آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۵۲۰۱
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۱
تحلیل:
خطر «ترامپیزه شدن» در کمین خاورمیانه

تغییر رویکرد کلان سیاست خارجی آمریکا به ویژه در قبال منطقه بحران خیز خاورمیانه و باز تنظیم ارتباط با اعراب که براساس منافع اقتصادی واشنگتن یاد می شود، ثبات شکننده منطقه را در معرض آسیب هایی جدی قرار می دهد.

به گزارش سایت ندا، سفر اخیر «دونالد ترامپ» رییس جمهوری آمریکا به خاورمیانه و امضای قراردادهای چند صد میلیارد دلاری تسلیحاتی با رهبران سعودی، خطر برهم خوردن معادلات سیاسی و نظامی منطقه ای را تشدید کرده است؛ خطری که از دید بسیاری از تحلیلگران در قطع ارتباط برخی کشورهای عربی با قطر نمود یافته است.
خطرات احتمالی پیاده سازی سیاست های ترامپ در خاورمیانه، نگرانی برخی کشورهای اروپایی را هم برانگیخته است. پس از سفر خبرساز ترامپ به عربستان و امضای قراردادهای تسلیحاتی هنگفت با رهبران سعودی و پس از آن مخدوش شدن روابط برخی کشورهای عربی با قطر، «زیگمار گابریل» وزیر خارجه آلمان در مورد آنچه «ترامپیزه کردن خاورمیانه» خواند به کشورهای عربی هشدار داد.
گابریل در گفت و گوی تازه خود با نشریه آلمانی «هندلزبلات» در مورد تشدید تنش ها هشدار داد و گفت: تشدید تنش ها به نفع هیچ کسی نیست؛ خاورمیانه انبار باروت سیاسی و نظامی است و مناقشه های مذهبی، قومی ، سیاسی و ایدئولوژیک ، پادشاهی های منطقه خلیج فارس را دچار شکاف کرده است.
وی با ابراز نگرانی در مورد تشدید وخامت اوضاع و تاثیر آن بر کل منطقه گفت: قراردادهای عظیم تسلیحاتی اخیر آمریکا با پادشاه عربستان ، خطر رقابت تسلیحاتی جدید را تشدید می کند. این رویکرد کاملا اشتباه است .
در خصوص سیاست های دولت تازه نفس واشنگتن در برابر خاورمیانه و پیامدهای آن چند نکته لازم به یادآوری است؛

1-«ترامپیزه کردن» مفهومی است که ریشه آن را نباید در روی کار آمدن یک رییس جمهوری ماجراجوی جمهوری خواه مورد توجه قرار داد. ترامپیزه کردن در تحولاتی ریشه دارد که در سال های پس از فروپاشی شوروی رخ داد. روی کار آمدن نئوکان ها در آمریکا در سال های پس از فروپاشی شوروی رویکردهای یکجانبه گرایانه آمریکا در سطح بین المللی و از جمله خاورمیانه را تقویت کرد.
رویکرد یکجانبه گرایی آمریکا در تهاجم نظامی به عراق و افغانستان که بدون اجماع بین المللی صورت گرفت، نمود عینی یافت. تحولات بعدی جامعه آمریکا هم نشان داد این اجماع حتی در داخل جامعه آمریکا هم به وجود نیامده و این اقدام ها بیشتر بر مبنای خواست و طیف سیاسی و اقتصادی خاصی در آمریکا شکل گرفته است. حال با روی کار آمدن ترامپ، یکجانبه گرایی یک بار دیگر در کمین سیاست خارجی آمریکا قرار گرفته است.

2- یکجانبه گرایی دوره ترامپ کمی با یکجانبه گرایی دوره بوش متفاوت است. در دوره ترامپ بیش از آنکه سایه مسایل سیاسی بر رفتار خارجی آمریکا سایه اندازد، بیشتر مسایل اقتصادی و منافع اقتصادی طیف و گروهی خاص، سیاست خارجی را زیر تاثیر قرار داده است. بعد از فرونشستن گرد و خاک تبلیغات انتخاباتی و شوی تبلیغاتی ترامپ در مورد بازبینی رابطه با روسیه، اروپا، ایران و ...، شاهد به تحقق پیوستن ایده ای هستیم که معتقد بود رویکرد تاجرمآبانه ترامپ به سیاست خارجی آمریکا سمت و سو خواهد داد.
نمود عینی این مساله را در سفر اخیر ترامپ به خاورمیانه و ریاض شاهد بودیم. انتقادهای تند ترامپ در مورد رابطه دولت اوباما با پایتخت های عربی، رهبران عرب را در مورد تداوم ارتباط خود با دولت ترامپ بیمناک کرده بود، اما رییس جمهوری آمریکا در حال بازتعریف و بازتنظیم رابطه واشنگتن با اعراب بر اساس منطق اقتصادی تاجرمآبانه خود است. چنانکه امضای قراردادهای چند صد میلیارد دلاری میان دو طرف، از سویی منافع دولت تازه تاسیس واشنگتن را تامین کرده و از سویی ترامپ را به نقطه ای قابل اتکا برای رهبران سعودی تبدیل کرده است.
نمونه دیگر این رفتار اقتصاد محور ترامپ را می توان در بحران اخیر کشورهای عربی جستجو کرد. از سویی ترامپ خواهان پایان بخشی آنچه «حمایت تاریخی قطر از تروریسم» می خواند می شود و از سویی دیگر برای حفظ منافع اقتصادی خود در دوحه تلاش می کند قطر را به تعامل با دیگر کشورهای عرب دعوت کند چرا که می خواهد منافع اقتصادی خود را در قطر از دست ندهد.
بر این اساس رفتار ترامپ در حوزه سیاست خارجی را می توان شبیه رفتار بسیاری از کاسبکاران و دلال های بین المللی دانست که برای حفظ منافع اقتصادی خود هم به نعل و هم به میخ می زنند. حرکت واشنگتن بر مدار منافع اقتصادی، موجب شده سیاست های اعلانی واشنگتن بر سیاست های اعمالی آن غلبه یابد. حفظ چهره یک ابرقدرت بی رقیب برای آمریکا در کنار مقدورات و محذورات با محوریت منافع اقتصادی، موجب می شود سیاست های اعلامی ترامپ با سیاست های اعمالی آن متفاوت باشد.

3- یکی از مهمترین اهداف رییس جمهوری تازه بر تخت نشسته آمریکا، منزوی کردن تهران بدون صرف هزینه های هنگفت و با بهره گیری از توانمندی های اقتصادی کشورهای منطقه است. تسلیح عربستان سعودی با قراردادهای هنگفت و تسری این الگو در ارتباط با دیگر کشورهای منطقه به زعم واشنگتن از سویی می تواند انزوای تهران را به دنبال داشته باشد و از سویی دیگر می تواند منافع اقتصادی آمریکا را تامین کند.
ترامپیزه کردن خاورمیانه اما، به اهداف مورد نظر ترامپ منتج نخواهد شد. جمهوری اسلامی ایران که یکی از کنشگران تاثیرگذار و یکی از پایه های فرایند ایجاد ثبات در منطقه است، با رفتار عقلایی امکان منزوی شدن خود را به حداقل رسانده است. ترامپیزه کردن خاورمیانه، حاصلی جز ایجاد مسابقه تسلیحاتی در منطقه و تشدید بی ثباتی و درگیری در این منطقه نخواهد داشت؛ مساله ای که منافع همپیمانان آمریکا را هم به شدت تهدید خواهد کرد.




منبع:ایرنا
نام:
ایمیل:
* نظر: