آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۳۹۴۲
تاریخ انتشار: ۱۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۳
مقاله
دکتر زهرا مصطفوی
دکتر زهرا مصطفوی
رئیس و دبیر کل جمعیت دفاع از ملت فلسطین

همه کسانی که قضیه فلسطین و تحولات آن را دنبال می کنند، اذعان دارند که امام خمینی(ره) نفحه ای الهی در ملت فلسطین بود که با دم مسیحایی خویش قیام رو به موت و به تعبیر بسیاری کارشناسان، قیام مرده فلسطینی را حیات دوباره بخشید .  "زیرا امام خمینی(ره)در سینه خود مسئولیتی احساس می کرد همانند امام حسین(ع) که به شهادت نگاه عمیقی داشت . امام از همان ابتدا نپذیرفت حرکت ملت ایران یک جنبش صرفا ملی و ایرانی باشد و به همین علت از همان آغاز نهضت و پیش از رسیدن به پیروزی، بر ضد اسرائیل جبهه گرفت ، چرا که ذات حق جوی انقلاب، نمی تواند اسرائیل تجاوزگر را قبول کند. این احساس مسئولیت که ظلم ستیز و یار و یاور مظلوم بود، نمی توانست در برابر ستم امریکا و اسرائیل ساکت بنشیند، همانگونه که در برابر ستم شوروی علیه افغانستان، ساکت ننشست . همین احساس و حرکت مبتنی بر آن، موجب تحولی بنیادین در ملت های منطقه خاصه ملت فلسطین شد که به واقع احیای این ملت به شمار می رود."

   از این منظر می توان گفت که قضیه فلسطین در حیات سیاسی و الهی امام خمینی(ره)جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است. تا بدان پایه که اگر قضیه فلسطین را از کارنامه اندیشه و عمل ایشان حذف کنیم ، با توجه به تاکید فرمان الهی در برپایی قسط، به عنوان تکلیفی بر همه، خاصه پیامبران و رهبران الهی جوامع، می توان  گفت که دیگر آن نقش و تاثیری را که اکنون به عنوان رهبر انقلاب اسلامی، در خیزش ملت ایران علیه حکومت جور آن زمان و ملت های مسلمان منطقه علیه مستکبران جهان دارد، نخواهد داشت. زیرا از نگاه امام خمینی(ره) مبارزه با قدرت های زیادی خواه، مبارزه ای همه جانبه و فراگیر است و شناخت اولویت ها در این مبارزه برای نیل به اهداف حائز اهمیت بسیار است .

   ایشان بر این باور بود که مشکل عمده مسلمانان بلکه جهان بشریت، سلطه ی جریان شیطانی زورمداران و به تعبیر خودشان «صهیونیزم جهانی» بر امورات ملت ها است و راه حل این مشکل بزرگ هم، مبارزه با سلطه در همه اشکال آن است که در سایه همدلی، اتحاد و اتفاق قابل حصول است. مبارزه ای که ملل مستضعف جهان به معونت هم اصرار خواهند داشت. پس طبیعی بود که اسرائیل به عنوان آشکارترین مصادیق ظلم در اولویت نگاه ایشان در این مبارزه قرار گیرد . «یکی از جهاتی که ما را در مقابل شاه قرارداده است کمک او به اسرائیل است...شاه از همان اول که اسرائیل بوجود آمد با او همکاری کرده و وقتی که جنگ بین اسرائیل و مسلمانان به اوج خود رسیده بود ، شاه همچنان نفت مسلمین را غصب کرده و به اسرائیل می داد و این امر خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است .»

نگارنده بر آن است که قضیه فلسطین را در حیات سیاسی و الهی امام خمینی(ره) از چند جهت مورد بررسی قرار دهد .

قدمت نگاه امام خمینی(ره) به مسئله فلسطین

نیت امام خمینی(ره)در پرداختن به مسئله فلسطین

گستره نگاه امام خمینی(ره) به مسئله فلسطین

عمق نگاه امام خمینی(ره) به مسئله فلسطین    

آرمان یا هدف غایی امام خمینی(ره) در پیگیری قضیه فلسطین

یهود و صهیونیزم از نگاه امام خمینی(ره)

راهبرد امام خمینی(ره) در قضیه فلسطین

شیوه مبارزه با دشمن صهیونیستی از نگاه امام خمینی(ره)

آفات و خطرات مبارزه با صهیونیسم

اندیشه ماتریالیستی و استعماری غرب به عنوان عقبه حمایت دشمن صهیونیست

عمل به تکلیف به عنوان تنها راه رهایی از ستم

قدمت نگاه امام خمینی(ره) به مسئله فلسطین

   امام خمینی(ره) از همان سال های آغاز شکل گیری بحران فلسطین و تاسیس رژیم صهونیستی، نسبت به قضیه فلسطین، حساس بوده و علی رغم محدود بودن سیستم های ارتباطی و کندی انتقال پیام ها به تبیین مساله پرداخته و نسبت به این ستم بزرگ هشدار می دهد. « من نزدیک بیست سال است، خطر صهیونیزم بین الملل را گوشزد نموده ام». این قدمت نگاه نشانه ای از هوشیاری و دقت نظر امام در دشمن شناسی است. در زمانی که هوشیارترین افراد جهان، خاصه جهان اسلام، تنها رژیم صهیونیستی را دشمن خود می دانستند و فراتر از آن را نمی دیدند، امام خمینی(ره) بحث را فراتر از سرزمین فلسطین و تاسیس دولتی صهیونیستی و اشغالگر را در آن می دانست و بر خطر صهیونیسم بین المللی که در پشت این پادگان  نظامی قرار داشت و آن را مدیریت می کرد، تاکید مکرر داشته است.

     از لحاظ بکری بحث در آن دوره و در دنیایی که رسانه ها افراد و آحاد انسانی ، حتی شخصیت های باهوش و طراز اول بشری را دچار نوعی موضوع زدگی می سازند و به صورتی لطیف و ظریف، حدود و ثغور موضوعات و بحث های روز را دیکته می کنند، خروج از این کانال هدایت رسانه ای و این زندان کبود تصورات القایی رسانه ها و پرداختن به بحث فلسطین و قدس شریف که آن دوره در ایران به هیچ وجه دالان بحث های روز، نمی بایستی قرار می گرفت، بسیار مهم و قابل توجه است، خاصه این که دامن زدن و پرداختن به چنین مباحثی تبعات مختلفی از جمله خشم و نفرت دستگاه های استعماری را در بر داشت.

   همچنین از جهت شرایط و مقتضیات که امام خمینی(ره) چنین بحثی را پیش کشید، بسیار حائز اهمیت است . حکومت پهلوی در آن زمان از روابط سطح بالا و دوستانه ای با رژیم صهیونیستی برخوردار بود و ایادی صهیونیست ها در ایران، مترصد یافتن حلقوم های آزاده و فکرهای بیدار بودند تا به بهانه مختلف این گونه افراد را یا ترور شخصیتی نمایند و یا ترور فیزیکی که در مورد امام خمینی(ره)  هر دو حرکت به نوعی اعمال گشت. شهادت آیه ا... سید مصطفی خمینی، فرزند بزرگ ایشان، در سال 1356 را بسیاری علامتی هشدار دهنده به امام جهت دست کشیدن از بحث های مبتلا به جهان اسلام می دانند .

نیت امام خمینی(ره)در پرداختن به مسئله فلسطین

    برای پی بردن  به قصد و نیت امام خمینی(ره)  نسبت به طرح مسئله و پیگیری مستمر و موکد آن از طرف ایشان، رجوع به جایگاه وی در اجتماع بسیار مهم و اساسی است. در آن زمان امام شخصیتی کاملا مذهبی و یک فقیه به شمار می آمد و هرگز به عنوان یک چهره یا شخصیت حکومتی مطرح نبوده است. حتی در آغاز توجه شان به مساله فلسطین، به عنوان یک چهره مطرح در حوزه دین به عنوان مرجع تقلید، نبود. وی بر اساس استنباط شرعی که از مسائل روزمره داشت به این نتیجه مهم رسید که باید در باب فلسطین حکم خود را بیان کند. بنابراین این نیت امام از بیان موضوع، صرفا ارزشی و الهی و در راستای تکلیف اسلامی بود که همانا دفاع از حریم مظلوم و مبارزه با اشغالگری و تجاوز و دفاع از حقوق انسان ها علی الخصوص انسان های موحد است، بر اساس حدیث شریف نبوی مبنی بر اینکه کسی که در روزش نسبت به امور مسلمین اهتمام نداشته باشد، مسلمان نیست .

  البته و از قضا مصالح و منافع ملی دولت های منطقه نیز در طول همین حرکت ارزشی بوده است که امام در این باره همواره کوشید به مخاطبین خود که عموما دولتمردان، خواص و اندیشمندان و آحاد مردم بوده اند، هر دو بعد ارزشی و منافع و امنیت ملی کشورهای منطقه را گوشزد کند. «سران کشورهای اسلامی باید توجه داشته باشند که این جرثومه فساد را در که در قلب کشورهای اسلامی گماشته اند، تنها برای سرکوبی ملت عرب نمی باشد، بلکه خطر و ضرر آن متوجه همه خاورمیانه است. نقشه، استیلا و سیطره صهیونیسم بر دنیای اسلام و استعمار بیشتر سرزمین های زرخیز و منابع سرشار کشورهای اسلامی می باشد».

   طرح این مسئله از این جهت بود که بین این دو منافع (ملی  و اسلامی) در مورد فلسطین و در موضوع با رژیم صهیونیستی تضادی وجود نداشت و دنبال نمودن یکی مانع رسیدن به دیگری نبود و این بابی جدید بود که امام(ره) بر روی مخاطبین خود گشود.

گستره نگاه امام خمینی(ره) به مسئله فلسطین    

امام بر این باور بود که اشغال فلسطین و تاسیس رژیم صهیونیستی، صرفا اشغال تدریجی کشورهای منطقه نیست، بلکه ماهیت تسخیری صهیونیست ها به عنوان عامل دست نشانده صهیونیسم بین الملل و استعمارگران نیز حائز اهمیت است. بر این اساس، کشورهای در حاشیه، دیگر معنا ندارد، بلکه همه کشورهای منطقه در تیررس یکسان استعمارگران جهت تسخیر کشورشان هستند (تسخیر فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و غیره).

بنابراین امام توصیه می کردند که همه کشورها در این معنی باید بکوشند که از شر این رژیم غاصب خلاصی یابند و محو این رژیم تنها راه تقلیل مشکل است.«یک همچو جرثومه ی فسادی را شما باید با اتفاق خودتان از بین بردارید. اگر از بین برندارید، این یک ماده سرطانی است که سرایت می کند به جاهای دیگر.»

امام از همان آغاز مبارزه خود با صهیونیسم، هدف اصلی صهیونیسم بین الملل از تاسیس اسرائیل را مقابله با اسلام و ارزش های اسلامی اعلام کرد. وی در کتاب ولایت فقیه خود این موضوع را چنین بیان می کند « مبلغین استعماری سرگرم کارند. در هر گوشه از بلاد اسلامی، جوانان ما را با تبلیغات سوء دارند از ما جدا می کنند. نه اینکه یهودی و نصرانی کنند، بلکه آن ها را فاسد و بی و دین و لاابالی می سازند و همین برای استعمارگران کافی است. »

امام تاکید داشت که سلطه استعمارگران و صهیونیسم بین الملل تنها در تسخیر همه جانبه ملت ها قابل تحقق است و از آن جا که تفکر دینی خاصه تفکر اسلام به عنوان مهم ترین و تنها مانع آن ها به شمار می رود، اسلام زدایی در اهم برنامه های آن ها قرار دارد و مسلمانان باید بدانند که پس از انقلاب اسلامی و توجه به قدرت خارق العاده  اسلام، توطئه ها و نقشه های امریکا از ایجاد تفرقه بین برادران اهل سنت و تشیع و هجوم به ایران که مرکز ثقل نهضت اسلامی است تا نقشه عمیق و گسترده هجوم به لبنان و آن جنایات عظیم، همه و همه، برای اسلام زدایی و تضعیف این قدرت الهی است. باید بدانند نقشه امریکا ست که به دست خبیث اسرائیل، در جریان است.

عمق نگاه امام خمینی(ره) به مسئله فلسطین  

 امام مسئله یهود را از صهیونیزم جدا دانسته و امریکا و شرق و غرب استعمارگر را همداستان در پیدایش رژیم صهیونیستی ودوام و بقاء آن می داند. لذا فرض جنگ بین یهود و مسلمان را به واقعیت جنگ بین موحدین عالم با استعمارگران زیادی خواه و تجاوزگر تبدیل نمود و قدس و فلسطین را محور این دفاع مقدس نامید. امام با توجه به نگاهی که اسلام به پیروان سایر ادیان الهی دارد، حساب یهودیان را از حساب صهیونیزم جدا می کند و با توجه به آموزه های اسلامی، از ورود به فتنه و جنگ ادیان، مسلمانان و پیروان ادیان دیگر را بر حذر می دارد و تاکید اسلام در حفظ حقوق اقلیت های دینی را در هر فرصتی یادآور می شود. «اقلیت های مذهبی که از صدر اسلام، بعد از فتح اسلام، بین مسلمین بودند، این ها غیر از آن مشرکین توطئه گر بودند...ما حساب جامعه یهود را از حساب صهیونیزم و صهیونیست ها جدا می دانیم و آن ها(صهیونیست ها) جزء اهل مذهب اصلا نیستند. »از نگاه امام، صهیونیزم یک پروژه سیاسی و اقتصادی بوده که هدف سلطه بر منابع ثروت جهانیان را دنبال می کند و صهیونیست ها نه تنها اهل و پیرو دین نیستند، بلکه دین را همان گونه که ذکر شد، مانع بزرگی بر سر راه خود دیده و تلاش برای حذف آن دارند.

آرمان یا هدف غایی امام خمینی(ره) در پیگیری قضیه فلسطین

امام خمینی(ره)  بارها و با زبان حال و قال تاکید داشتند که استعمارگران از ابتدا کوشیده اند تا وجود رژیم صهیونیستی را در باورها به اجبار و تهدید، تعریف، تثبیت و نهادینه سازند و بحث میان صاحبخانه و متجاوز را به بحث میان دو برادر میراث خوار تبدیل سازند که یک طرف آن برادری با شخصیت حقیقی به نام ملت فلسطین قرار دارد و در طرف دیگر برادری با شخصیت حقوقی به نام رژیم صهیونیستی .   امام معتقد بود که دشمنان می کوشند از بحث مشروعیت وجود اسرائیل به سادگی گذر کرده و به بحث حدود و ثغور آن بپردازند که متاسفانه چند سالی است که شاهدیم جریانی از میان فلسطینیان و برخی دول عربی در مقام یارگیری دشمنان اسلام و مسلمانان، خاصه فلسطینیان این سیاست را قویا مطرح می سازند.

امام با توجه به این خطر بزرگ در عرصه مقاومت ضدصهیونیستی، تنها راه مداوای مشکل را محو کامل و بی چون و چرای رژیم غاصب صهیونیستی می دانست.«قبلا هم تذکر داده ام که دولت غاصب اسرائیل با هدف هایی که دارد برای اسلام و ممالک مسلمین خطر عظیم دارد و خوف آن است اگر مسلمین به آنها مهلت دهند، فرصت از دست برود و جلوگیری از آنها امکان پذیر نشود و چون احتمال خطر متوجه به اساس اسلام است، لازم است بر دول اسلامی، بخصوص و بر سایر مسلمین، عموما که دفع این ماده فساد به هر نحو که امکان دارد بنمایند و از کمک به مدافعین کوتاهی نکنند». «بیایید متحد شویم و دست جنایتکاران چپ و راست را که در راس آن، امریکاست قطع نموده و اسرائیل را از ریشه برکنیم و حق مردم فلسطین را به خودشان بسپاریم .»

امام تاکید داشت که چنانچه وجود این غده سرطانی از سوی ملت های منطقه پذیرفته شود، این اقدام، ناامنی دائمی، عقب ماندگی، امنیت لغزان و تعریف شده از سوی استعمارگران، تشنج دوره ای و و ده ها صفت ناپسند دیگر را برای منطقه ی خاورمیانه امضا کرده اند.« مکرر این مساله ذکر شده است که اسرائیل قناعت نمی کند به آن جایی که هست، قدم به قدم پیش می رود و هر قدمی که رفت، هی می گوید ما کاری نداریم، اما همین هست، فردا قدم بالاتری برمی دارد...هیچ گاه از مقصد شوم خود که حکومت بر کشورهای مسلمین از نیل تا فرات است، منصرف نخواهد شد. »

یهود و صهیونیزم از نگاه امام خمینی(ره)

همان گونه که ذکر شد امام از خلط مبحث یهود و صهیونیسم که از سوی دستگاه های استعماری هم برای مسلمانان و هم برای یهودیان، القاء شده و می شود، احساس نگرانی می کردند. وی معتقد بود که صهیونیسم شخصیتی حقیقی نیست.اعضای حقیقی که برای خود تعریف می کند، هیچ گاه در عمل ثابت نکرده که یهودیان دنیا امضا کننده ی اندیشه این جریان استعماری هستند، بلکه ممکن است در وادی فریب و نیرنگ به گونه ای جلوه دهد که دو دین "اسلام و یهود" و طرفدارانشان در جنگ هستند. امام بر این باور بود که صهیونیسم، یهودیان را به نوعی و ملسمانان را به نوعی دیگر مورد تجاوز و اشغال و تسخیر قرار داده است. لیکن طراحان صهیونیسم آنچنان مقوله یهود و صهیونیسم را در هم آمیخته اند که کسی جرات تفکیک بین آن ها را به خود راه ندهد. امام به صورتی ظریف به این خلط مبحث یهود و صهیونیسم تاخته است. « ما می دانیم که حساب جامعه یهود، غیر حساب جامعه آن هاست و ما با آن مخالف هستیم و مخالفت آن برای این است که آن ها با همه ادیان مخالف هستند، آن ها یهودی نیستند آن ها یک مردم سیاسی هستند که به اسم یهودی یک کارهایی را می کنند و یهودی ها هم از آن ها متنفر هستند و همه انسان ها از آن ها باید متنفر باشند. »

    البته باید گفت که ارتباط بین جریان صهیونیسم و اندیشه ی پیروان موسی(ع) هیچگاه مخلوطی مانند شیر و شکر نیست و روزی یقینا این امتزاج ساختگی به همت و درایت موحدین عالم برطرف می گردد. اما نکته آن است که نباید آن روز دیر فرا رسد و این رسالتی است بر دوش یهودیان که می کوشند از این تاکتیک دشمن صهیونیستی، خلاصی یابند. مسلمانان نیز در صحنه عمل بر ای شان مشکل است که در سرزمین فلسطین، میان یهود و صهیونیسم، تفکیک قائل شوند. زیرا صهیونیسم، رنگ، لباس و بوی یهودیان را به عاریت گرفته است. لیکن بر مسلمانان است تا در سایر ممالک اسلامی حدود و ثغور یهودیان را رعایت کنند. همان گونه که در ایران اسلامی، یک کرسی به جمعیت یهودیان ایران در پارلمان کشور جمهوری اسلامی اعطاء گردیده است که به انتخاب خودشان نماینده می شوند.

راهبرد امام خمینی(ره) در قضیه فلسطین

امام مقابله با رژیم صهیونیستی تا محو کامل آن از صحفه روزگار را تکلیفی بر همه می دانست. راهبرد امام در این مبارزه و مقابله بر دو محور الف: خودشناسی جامع و مانع ب: دشمن شناسی کامل و بسیط استوار است .

وی معتقد بود تا ما به خود و توان خود ، آشنا نشویم و باور آن را پیدا نکنیم، نمی توانیم به مقابله با دشمن بپردازیم. لذا اتحاد میان کشورهای منطقه و اتحاد میان ملل و دول را بسیار تاکید داشتند و پرهیز از اختلافات خانگی و دست ساخته استعمارگران که با هدف تخلیه توان کشورهای منطقه، تعریف ایجاد و تثبیت شده است، توصیه می کردند. بارها گوشزد نموده اند که توان دشمن در واقع در اختلافات میان مسلمانان نهفته است. « اگر این افتراق بین مسلمین نبود [آیا] ممکن بود که اسرائیل با یک جمعیت کمی، این طور جسور بشود و همه حیثیت مسلمین را زیر پای خودش بگذارد؟ اگر این اختلافات بین کشورهای اسلامی نبود، {آیا}امریکا می توانست حکومت کند بر همه کشورها [و] منافع همه کشورها را غارت کند؟» امام تاکید داشت که شناخت دشمن از ابعاد مختلف آن، حق مسلم و اصل لازم و اساسی جهت رویارویی با وی است .شناختی که شامل ادعاها، شخصیت ها، سیاست ها، استراتژی ها و تاکتیک ها در شئون مختلف فرهنگی،دینی،اقتصادی،اجتماعی،حقوقی، سیاسی،جمعیتی و...است.

شیوه مبارزه با دشمن صهیونیستی از نگاه امام خمینی(ره)

امام در مبارزه با دشمن صهیونیستی قائل به طی یک دور پی در پی نبودند. معتقد بودند چنانچه از سویی در جبهه مقاومت فیزیکی وارد عمل شویم و از سویی دیگر، در باب تولید، توزیع و مصرف اقتصادی و فرهنگی؛ در تیررس مقاصد صهیونیست ها باشیم، این اصل در واقع یک دور پی در پی است که از سویی دشمن را ضعیف و از سویی دیگر موجب تقویت آن است و این آن چیزی است که امروزه شاهد آن هستیم.بر این پایه است که امام اصرار بر تحریم اقتصادی دشمن داشت تا سربازان اقتصادی دشمن صهیونیست را که پیش از حمله نظامی وارد عمل شده اند، مورد حمله و نابود سازند.

اشغال فلسطین از سوی صهیونیست ها و تشکیل دولت اسرائیل ازنگاه امام خمینی(ره)  ورود این رژیم به عرصه کارزار با امت اسلام است.« اسرائیل قیام مسلحانه برضد ممالک اسلامی نموده است کمک به اسرائیل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت، حرام و مخالفت با اسلام است. رابطه با اسرائیل و عمال آن چه رابطه تجاری و چه رابطه سیاسی حرام و مخالفت با اسلام است. باید مسلمین از استعمال امتعه اسرائیل خودداری کنند.

در کنار این تحریم به طور جدی قشر جوان را به خودسازی به عنوان مقدمه ای رهایی از بندها؛ من جمله بند اسرائیل دعوت می کرد تا با آشنا سازی خود با مکتب وحی و ارزش های انسانی و میراث ملی و فرهنگی (فرهنگ خودی) خویشتن را از امواج شوم و سهمگین فرهنگ دشمن در امان نگه دارند.

آفات و خطرات مبارزه با صهیونیسم

در هر مبارزه ای یک سری آفات و خطرات برای طرف های مقابله وجود دارد. در مبارزه ی با صهیونیسم و رژیم صهیونیستی نیز برخی آفات و خطرات وجود دارد که توجه به آن ها برای نیل به مقصود بسیار با اهمیت است : الف:کشورهای منطقه به هیچ وجه نباید مبانی دفاع ملی و کشوری را جایگزین دفاع منطقه ای نماید. ب: از همگرایی با دشمن جهت طراحی یک استراتژی بازدارندگی ارضی در قالب هم گرایی اقتصادی و سیاسی بهره نبرند.

زیرا این گونه استراتژی ها در بلند مدت موجب نهادینه شدن وجود دشمن و زیادی خواهی او در طول زمان آینده و نیز شکسته شدن منافع منطقه ای در قالب منافع کشورها است که یک خطر عظیم را در پی دارد. نتایجی که این رویکرد از نگاه امام دارد، سکوت مسلمین در قبال این ستم بزرگ تاریخی و زیاده خواهی های صهیونیست ها (تسلیم دولت ها در برابر اراده ی صهیونیست هااست) و فشار به جریان مقاومت اسلامی از سوی صهیونیسم و جریان تسلیم شده در برابر آن است.

اندیشه ماتریالیستی و استعماری غرب به عنوان عقبه حمایت دشمن صهیونیست

جریان حاکم بر جامعه غربی را امام خمینی(ره) جریانی صهیونیستی و دارای ماهیت استعماری می دانست که موجب تاسیس و تقویت رژیم صهیونیستی در منطقه است. ایشان بارها تاکید داشتند که صهیونیسم بین الملل و قالب آشکار آن یعنی دولت ایالات متحده امریکا از رژیم صهیونیستی به عنوان یک پایگاه  و پادگان نظامی و استعماری، بهره می برد و در این داستان استعمار، هم در تفکر غربی و هم در تفکر شرقی اش، شریک هستند. لذا تاکید داشتند که به امید داوری این قدرت ها نشستن و به طرح های ارائه شده از سوی قدرت ها دل بستن، اشتباه و چیزی جز سراب نیست. « امریکا است که از اسرائیل و هواداران آن پشتیبانی می کند، آمریکا است که به اسرائیل قدرت می دهد که اعراب مسلم را آواره کند.»

اسرائیل از نگاه امام توطئه مشترک همه قدرت های استعماری برای سلطه بر منطقه و سرکوب تفکر و جریان ضدسلطه است.

« اسرائیل با تبانی و همفکری دولت های استعماری غرب و شرق زاییده شده و برای سرکوبی و استعمار ملل اسلامی به وجود آمد و امروز از طرف همه استعمارگران حمایت و پشتیبانی می شود.»

شناخت این تبانی و توطئه مشترک شرق و غرب استعمارگر، از سوی ملت ها تصمیم گیری درباره نحوه تعامل با پدیده ی رژیم صهیونیستی را آسانتر می کند و موجب خیزش های مردمی و حضور مردم در صحنه ی نهضت ضدصهیونیستی خواهد شد.

عمل به تکلیف به عنوان تنها راه رهایی از ستم

امام خمینی(ره) در طول حیات با برکت خویش، ضمن توصیف درست از چرایی تاسیس رژیم صهیونیستی و جریان مسلط بر این ماجرای تلخ تاریخ معاصر و با توجه به دور راه های پیموده شده قبلی و با نگاه به الگوی انقلاب اسلامی و تجربه شیرین ملت ایران، تنها راه رهایی از این ستم بزرگ را عمل به تکلیف از سوی امت می دانست و مثلث ایمان، جهاد و شهادت را در مقابله با خصم صهیونیستی اساس این تکلیف می شمرد. برهمین اساس می گفتند در هر کاری ما مامور به تکلیف هستیم، نه نتیجه. از آنجا که این تکلیف زمانی نتیجه می دهد که یک حرکت جهانی و گسترده علیه صهیونیسم بین الملل و استعمار جهان خوار،  پدیدار شود. لذا  ایشان روز جهانی قدس را کلید این حرکت برشمردند و آن  را مقدمه ای برای حل مشکلات بشریت دانستند .« روز قدس، یک روز اسلامی است و یک بسیج عمومی اسلامی بود و امیدوارم که یک حزب به اسم حزب مستضعفین در تمام دنیا بوجود بیاید و همه مستضعفین با هم در این حزب شرکت کنند و مشکلاتی که سر راه مستضعفین است از میان بردارند و قیام در مقابل مستکبرین و چپاولگران شرق و غرب کنند و ندای اسلام را وعده ی اسلام را که حکومت مستضعفین بر مستکبرین است و وراثت ارض برای مستضعفین است، محقق کنند.»

نتیجه گیری

بی تردید نگاه امام خمینی(ره) به مساله ی فلسطین را از صور مختلف دیگری نیز می توان مورد اشاره قرار داد که البته نیازمند فرصت و مجال دیگری است. ولی به طورکلی می توان گفت امام خمینی(ره)  جنگ با صهیونیسم بین الملل و قدرت های زیادی خواه را یک جنگ دائمی میان مستضعفین و آن ها می دانست و فلسطین و قدس را به عنوان محور این حرکت مطرح می سازند و ایران اسلامی و نهضت اسلامی برآمده از آن را به عنوان خاستگاه و پایگاه اصلی و محور دیگر آن می دانند و آموزه های اسلامی را به عنوان محور ایدئولوژیکی این تقابل معرفی می کنند. زیرا صهیونیسم تقریبا همه آموزه های دینی و غیردینی دیگر را در عرصه مقابله با خود، خلع سلاح ساخته است و امروزه تفکر اسلامی مبتنی بر الگوی انقلاب اسلامی که حضرت امام خمینی(ره)  از آن به عنوان اسلام ناب محمدی(ص) یاد می کردند به تنهایی در برابر این جریان ایستاده است و با توجه به روند مطرح در سطح بین المللی و با نگاه به اینکه جنگ و مبارزه واقعی میان صهیونیسم زورمدار و سلطه طلب و اسلام است، اقشار ستمدیده جهان که امام از آنان با عنوان مستضعفین یاد می کند به طور طبیعی با الهام از ایدئولوژی اسلام می توانند در برابر صهیونیسم بایستند و موفقیت را چشم داشته باشند و از آنجاکه فلسطین خاکریز اول این جنگ است، حمایت از آزادی فلسطین تکلیفی جهانی است.

 

*این مقاله از کتاب "جستارهایی پیرامون فلسطین" تالیف دکتر زهرا مصطفوی، دختر امام خمینی (ره) و رئیس و دبیر کل جمعیت دفاع از ملت فلسطین،برگرفته شده است. این کتاب از سوی نشر قبله اول و به همت جمعیت دفاع از ملت فلسطین در سال 1393 چاپ و منتشر شده است.


منبع: فارس نیوز
نام:
ایمیل:
* نظر: