آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۳۸۴۹
تاریخ انتشار: ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۶
تحولات اسراییلی- فلسطینی در ورای بحران‌های منطقه‌ای، کما فی السابق در جریان است. از یک سو، فلسطینی‌ها در کرانه باختری از طریق تداوم انتفاضه قدس و در نوار غزه با استمرار آمادگی دفاعی- نظامی، از خود در برابر سیاست‌های توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی دفاع می‌کنند و از سوی دیگر، رژیم اسراییل با تأکید بر احتمال نبرد با حزب الله لبنان و حماس در سال جاری و همچنین افزایش تعاملات سیاسی- دیپلماتیک خود با کشورهای عربی، درصدد تثبیت موقعیت و شرایط خویش است. در سطور زیر، سه مسأله انتفاضه قدس، احتمال جنگ جدید علیه نوار غزه و ائتلاف عربی- عبری به اختصار مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.


سلمان رضوی
کارشناس موسسه ندا
مقدمه

تحولات اسراییلی- فلسطینی در ورای بحران‌های منطقه‌ای، کما فی السابق در جریان است. از یک سو، فلسطینی‌ها در کرانه باختری از طریق تداوم انتفاضه قدس و در نوار غزه با استمرار آمادگی دفاعی- نظامی، از خود در برابر سیاست‌های توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی دفاع می‌کنند و از سوی دیگر، رژیم اسراییل با تأکید بر احتمال نبرد با حزب الله لبنان و حماس در سال جاری و همچنین افزایش تعاملات سیاسی- دیپلماتیک خود با کشورهای عربی، درصدد تثبیت موقعیت و شرایط خویش است. در سطور زیر، سه مسأله انتفاضه قدس، احتمال جنگ جدید علیه نوار غزه و ائتلاف عربی- عبری به اختصار مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.

الف) انتفاضه قدس
تحولات 7 ماه اخیر کرانه باختری و قدس شرقی موسوم به انتفاضه قدس، تاکنون بیش از 200 شهید و بیش از 16 هزار مجروح فلسطینی بر جای گذاشته است. از آنجا که این انتفاضه با انتفاضه اول و دوم فلسطین، تفاوت‌هایی دارد، اما توانسته است بازدارندگی امنیتی رژیم صهیونیستی را خدشه دار کرده و زیر سؤال ببرد. عملیات‌های فردی فلسطینیان، دستگاه‌های امنیتی رژیم صهیونیستی را مستأصل کرده و ارتش، شاباک و پلیس این رژیم، از پیش بینی عملیات‌ها و مقابله با آنها درمانده شده اند. همین مسأله، رعب و وحشت را بر جامعه صهیونیستی حاکم کرده است تا جایی که بر اساس آمارهای مراکز صهیونیستی، 77 درصد از شهرک نشینان صهیونیست، احساس امنیت نمی‌کنند و 52 درصد از آن ها گفته اند که اصلا امنیت ندارند و 25 درصد دیگر هم احساس ناامنی کرده‌اند. اما برخی موانع امنیتی در کرانه باختری و قدس، موجب شده است تا عملیات‌های فردی فلسطینیان طی هفته های اخیر افت شدیدی پیدا کند و همین مسأله ادعای صهیونیست‌ها مبنی بر توقف کامل این انتفاضه را به همراه داشته باشد. ولیکن عملیات شهادت طلبانه انفجار اتوبوس در قدس اشغالی (30 فروردین 1395) که منجر به زخمی‌شدن 21 صهیونیست شد، به ناگاه مسأله را به گونه‌ای دیگر جلوه داد؛ به گونه‌ای که بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران معتقدند، انتفاضه قدس وارد مرحله جدیدی شده است و خسارت‌های شدیدتری به رژیم صهیونیستی وارد خواهد شد.

ب) احتمال جنگ جدید در نوار غزه
اسراییل علاوه بر اینکه در کرانه باختری و قدس شرقی با بحران امنیتی و پدیده انتفاضه روبروست، در نوار غزه نیز خود را با پدیده مقاومت رو در رو می‌بیند که روز به روز، قوی تر شده و ثبات و استحکام بیشتری پیدا می‌کند. از اوایل سال 2016 میلادی، بسیاری از مقامات نظامی و سیاسی اسراییل و همچنین غالب تحلیلگران روزنامه ها و شبکه‌های این رژیم، نسبت به افزایش توانمندی‌ها و قدرت نظامی گروه‌های مقاومت فلسطینی در نوار غزه به ویژه حماس هشدار دادند. آزمایش‌های موشکی حماس و دیگر گروه‌های مقاومت، کشف تونلی در مرزهای نوار غزه توسط ارتش اسراییل، حفر تونل‌های متعدد در مرزهای شمالی و شرقی نوار غزه با اسراییل (که معمولاً به شهرک‌های صهیونیستی هم جوار نوار غزه راه دارد) و ...، همه و همه شواهدی است که از نظر اسراییل یک خطر کاملاً بارز در جبهه جنوبی است و باید هر چه زودتر مهار شود. علاوه بر این موارد، وزارت دفاع اسراییل اعلام کرده است که طی سال 2015 میلادی، بیش از 740 اقدام برای قاچاق سلاح به نوار غزه انجام شده است. تمام این موارد نشان دهنده آن است که اسراییل نسبت به جنگ جدیدی با نوار غزه هشدار می‌دهد و کاملاً در صدد است تا با راه انداختن جنگی تمام عیار، توانایی مقاومت غزه را دومرتبه کاهش دهد تا خطر جبهه جنوبی برای مدتی خنثی شود. البته باید توجه داشت که اسراییل همین هشدارها را در قبال حزب الله لبنان و جبهه شمالی نیز داشته است اما مقامات اسراییل در حال حاضر به دنبال درگیری مستقیم با حزب الله نیستند و ترجیح می‌دهند که حزب الله در سوریه مشغول باشد تا توانایی اش کاسته شود. با این تفاسیر پیش بینی می‌شود که اسراییل جبهه جنوبی را در حال حاضر، خطرناک تر دانسته و احتمال بروز جنگ در سال 2016 بعید نیست. این مسأله، نکته‌ای است که بسیاری از تحلیگران نیز بدان اذعان کرده‌اند. علاوه بر این، شواهد دیگری نیز وجود دارد که مسأله را به قطعیت نزدیک می‌کند. خالی کردن منازل در کیبوتس‌های ناحل عوز، نیریم و نتیف هعسراه در مرز نوار غزه توسط صهیونیست‌ها و همچنین هشدار گروه‌های مقاومت در مورد تمام شدن صبر مقاومت در صورت تشدید محاصره نوار غزه و ادامه آن، خطر بروز جنگ را بیش از پیش آشکار می‌کند. نکته مهمی که در این عرصه جلوه می‌کند، فراموش شدن مسأله فلسطین در کشورهای اسلامی و عربی است. اسراییل نیز به خوبی از بحران‌های منطقه‌ای همچون سوریه و یمن استفاده کرده و به تجاوزات خود علیه فلسطینیان در نوار غزه و کرانه باختری با سهولت بیشتری ادامه می‌دهد.

ج) ائتلاف عربی- عبری
در هنگامه‌ای که کشورهای عربی و اسلامی، مسأله فلسطین را از فهرست اولویت‌های سیاست خارجی خود کنار گذاشته‌اند، اسراییل توانسته است همکاری‌های امنیتی و سیاسی خود را با برخی از این کشورها همچون عربستان سعودی، امارات متحده عربی، مصر و همچنین ترکیه، افزایش دهد. این افزایش همکاری، با هدف مقابله با محور مقاومت به ویژه ایران و حزب الله لبنان انجام می‌شود. در این راستا، اسراییل، پیروز بزرگ این همکاری و ائتلاف است، چرا که اولاً کشورهای عربی و اسلامی را به جان ایران انداخته است، ثانیاً ذهن این کشورها را به خطری همچون حزب الله معطوف کرده و دشمنی اسراییل با حزب الله را با این کشورها تقسیم کرده است، ثالثاً خطر بالقوه ‌این کشورها برای اسراییل از بین رفته است، رابعاً هویت کشور جعلی اسراییل بیش از پیش رسمیت داده می‌شود.

یکی از حوزه‌هایی که اسراییلی‌ها در این چارچوب ذینفع هستند بحران سوریه است. ائتلاف عربی- عبری با تشدید فشارها بر سوریه، لاجرم اسراییل را در وضعیت برد- برد قرار داده‌اند. طی روزهای اخیر نیز شهادت مصطفی بدرالدین فرمانده ارشد حزب‌ا... و جانشین عماد مغنیه در 23 اردیبهشت 1385 (12 می 2016) اتفاق افتاده است. اسراییلی‌ها در طول بحران سوریه در پی شکار رزمندگان حزب‌ا... از جمله بدرالدین، سمیر قنطار و... بوده‌اند که تا حدی موفق بودند. اسراییلی‌ها علاوه بر این، به بهانۀ مقابله با کاروان‌های حامل تسلیحات برای حزب‌ا...، به دفعات حملاتی را در سوریه انجام داده‌اند.

ائتلاف عبری- عربی، طی سال‌های اخیر استحکام روزافزونی یافته است و به نظر می‌رسد باید گفت به جای آمریکا در حال حاضر مصر بزرگترین دوست رژیم اسراییل است چرا که این کشور برای کنترل حماس در نوار غزه و ایجاد ثبات در صحرای سینا به اسراییل کمک می‌کند. اردن نیز به کشوری وابسته در عرصه‌های نظامی، اقتصادی و استراتژیک به رژیم اسراییل تبدیل شده است.

نتیجه‌گیری
در پناه استحکام روابط رژیم اسراییل و کشورهای عربی طبیعتاً احتمال حملۀ محدود یا کنترل شدۀ اسراییل به غزه وجود دارد. چرا که در آن صورت تنها عامل بازدارنده، قدرت نظامی مبارزان در غزه می‌باشد نه احتمال مخالفت‌های عربی- اسلامی. به بیان دیگر اسراییلی‌ها در هرگونه حمله‌ای به نوار غزه به تبعات آن از جانب کشورهای اروپایی بیشتر نظر دارند تا کشورهای عربی.
در همین چارچوب، چرایی کنترل انتفاضه قدس و عدم همراهی مؤثر جهان اسلام قابل تبیین است. به نظر می‌رسد تحولات و بحران‌های منطقه‌ای شرایطی را برای رژیم اسراییل فراهم نموده که ائتلاف خود با کشورهای عربی را تا حدی علنی و مستحکم‌تر نماید.  

 
نام:
ایمیل:
* نظر: