آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۳۹۳۹
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۰۸:۵۴
گزارش تحلیلی:

نویسنده: دیوید ماکوفسکی


بنیامین نتانیاهو در اقدامی غیر منتظره، ماه‌ها مذاکرات مخفیانه را برای الحاق حزب کار به حکومت ائتلافی خود به پایان رساند و در مقابل، تصمیم گرفت موشه یعالون، وزیر دفاع را از منصبش برکنار و او را با رقیب دیرینه‌اش یعنی لیبرمن، رئیس حزب اسرائیل بیتنا (اسراییل خانه ما) جایگزین نماید. به این ترتیب، نتانیاهو توانست شش کرسی اسراییل بیتنا را طی این فرآیند به دست آورد.

تلاش برای ایجاد کابینه‌ای میانه
به احتمال زیاد، این اقدام نتانیاهو، برآیند کار گروه‌های چپ گرا و راستگرا درباره یک مساله مشترک نبوده و آنها قصد نداشته‌اند که با این اقدام، طیف میانه را تقویت نمایند. در 17 مارس، مذاکرات نتانیاهو با اسحاق هرزوگ، رئیس حزب کار می‌توانست به نتیجه نهایی منجر شود اما روز بعد، نتانیاهو این روند را معکوس کرد و این گونه که به نظر می‌رسد، برخی از وزرای جوان ائتلاف مثل یاریف لوین، زئیف آلکین و آیلیت شاکد، از برخی تعهدات داده شده به حزب کار، راضی نبودند. تعهداتی مثل محدود کردن فعالیت ساخت و ساز، احیای مجدد تحرکات سیاسی درباره فلسطینی‌ها و فشار برای برگزاری کنفرانس صلح در منطقه. در 18 ماه مه، هرزوگ، رئیس حزب کار، تعهدات اعطا شده به خود توسط نتانیاهو را برشمرد و گفت: من خواستم که تمام توافق‌ها مکتوب باشند اما نخست وزیر این موضوع را رد کرد. تا کنون، نتانیاهو، گفته های هرزوگ را تایید یا نفی نکرده است.

در همین حال، چندی پیش، عبدالفتاح سیسی، رئیس جمهور مصر، همه گروه‌های اسراییلی را تشویق کرده بود که برای صلح با هم همکاری نمایند. طبق گزارش‌های مختلف، او با تشویق‌های تونی بلر، نماینده کمیته چهار جانبه این سخنان را مطرح کرد و به نظر می‌رسد، قاهره آمادگی میزبانی یک کنفرانس صلح منطقه‌ای نامحدود را داشته باشد. همان گونه که هرزوگ رئیس حزب کار، عنوان کرد: پیام هایی از سوی مسئولان منطقه‌ای و بین‌المللی بلند پایه به او و نتانیاهو رسید مبنی بر این که فرصتی بزرگ برای ازسرگیری روند صلح وجود دارد، آن را از دست ندهید. تصریحات سیسی اهمیت زیادی داشت و هرچند که قبلا هماهنگ نشده بود ولی گوش‌هایی شنوا، پیدا کرد. نتانیاهو قبلا به منطقه اعلام کرده بود که خواستار اتخاذ اقداماتی در راستای برقراری صلح است اما دست و بالش از نظر سیاسی بسته است.

در همین زمان، هرزوگ رئیس حزب کار، به شدت از شِلی یاخیمویچ، رئیس قبلی حزب کارگر به دلیل نابودی همه تلاش‌هایی که می‌توانست برای ایجاد اشتراکاتی با نتانیاهو و توسعه ائتلاف وی به کار برود، انتقاد کرد. هرزوگ، وی را یک چپ گرای افراطی نامید. در حقیقت، بسیاری از نمایندگان حزب کار اخیرا از هرزوگ رئیس این حزب، انتقاد کرده بودند زیرا او برای پیوستن به حکومت نتانیاهو حتی بدون مشاهده تعدیل‌های سیاسی از جانب نخست وزیر در ازای آن، تلاش می‌کرد. در پی آن، اتفاق‌هایی دومینو وار رخ داد: نیمی از حامیان هرزوگ اعلام کردند که اگر به حکومت ملحق شود دیگر با او نخواهند بود.

همه این تحولات، به این مطلب اشاره دارد که نخست وزیر (بنیامین نتانیاهو) هم اکنون، از لیبرمن، رئیس حزب اسراییل خانه ما و نفتالی بنت، رئیس خانه یهود سپاس گزار است. قابل ذکر است که اکنون افراطی‌های راست گرا به دلیل تعهداتی که نتانیاهو به هرزوگ رئیس حزب کار داده، به وی اعتماد ندارند به علاوه، او با تغییر ناگهانی، تمام پل‌هایی را که می‌توانست او را با هرزوگ پیوند دهد، ویران کرد.
همچنین نتانیاهو، با جدال دشوارتری نیز روبروست که متعلق به چالش‌های سیاسی آتی می‌باشد. از این جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: مذاکرات صلح فرانسه(که قرار است دو کنفرانس بین‌المللی را برگزار نماید)، گزارش کمیته چهارجانیه درباره فعالیت‌های ساخت و ساز اسراییل و احتمال آن که شورای امنیت ممکن است در پایان سال جاری، راه حلی را برای منازعه اسراییلی فلسطینی تحمیل نماید. تاکنون، موعد تعیین شده برای کنفرانس پاریس، 3 ژوئن می‌باشد و اعلام شده است که جان کری، وزیر خارجه آمریکا نیز در آن مشارکت خواهد داشت. تردیدی نیست که فرانسه از مشارکت کری به نفع خود بهره‌برداری خواهد کرد. کری تا پیش از این چنین تعهدی نداده بود اما کری تصور کرد که این امر (مشارکت در این کنفرانس)، مجال لازم را برای حکومت ائتلافی حزب کار و حزب نتانیاهو فراهم می‌آورد تا تدابیر مناسبی بیندیشند، لذا این اقدام را انجام داد.

مساله لیبرمن
تحولی که بیش از همه سوال برانگیز شد، نحوه تعامل لیبرمن در مقام وزیر دفاع و تاثیری است که او می‌تواند در وزارت امور خارجه ایجاد کند. لیبرمن، مهاجری از مولداوی است که روند سیاسی خود را از مدیرکلی دفتر نتانیاهو طی دوره اول نخست وزیری نتانیاهو در سال 1996 آغاز کرد. اگرچه او در ابتدا در جلب حمایت مهاجران روس از نتانیاهو مفید بود ولی این دو با هم اختلاف پیدا کردند و لیبرمن، حزب خود برای مهاجران را تاسیس کرد. وی از آن زمان تا کنون، تمایل خود را برای رهبری جناح راست‌گرای اسراییلی مخفی نکرده و از شدیدترین منتقدان نتانیاهو بوده است. لیبرمن در سال گذشته با تصمیم به ملحق نشدن به ائتلاف نتانیاهو، اسراییل را به لرزه درآورد زیرا او معتقد بود که نتانیاهو به طرف‌های یهودی افراطی که در نسب یهودی برخی مهاجران روس تردید دارند، بسیار نزدیک است. او همچنین نخست وزیر را به ضعف در برابر تروریسم متهم کرد و دو هفته پیش بود که او (لیبرمن) خواستار استعفای نتانیاهو به همین علت شده بود.

در واقع، لیبرمن هنگام عنوان کردن سخنان بسیار تحریک آمیز، احساس غرور می‌کند. او طی جنگ سال 2014، تنها وزیری بود که علنا خواستار اشغال مجدد غزه شد. او در برهه ای دیگر، خواستار بمباران سد اسوان (سدی در مصر) شده و گفته بود اگر حسنی مبارک، (رئیس جمهور سابق مصر) نمی‌خواهد به اسراییل بیاید پس باید به جهنم برود. اما او به عنوان وزیر امور خارجه اسراییل در سال‌های 2009 تا 2015، واقع‌گرایی زیادی از خود نشان داد و گفت که اسراییل باید افکار صلح آمیز خاص خود را ارائه کند وگرنه دیگران، زمام ابتکار را از آن خود می‌کنند.

با این حال، با توجه به سخنان لیبرمن درباره غزه می‌توان گفت که تعیین وی به عنوان وزیر دفاع این سوال را مطرح می‌کند که آیا در آینده نزدیک، شاهد جنگ دیگری با حماس خواهیم بود؟ نتانیاهو در گذشته، ژنرال‌های سابق را به وزارت دفاع منصوب می‌کرد مثلا: اسحاق مردخای در سال 1996، ایهود باراک در سال 2009 و یعلون در سال 2013. در مقابل، لیبرمن اصلا منصب بلند پایه ای را در ارتش اسراییل عهده‌دار نبوده است و اصلا معلوم نیست که او چگونه با افسران بلندپایه ارتش کنار خواهد آمد. از زمان توقف مذاکرات صلح در سال 2014، به ویژه طی ماه های اخیر، رهبری نظامی تلاش کرده که نقشی در ثبات عرصه اسراییلی- فلسطینی ایفا نماید. این رویکردی است که ظاهرا به خاطر تاثیرات موج چاقو کشی‌ها اتخاذ شده است.

لیبرمن، به نوبه خود، به دعوت علنی برای انجام عملیات گسترده در کرانه باختری مشهور است همچنین او، از سالن دادگاهی که در آن ایلور عزاریا، سرباز اسراییلی که به اتهام قتل غیر عمد یک فلسطینی محاکمه می‌شود، دیدار کرد. این سرباز، یک فلسطینی را که پس از عملیات چاقو زنی در الخلیل، روی زمین بدون حرکت دراز کشیده بود، به ضرب گلوله کشت. لیبرمن خواستار صدور حکم‌های الزام‌آور علیه تروریست‌ها برای ممکن نبودن آزادیشان و گنجانده نشدن آنان در سندهای مبادله اسرا شده است. موضوعی که به نظر برخی از اسراییلی‌ها باعث تعمیق گرداب انتقام خواهد شد. هنوز معلوم نیست که دادگاه عالی با این امر موافقت کند یا خیر.

جالب است که احتمالا لیبرمن از منصب جدید خود برای ارتباط با محمد دحلان، رقیب محمود عباس برای تصدی پست ریاست تشکیلات خودگردان استفاده می‌کند. برخی از گزارش‌ها حاکی از تماس‌های لیبرمن با اوست. او و دحلان، از منتقدان سرسخت عباس محسوب می‌شوند. دحلان که ساکن ابوظبی است خود را جانشین احتمالی رئیس 81 ساله تشکیلات خودگردان می‌بیند.

صرف نظر از امور سیاسی، تلاش مجدد لیبرمن برای پیوستن به لیکود بسیار جالب خواهد بود. از نظر لیبرمن این حزب (حزب لیکود)، نقطه آغاز بهتری برای او به منظور مبارزه برای کسب کرسی نخست وزیری محسوب می‌شود و لیکود، نسبت به حزب اسراییل خانه ما؛ که بر اساس مهاجرت 25 سال قبل روس‌ها بنا نهاده شده است؛ ارجحیت دارد.

آینده یعالون
هنوز نتانیاهو توضیح نداده که چرا یعالون را از پست وزارت دفاع برکنار کرده است. تردیدی نیست که کلیت اوضاع، وزیر دفاع سابق یعنی یعالون را بسیار ناراحت کرده است. در خلال نوشتن این مقاله، یعالون استعفا داد و گزارش‌هایی درباره تصمیم نتانیاهو برای انتصاب لیبرمن به جای یعالون منتشر شد. یعالون در صفحه توییتری خود نوشت که به نخست وزیر بی اعتماد شده و می‌خواهد از حیات سیاسی فاصله بگیرد. او طی سخنانی در نشست رهبران جوان در 19 مه اعلام کرد که قطب نمای اخلاقی خود را گم کرده است.

به احتمال بسیار قوی می‌توان گفت که این اقدام نتانیاهو، مانوری صِرف برای توسعه ائتلاف بود. لیبرمن تمایل خود را برای تصدی وزارت دفاع به عنوان بخشی از طرح خود برای نخست وزیری در آینده، مخفی نکرده است. در همین حال، یعالون از سخنان مقامات ارتش درباره اهمیت حفظ ارزش‌های نظامی غربی- نه تنها در ارتباط با مساله سرباز عزاریا، بلکه درباره تقویت فرصت‌های اقتصادی و مخالفت علنی با هر اسراییلی حامی تبعیض- اعلام حمایت کرده است. این امر نشان دهنده آن است که اختلافات یعالون با اعضای نسل جدید در ائتلاف روز به روز شدیدتر می‌شود. به نظر می‌رسد که نتانیاهو بر این باور بود که نمی‌توان اجازه داد چنین برداشتی تعمیق شود و سکوت ادامه دار نخست وزیر، در برابر این مساله، دلیلی برای اثبات این ماجراست.

نتیجه
ممکن است که نتانیاهو، واقعا خواستار الحاق هرزوگ به کابینه باشد اما آمادگی ایستادگی در برابر مخالفان این اقدام را ندارد. به هرحال، هم اکنون مبادله‌ای پایاپای و دشوار در میان است: اگرچه نتانیاهو، شش کرسی را برای تضمین بقای سیاسی خود کسب کرده است ولی رقیبی سرسخت و قدرتمند (لیبرمن) را به کابینه آورده که آشکارا از تمایل خود برای جانشینی وی سخن می‌گوید و احترام زیادی برای نخست وزیر قائل نیست. طی این عملیات، نتانیاهو وزیر دفاع وفادار و باتجربه خود را از دست داد. به نظر می‌رسد نتانیاهو، در را بر روی هر تحول سیاسی که بتواند شدت و حدّت سلسله ابتکارهای بین‌المللی نام برده شده را کاهش دهد، بسته است. به جای آن، نتانیاهو، با چالش‌های دشوار داخلی و خارجی روبروست که نمی‌توان گفت چگونه با آنها روبرو می‌شود.

مترجم: طاهره گودرزی (کارشناس موسسه ندا و دکترای زبان و ادبیات عرب)

منبع: موسسه واشنگتن
(http://www.washingtoninstitute.org/ar/policy-analysis/view/netanyahus-sudden-coalition-shift-early-implications)
تاریخ: 19 مه 2016

نام:
ایمیل:
* نظر: