد اسلامی و حماس این حرکت و اظهارات ترامپ را به شدت محکوم کردیم. همچنین او در مسئله دیانت یهود هم دچار اشتباهاتی است یعنی مسئله یهود را به قدس گره زده و این مسئله بسیار خطرناک است چرا که این تلقی را بوجود می آورد که ترامپ صهیونیسم و یهودیت را در کنار هم می بیند و به حمایت قاطع از هر دو می پردازد. این قطعا یک پیام منفی و تهدید برای ملت فلسطین است. اما مسئله مضحک تر این است که ترامپ در جمع سران کشورهای اسلامی یک وضع و خطابه اسلامی داشت آن هم برای ترامپی که اساسا اسلام و مسلمانان را تروریسم می داند و هیچ اعتقادی به اسلام میانه رو ندارد. ببینید باز هم تاکید می کنم اقداماتی که او در قالب فرمان های منع روادید مسلمانان برخی از کشورها به آمریکا داشت نشانه ای از اندیشه های اسلام ستیزانه و عدم تفکیک میان مسلمانان تندرو و میانه رو دارد و این چه پیامی می تواند داشته باشد؟ اینجاست که ما با تفسیرهای جدیدی از جانب ترامپ در قبال اسلام روبه رو هستیم. در این راستا باید این سوالی که برای جامعه مسلمان و نخبگان مسلمان بوجود آمده است جواب داده شود که قرائت واقعی ترامپ از اسلام چیست؟ ما به همه جهانیان اعلام می کنیم ملت فلسطین بسان همه ملت های جهان خواهان زندگی در صلح و آرامش است و این مسئله اول ماست. نکته دوم اینکه مقاومت ما یک مقاومت مشروع، عادلانه و یک حرکت غیر تروریستی و مقاومتی است که حقوق بین الملل آن را در مقابل اشغالگری مشروع می داند. این مشروعیت در دو بعد نظامی و سیاسی است و این حق مشروع ملت فلسطین است. اما مسئله سوم اینکه دولت جدید آمریکا با این گونه رفتارها با تقلید از اسلاف خود به جانبداری از اسرائیل می پردازد. مسئله چهارم این است که ما در جهان اسلام و دنیای عرب از جانب ملت فلسطین این گونه جانبداری آشکار را جانبداری از تروریسم می دانیم؛ چرا که نماد تروریسم واقعی اسرائیل است، اسرائیل کودک کش است، جنایتکار واقعی رژیم صهیونیستی است که به جنایات علیه بشریت دست زده، آنها هستند که جنایات جنگی را مرتکب شده اند. با نگاهی به رفتار آنها زیاد به تفکر نیازی هم ندارد تا به این نتیجه برسید که طرفداری از اسرائیل یعنی طرفداری از تروریسم و این یک معادله بسیار ساده است و نشان می دهد هر کس چنین جانبداری از خود نشان دهد طرفدار ثبات و امنیت برای فلسطین نیست. این یک چالش بسیار مهمی است که فراروی دولت های اسلامی و عربی است که بتوانند در مقابل چنین افراط گرایی بایستند.

شما از رژیم کودک کش حرف زدید آیا با مشی جدید اعتدالی، حماس بیشتر به سمت اقداماتی پیش می رود که در قالب واکنش های سیاسی، رسانه ای و دیپلماتیک وجدان جهانی را بیدار کند؟

من برای این سوال باز این نکته را تاکید می کنم که مفهوم مقاومت یک مسئله فراگیر است. مقاومت در عمل اولویت های خود را براساس تحولات متناسب با مسئله فلسطین تعیین کرده و پیش می برد. چنان که به اهمیت وجودی موشک هم معتقد است به تلاش های سیاسی و دیپلماتیک و رفتارهای مردمی و فعالیت های ملی رسانه ای هم اعتقاد دارد. ما این فاکتورها را به عنوان سلاح هایی از جنس مقاومت می دانیم که هر کدام از این سلاح ها می تواند حقوق حقه فلسطین را باز ستاند، البته باید این مسائل بصورت فراگیر و یکپارچه دیده شود.




منبع:دیپلماسی ایرانی
نام:
ایمیل:
* نظر: