آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۱۹۰۲
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۲
مقاله/ فصلنامه 26
(مطالعه موردی: حزب رفاه و حزب عدالت و توسعه)
نگرشی تطبیقی به مواضع احزاب اسلام‌گرای ترکیه نسبت به فلسطین


محمدصادق کوشکی 1
مصطفی رنجبر محمدی 2

چکیده

روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی در مواقعی که غیر اسلامگرایان بر سر کار بوده‌اند یکی از نزدیک‌ترین و گرم‌ترین روابط در بین کشورهای خاورمیانه بوده است که در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی روزبه‌روز گسترده‌تر شده است. در این میان، احزاب اسلام‌گرای ترکیه با توجه به پایگاه انتخاباتی‌شان معمولاً به رابطه با این رژیم با دید منفی نگریسته و به حمایت از فلسطینی‌ها و سازمان‌های مبارز فلسطینی پرداخته‌اند. در میان مواضع احزاب اسلام‌گرای ترکیه، تفاوت‌ها و شباهت‌های عمده‌ای در نوع نگرش و موضع‌گیری‌ها وجود دارد که در این مقاله به بررسی تطبیقی مواضع احزاب اسلام‌گرای «رفاه» و «عدالت و توسعه» نسبت به مسأله فلسطین خواهیم پرداخت و نزدیک‌ترین رویکرد به جمهوری اسلامی ایران را شناسایی خواهیم کرد.

واژگان کلیدی: ترکیه، سیاست خارجی، احزاب اسلام‌گرا، رژیم صهیونیستی، حزب رفاه، حزب عدالت و توسعه، فلسطین.

مقدمه

پس از فروپاشی و انحلال امپراتوری عثمانی با پایان جنگ جهانی اول (1919) و شکل‌گیری جمهوری ترکیه در سال 1923 به رهبری مصطفی کمال پاشا، سیاست غربی شدن ترکیه بر اساس شعار معروف آتاتورک که «ما از شرق آمده‌ایم امّا به‌سوی غرب می‌رویم» در دستور کار رهبران ترکیه قرار گرفت. پس از جنگ جهانی دوّم تا دهه 1980، «اتحاد با غرب» سرلوحه سیاست خارجی ترکیه قرار گرفت و جمهوری ترکیه به‌گونه‌ای رفتار می‌کرد که انگار خاورمیانه‌ای وجود ندارد. عدم تناسب ایده‌های ارایه‌شده از سوی آتاتورک با هویت بومی مردم ترکیه و تأثیر سایر عوامل باعث شد تا پس از جنگ سرد، احزاب اسلام‌گرا بیشترین سهم را از قدرت سیاسی در ترکیه داشته باشند. این احزاب، جهت‌گیری سیاست خارجی ترکیه را به سمت کشورهای اسلامی و به‌ویژه منطقه خاورمیانه تغییر داده‌اند. دو حزب اسلام‌گرای «رفاه» و «عدالت و توسعه» از دهه‌ 1990 به بعد، در رأس قدرت سیاسی این کشور بوده‌اند و مسأله فلسطین در سیاست‏ خارجی این احزاب جایگاه ویژه‌ای داشته است.

مسأله فلسطین از مهم‌ترین مسائلی است که کشورهای خاورمیانه از جمله ترکیه با آن درگیر هستند و در سیاست خارجی خود، آن را مدنظر قرار می‌دهد. اکثر مردم ترکیه از جنبه اسلامی با مسأله فلسطین همراهی می‌کنند. احزاب اسلام‌گرای ترکیه همواره مسأله فلسطین را در موضع‌گیری‌هایشان مدنظر قرار داده‌اند و به نسبتی که از رژیم صهیونیستی انتقاد کرده‌اند به همان میزان، بر دامنه حمایت‌هایشان از مردم فلسطین و سازمان‌های مبارز فلسطینی افزوده‌‌اند. با توجه به تفاوت‌ها و شباهت‌های موجود در نوع نگرش به مسأله فلسطین، پرسش اصلی مقاله حاضر این است که مواضع احزاب اسلام‌گرای رفاه و عدالت و توسعه در خصوص مسأله فلسطین چیست و چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با یکدیگر دارد؟ فرض اصلی ما در مقاله این است که احزاب اسلام‌گرای رفاه و عدالت و توسعه در خصوص سیاست ترکیه نسبت به مسأله فلسطین، مواضع و رویکردهای متفاوتی از آرمان‌گرایی و سیاست‌های اقناعی تا سیاست‌های محافظه‌کارانه و عمل‌گرایانه در پیش گرفته­‌اند و اختلاف‌نظر، قاعده حاکم بین آن‌ها بوده است.

الف) چارچوب نظری

حزب، مهم‌ترین سازمان سیاسی در دموکراسی‌های معاصر است. به نظر بسیاری از صاحب‌نظران، دموکراسی در نهایت، چیزی جز رقابت حزبی نیست و انتخابات بدون رقابت احزاب معنی ندارد.(بشیریه،382:1393) احزاب سیاسی، نهادهایی هستند که میان خواسته‌های متفاوت و متعارض مردم میانجیگری کرده و آن‌ها را به سیاست تبدیل می‌کنند. بدین ترتیب، احزاب، شبکه‌هایی برای تجمیع، مفصل‌بندی و بیان خواسته‌ها هستند.(قوام،152:1392) احزاب ممکن است اقتدارگرا یا دموکرات باشند؛ ممکن است از راه انتخابات یا از راه انقلاب درصدد کسب قدرت باشند و ممکن است از ایدئولوژی‌های چپ، راست یا میانه پشتیبانی کنند.(هیوود،355:1392) از کارکردهای اصلی احزاب سیاسی می‌توان به مواردی چون نمایندگی، تشکیل و عضوگیری نخبگان، پی‌ریزی اهداف و بیان و تجمیع منافع اشاره کرد.(هیوود،361:1392) به‌طورکلی، نظام‌های حزبی را می‌توان از لحاظ تعداد احزاب، جهت‌گیری‌های ایدئولوژیکی و سایر الگوهای کلی تقسیم‌بندی کرد.(قوام،1392:161) معروف‌ترین ملاک برای طبقه‌بندی احزاب سیاسی، ملاک ایدئولوژی است که بر اساس آن، احزاب بر روی طیفی از راست افراطی تا چپ افراطی تقسیم‌بندی می‌شوند. مفاهیم چپ و راست به دو موضوع اساسی اشاره دارند: نخست، حفظ یا تغییر روابط اقتصادی و دوم، نوع ساختار قدرت و نظام سیاسی یعنی نظام سیاسی دموکراتیک یا اقتدارطلب.(بشیریه،1393: 383)

پژوهشگران مسائل خاورمیانه از اواخر دهه 1980، توجه خاصی را به مسأله رابطه میان دولت و جامعه مدنی، دموکراتیک شدن فضای سیاسی و گذار به دموکراسی در خاورمیانه معطوف کرده‌اند. تجربه پیروزی گروه اسلام‌گرای «جبهه نجات اسلامی» در انتخابات محلی 1991 الجزایر و مداخله دولت برای جلوگیری از به قدرت رسیدن این گروه در سال 1992 و به دنبال آن، وقوع خشونت‌های گسترده در الجزایر، نظر پژوهشگران مسائل خاورمیانه‌را به نقش گروه‌های اسلام‌گرا در خاورمیانه جلب کرد. نخبگان سیاسی حاکم در کشورهای خاورمیانه و برخی از حامیان آن‌ها در غرب این‌گونه استدلال می‌کنند که اسلام‌گرایان دارای ماهیتی اقتدارگرایانه و غیر دموکراتیک هستند و با استفاده ابزارگونه از فضای دموکراتیک و مشارکت سیاسی سعی دارند به قدرت برسند اما پس از استحکام اقتدار خود، یک نظام سیاسی غیر دموکراتیک مستقر ساخته و به سرکوب نیروهای اجتماعی خواهند پرداخت. اسلام‌گرایان نیز در برابر این اتهام سعی دارند نشان دهند که نسبت به اصول بازی دموکراتیک وفادار هستند و در صورت کسب قدرت به بستن فضای سیاسی اقدام نخواهند کرد. با توجه به این مسأله جریان اصلی گروه‌های اسلام‌گرا در خاورمیانه، توسل به خشونت را رد و بر تعهد به مشارکت مسالمت‌آمیز در فرآیند سیاسی تأکید کرده‌اند. گروه‌هایی چون اخوان­المسلمین در مصر و اردن، حزب رفاه در ترکیه و جنبش نهضت در تونس، میانه‌روی را اختیار کرده و تلاش داشته‌اند از طریق مشارکت سیاسی در تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جوامع خود نقش‌آفرینی کنند.(رابینسون،51:1376-50) به‌رغم شباهت‌های موجود نباید از نظر دور داشت که میان احزاب و جریان‌های اسلام‌گرای کشورهای خاورمیانه، تفاوت‌های عمده‌ای در نوع نگرش نسبت به مسائل مختلف وجود دارد.

اسلام‌گرایی در ترکیه با جنبش‌های اسلامی در کشورهایی چون مصر، لبنان، سوریه، عربستان، الجزایر، مراکش و عراق و... تفاوت ماهوی دارد؛ به‌طوری‌که این اسلام‌گرایی که از دهه 1940 به بعد، با توجه به فضای اجتماعی و سیاسی حاکم بر ترکیه و ساختار سیاسی آن و نفوذ اندیشه‌های وارداتی، نظیر کمونیسم و ملّی­گرایی که عمدتاً رنگ و بوی غربی داشتند شکل گرفت، کمتر به دنبال خشونت در مقابله با جریان غرب‌گرای این کشور بوده و بیشتر در چارچوب احزاب سیاسی به فعالیت پرداخته‌اند.(آقا حسینی، رهبر قاضی، محموداوغلی و مرندی،106:1390) اسلام سیاسی در این کشور در محیطی سکولار و دموکراتیک در قالب احزاب سیاسی تکامل ‌یافته است. ویژگی احزاب اسلام‌گرای ترکیه، پایبندی به سازوکارهای قانونی دستیابی به قدرت از طریق انتخابات و سایر شیوه‌های قانونی است. این ویژگی اسلام سیاسی در ترکیه وجه تفاوت آن با اسلام‌گرایی در کشورهایی همچون مصر و الجزایر است که در آن از اسلام به‌عنوان نیرویی سیاسی برای بسیج مردم علیه نیروهای خارجی و دولت‌های استبدادی بهره‌گیری شده است.

ویژگی دیگر احزاب اسلام‌گرای ترکیه را اعتقاد آن‌ها به آزادی دینی و عدم اجبار دینی است. برخلاف احزاب لائیک که خواهان حذف اسلام از سپهر عمومی جامعه ترکیه هستند، احزاب اسلام‌گرا، اسلام را یکی از ویژگی‌های هویتی جامعه ترکیه می‌دانند و قائل به تفکیک حوزه خصوصی و عمومی در این ‌ارتباط نیستند. نمونه بارز این مسأله، بحران حجاب در ترکیه هست که از آن با عنوان بحران روسری نیز یاد می‌شود. احزاب اسلام‌گرا قائل به آزادیِ داشتن یا نداشتن حجاب در ادارات دولتی و دانشگاه‌ها هستند درحالی‌که احزاب لائیک، مخالف حجاب در مکان‌های دولتی می‌باشند.

ویژگی اصلی احزاب اسلام‌گرای ترکیه در زمینه سیاست خارجی نیز به چالش کشیدن اصل اساسی سیاست خارجی ترکیه که همان «غرب‌گرایی» است، می‌باشد. احزاب اسلام‌گرای ترکیه نسبت به سایر احزاب این کشور همواره به کشورهای مسلمان، رویکرد مثبت‌تری داشته‌اند.
با توجه به سه ویژگی مذکور، تعریف ما در این پژوهش از احزاب اسلام‌گرای ترکیه بدین‌صورت است: «احزابی که در عین اعتقاد به تساهل و آزادی دینی، رویکردی ایجابی نسبت به اسلام داشته، خواستار به دست‌گیری قدرت از طریق سازوکارهای قانونی بوده و در عرصه سیاست خارجی، غرب‌گرایی محض را کنار گذاشته و دیدگاه مثبت‌تری نسبت به کشورهای مسلمان و هم‌جوار دارند.» در ادامه بر اساس تعریف مذکور به ارایه تاریخچه­ای از احزاب اسلام‌گرای ترکیه پرداخته و پس از معرفی دو حزب رفاه و عدالت و توسعه، سیاست خارجی این احزاب در قبال موضوع فلسطین به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

ب) احزاب اسلام‌گرای ترکیه

1- تاریخچه احزاب اسلام‌گرای ترکیه: پس از تبدیل نظام تک‌حزبی به چندحزبی در ترکیه، بین سال‌های 1945 تا 1950، هشت حزب سیاسی تشکیل شد. دهه 1950، دهه اقتدار حزب دموکرات بود که موضع نزدیک‌تر و قابل‌انعطاف‌تری نسبت به اسلام داشت. مردم ترکیه، در دوره اقتدار حزب دموکرات، اجازه اذان گفتن به زبان عربی را از مناره‌های مساجد داشتند. دادن اجازه تلاوت آیات قرآن در رسانه‌های گروهی و تأسیس مدارس مذهبی رسمی از دیگر اقدامات این حزب بود. حزب دموکرات با کودتای نظامیان لائیک در سال 1960، از صحنه سیاست ترکیه حذف شد و کودتاچیان، مسئولان اصلی آن از جمله عدنان مندرس، نخست‌وزیر وقت را به دار آویختند.

از جمله احزاب مهمی که در دهه 1960، خود را جایگزین حزب دموکرات می‌دانستند و مدّعی حمایت از آزادی مذهبی مردم بودند، حزب «عدالت» به رهبری سلیمان دمیرل بود.(زارع،1387: 177-176) پس‌ازآنکه قانون اساسی ترکیه در سال 1961 اجازه تأسیس و آزادی احزاب را صادر کرد، نیروهای مسلمان برای نخستین بار توانستند در سال 1970، یک حزب سیاسی- مذهبی را به رهبری نجم­الدین اربکان با نام «حزب نظام ملّی» تأسیس کنند. رشد روزافزون گرایش به این حزب باعث هراس هیأت حاکمه ضد­ مذهبی شد و لذا در 1972 و به حکم دادگاه قانون اساسی، این حزب به خاطر سوء استفاده‌های سیاسی از مذهب منحل شد. ازاین‌رو، رهبران حزب تصمیم گرفتند حزب دیگری را تأسیس کنند و لذا «حزب سلامت ملّی» را بنیاد نهادند. ایدئولوژی حزب سلامت ملّی، وعده این را می‌داد که یک کشور تمام صنعتی و پیشرفتۀ همراه با یک تعاونِ اقتصادی با جهان اسلام، تنها در بازگشت به اسلام و استقرار بنیادها و سازمان‌های اجتماعی بر مبنای دستورالعمل‌های اسلامی میسر خواهد بود. حزب سلامت ملّی به علّت آرای خود در انتخابات، در سه کابینه ائتلافی بین سال‌های 1973 تا 1978 وارد دولت شد. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، موقعیت و قدرت این حزب افزایش یافت ولی با کودتای 1980 همچون دیگر احزاب سیاسی منحل شد.(نامور حقیقی،29:1372-26)

بعد از انجام کودتای 1980، هیأت حاکمه نظامی با قانون اساسی جدیدی که در 1982 به تصویب رساندند، ممنوعیت‌های شدیدی در مورد فعالیت‌های مذهبی-سیاسی برقرار ساختند.(نامور حقیقی،32:1372) با این ‌وجود، پس از دهه 1980، دو حزب مهم رفاه و عدالت و توسعه سر برآورده و توانستند قدرت سیاسی را در ترکیه در اختیار گیرند.

2- حزب رفاه: بعد از کودتای 1980 نظامیان، فعالیت احزاب در ترکیه ممنوع اعلام شد و اربکان، رهبر حزب سلامت ملّی از سال 1980 تا 1987 از فعالیت سیاسی محروم شد. بعد از اعطای آزادی برای فعالیت احزاب سیاسی در سال 1983، حزب رفاه به رهبری علی ترکمن و رهبری پشت پرده اربکان تأسیس شد. اربکان در سال 1987 به رهبری حزب رفاه برگزیده شد.(سلامتی،1389: 62) در انتخابات عمومی سال 1995، حزب رفاه با کسب  6/21 درصد آرا و به دست آوردن 158 کرسی پارلمان، به‌عنوان بزرگ‌ترین حزب در نظام سیاسی ترکیه به پیروزی رسید.(زارع،70:1387) در 28 ژوئن 1996، در ائتلاف با «حزب راه راست» تحت عنوان «ائتلاف رفاه یول»، اربکان به‌عنوان نخست‌وزیر ترکیه برگزیده شد.

نظام اعتقادی حزب رفاه بر اساس شالوده اصول‌گرایانه‌اسلامی استوار است که بر مبنای آن، ضعف و عقب‌ماندگی جامعه اسلامی از ضعف اسلام نیست، بلکه ناشی از سلطه غرب بر مسلمانان است.(جنابی،26:1378) ازاین‌رو، نجم­الدین اربکان از زمان به دست­گیری قدرت، سیاست‌های اسلامی را در عرصه داخلی به اجرا گذاشت که از نظر لائیک‌ها و در رأس آن نظامیان، به ‌منزله عبور از خطوط قرمز تلقی می‌شد. مهم‌ترین این اقدامات، دعوت اربکان از رهبران بعضی گروه‌های اسلامی برای مراسم افطار در ژانویه 1997 بود. اقدام بعدی، مجموعه‌ای از طرح‌ها با انگیزه‌های اسلامی بود که اربکان خواستار اجرای آن بود از جمله، طرح ساخت دو مسجد در منطقه پیشرفته «تقسیم» در استانبول و در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری در آنکارا.(جنابی،52:1378)

افکار طرفداران حزب رفاه، لبریز از بازگشت به دوران شکوفایی امپراتوری قدیمی عثمانی با اعتقادات راسخ اسلامی بود که از نظر آنان برای کشورشان در گذشته، ثروت و اقتدار به همراه داشته است.(برزگر،177:1378) یکی از مهم‌ترین اهداف حزب رفاه در برنامه‌های سیاست خارجی این حزب، تبدیل ترکیه به کشوری رهبری کننده بود. به نظر این حزب برای تحقق این هدف نیز، جایگاه ترکیه در «انجمن مسیحی اتحادیه اروپا» نیست، بلکه جایگاه ترکیه در «اتحادیه کشورهای جهان اسلام» می‌باشد. (Türkiye Büyük Millet Meclisi, 2014/07/27)نجم­الدین اربکان در راستای این سیاست گفته بود: «ما ترجیح می‌دهیم رهبری جهان اسلام را به دست آوریم تا این که در اروپا به‌عنوان خط پایان شمرده شویم.»(طاهری،47:1391) وی در دوران نخست‌وزیری خود، فقط از کشورهای اسلامی و عربی دیدار کرد و هرگز به اروپا و آمریکا نرفت.(سلامتی،102:1389) پیگیری سیاست‌های اسلام‌گرایانه در سیاست‌های داخلی و خارجی ترکیه، سرانجام موجب یک کودتای آرام و انحلال حزب رفاه شد. حکم دادگاه قانون اساسی ترکیه در مورد انحلال حزب رفاه، بر اساس مواد 68 و 69 قانون اساسی صادر شد. بر اساس این مواد، نظام داخلی احزاب ترکیه نباید منافاتی با لائیسیسم داشته باشد. احمد نجدت سزر رئیس دادگاه، حکم انحلال حزب رفاه را چنین بیان کرد: «حزب رفاه، پس از اثبات فعالیت‌هایش علیه اصول جمهوری لائیک، منحل اعلام می‌شود.» به‌موجب این حکم، حزب رفاه در سال 1998 منحل شد و اربکان و شش تن دیگر از اعضای این حزب، به مدّت پنج سال از تشکیل حزب یا مشارکت در احزاب سیاسی محروم شدند.(نورالدین،110:1382-109)

رهبران حزب رفاه با احتمال این که نظام لائیک، حزب آن‌ها را منحل خواهد کرد، در اقدامی عاقلانه پیش از آن به تأسیس حزب جدیدی به نام «فضیلت» اقدام کرده بودند و اعضای حزب رفاه که پس از انحلال آن، اعضای مستقل پارلمان شده بودند، دسته‌جمعی به این حزب پیوستند.(زارع،1387: 202) اسماعیل آلپ تکین، مشاور حقوقی حزب رفاه این حزب را در 17 نوامبر 1997 تأسیس کرد که رجایی کوتان یکی از چهره‌های شاخص حزب رفاه، رهبری این حزب را عهده‌دار شد.(نورالدین،137:1382) به‌رغم اعتمادسازی‌هایی که حزب فضیلت صورت داد، در فوریه سال 2001، پرونده حزب فضیلت به اتهام فعالیت علیه رژیم لائیک و نقض قوانین کشور، در مراجع قضایی لائیک تحت رسیدگی بود و مقام­های قضایی تندرو، خواهان انحلال و تعطیلی حزب فضیلت بودند. سرانجام تحت‌فشار نظامیان و لائیک­های افراطی، دادگاه قانون اساسی ترکیه در ماه مارس 2001، حکم انحلال حزب فضیلت را صادر کرد.(زارع،1387: 214)

3- حزب عدالت و توسعه: حزب عدالت و توسعه در 14 اوت 2001 تأسیس شد. پس از انحلال حزب فضیلت، شکاف داخلی در درون جناح اسلامی بیشتر شد. طرفداران رجایی کوتان حزب سعادت و تأیید کنندگان رجب طیب اردوغان، حزب عدالت و توسعه را تأسیس کردند. 48 نماینده به حزب سعادت و 51 نماینده به حزب عدالت و توسعه پیوستند.(سلامتی،101:1389) حزب عدالت و توسعه موفق شد در انتخابات عمومی سال 2002 با کسب 43/34 درصد آرا، 365 کرسی از 550 کرسی پارلمان را به دست آورد. حزب در انتخابات 2007، 58/46 درصد آرا و 341 کرسی پارلمان و در انتخابات 2011 نیز 83/49 درصد آرا و 327 کرسی پارلمان را از آن خود کرد. این حزب از سال 2002 بدون نیاز به ائتلاف با سایر احزاب، اقدام به تشکیل دولت تک‌حزبی کرده است. (Türkiyenin Seçim Portali, 2014/07/25)رجب طیب اردوغان، رهبر حزب عدالت و توسعه در انتخابات ریاست جمهوری 2014 ترکیه که برای اولین بار با رأی مستقیم مردم برگزار می‌شد، توانست با کسب بیش از 21 میلیون رأی، 52 درصد آرا را به خود اختصاص دهد و به‌عنوان نخستین رئیس‌جمهور منتخب مردمی ترکیه برگزیده شود. (Hürriyet, 2014/09/09)

از نظر ایدئولوژی، حزب عدالت و توسعه بر سکولار بودن دولت ترکیه تأکید دارد ولی با حذف نمادهای مذهبی از اماکن عمومی، مانند ممنوعیت حجاب زنان در اماکن دولتی مثل دانشگاه‌ها مخالف است.(فلّاح زاده،49:1384) سران حزب عدالت و توسعه به لحاظ تربیت و آموزش، فعالیت سیاسی و گذشته حزبی، اسلام‌گرا هستند، امّا از زمان تأسیس حزب عدالت و توسعه، مؤسسان حزب برای برون‌رفت از فشارهای عظیمی که به جنبش‌های اسلامی در ترکیه وارد می‌آید، به دنبال گفتمان جدیدی بوده‌اند که از ریشه اسلامی آنان جدا نباشد و درعین‌حال با نظام حاکم برخورد نکند.(سلامتی،101:1389) در بیانیه 87 صفحه‌ای اولیه حزب، تمام جزئیات برنامه‌های حزب در آینده از راه‌حل‌های اقتصادی تا فرهنگی بیان شده است.

در بخش اوّل بیانیه آمده است: «حزب عدالت و توسعه، یک حزب دموکرات است و مبتنی بر اصول دموکراتیک عمل می‌کند.» در ادامه، این حزب، خود را محافظه‌کار می‌داند و  بر روی استقلال خود تأکید می‌کند.(واحدی،142:1384-141) حزب در اساسنامه حزبی، خود را متعهد به اصول قانون اساسی جمهوری ترکیه معرفی کرده است و به‌رغم داشتن ریشه‌های اسلامی، به ‌عنوان حزبی اسلامی معرفی نمی‌شود بلکه اعضای آن، حزب را تحت عنوان حزبی محافظه­کار و درعین‌حال، دموکراتیک همچون احزاب دموکرات مسیحی اروپای غربی معرفی می‌کنند.(اعتضادالسلطنه،123:1391) بر این مبنا، دولت اردوغان تلاش کرد در سیاست داخلی خود از یک‌سویه نگری پرهیز کند و خواست گروه‌های مختلف را مدنظر داشته باشد. این دولت درصدد است سیاست‌های اعلامی خود را مبنی بر رعایت حقوق بشر و حق شهروندی، لغو مجازات اعدام، تأکید بر رعایت حقوق اقلیت‌های قومی و دینی، رفع تبعیض‌های جنسیتی و کاهش نقش نظامیان در حکومت، تا حد امکان تحقق بخشد.

دولت اردوغان، نخستین دولتی بود که طی چند دهه اخیر حالت فوق‌العاده را در مناطق کردنشین ترکیه لغو کرد.(واعظی،52:1387-51) همچنین حزب عدالت و توسعه در اکثر زمینه‌های اقتصادی، تحولات چشمگیری در کشور به وجود آورده است که جذب سرمایه خارجی از طریق خصوصی‌سازی بنگاه‌های اقتصادی، کنترل تورم و تک‌رقمی کردن آن، کاهش میزان بیکاری تا 10 درصد و استمرار رشد تولید ناخالص داخلی به‌صورت میانگین 6 درصد در سال، نمونه‌هایی از موفقیت‌های اقتصادی این حزب می‌باشند.(گروه مطالعات اوراسیا مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور، 3:1386)

به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه، موجب تحوّل بنیادین در سیاست خارجی و توجه بیشتر ترکیه به مسائل کشورهای اسلامی شد. حزب در برنامه سیاست خارجی‌خود آورده است که ترکیه با دموکراسی، اقتصاد و نحوه نگرش خود به حقوق بشر، عنصر ثبات منطقه‌ای است. با توجه به این ویژگی‌ها ترکیه باید ابتکار عمل بیشتری را در مناطق بحرانی کشورهای همسایه‌اش داشته باشد و به توسعه همکاری‌های منطقه‌ای کمک کند.(Adalet ve Kalkınma Partisi ,2014/07/24) رویکرد جدید سیاست خارجی ترکیه در قالب دو گفتمان «عمق استراتژیک» و «مشکلات صفر با همسایگان» معنا می‌یابد که بر اساس دکترین احمد داووداوغلو، وزیر امور خارجه وقت ترکیه تعیین شده است. با این استدلال که ترکیه به دلیل موقعیت جغرافیایی و تاریخی خاص خود، عمق استراتژیک دارد و چنین موقعیتی، کشور را به یک قدرت مرکزی تبدیل می‌کند، همچنین این پتانسیل را فراهم می‌کند که ترکیه برای مناطق پیرامونی خود نقش رهبری را بازی کند.(طاهری،1391: 42)

پ) فلسطین در سیاست خارجی ترکیه

ویژگی عمل‌گرایانه سیاست‌گذاری در دوران کمالیسم به ‌وضوح، غرب‌گرایی در سیاست خارجی ترکیه را نشان می‌دهد. جمهوری تازه تأسیس ترکیه در این دوران، درگیر ملت‌سازی در درون بود و این مسأله، منجر به غفلت از توجه نسبت به کشورهای خاورمیانه‌ای می‏شد.(Amitina, 2012:8-9) با پایان جنگ سرد، ترکیه که به‌عنوان دولت مرزی غرب در برابر کمونیسم در دوران جنگ سرد عمل کرده بود، اهمیت استراتژیکی‌اش را به‌یک‌باره نزد غرب از دست داد. (Küçükcan & Küçükkeleş, 2012:13) تغییرات ساختاری نظام بین‌الملل پس از جنگ سرد، تحولات داخلی ترکیه، به قدرت رسیدن احزاب اسلام‌گرا و همچنین منافع اقتصادی وسیعی که از کشورهای خاورمیانه عاید اقتصاد ترکیه می‌شد، این کشور را بر آن داشت تا سیاست فعّال تری در خاورمیانه اتّخاذ کند.

پس از تأسیس رژیم صهیونیستی در سال 1948، ترکیه یکی از اولین کشورها و اولین کشور اسلامی بود که رژیم صهیونیستی را در 28 مارس 1949 به رسمیت شناخت. در سال 1952، بین دو کشور نماینده سیاسی مبادله شد که البته با خشم دولت‌های عربی مواجه شد. با رأی منفی عرب‌ها در خصوص مسأله قبرس به ترکیه طی دهۀ 1960، ترک‌ها متوجه شدند که در برابر مخالفت غرب با ترکیه در قبال مسأله قبرس به رأی اعراب در مجامع بین‌المللی نیاز دارند، لذا با در نظر داشتن سیاست سنتی خود به‌تدریج به سود اعراب موضع‌گیری کردند. ترکیه در ژانویه 1975، سازمان آزادی‌بخش فلسطین(ساف) را به رسمیت شناخت و اجازه افتتاح نمایندگی فلسطین در آنکارا را صادر کرد. در دهه 1980، حمایت از سازمان با شدّت و ضعف به‌عنوان یک اصل در سیاست خارجی ترکیه پذیرفته شد. ترکیه در نوامبر 1988، دولت در تبعید فلسطین را به رسمیت شناخت و در دهه 1990 نیز به‌رغم پیشرفت‌های چشمگیر در روند صلح خاورمیانه و تلاش ترکیه برای ارتقای روابط خود با رژیم صهیونیستی، ناچار شد روابط خود با فلسطین را نیز به حدّ سفارت ارتقا دهد. این امر در 31 دسامبر 1991 اعلام شد.(فلّاح زاده،63:1384-62) اگرچه یکی از اصول اساسی سیاست خارجی ترکیه در این دوران، حفظ موازنه در برخورد با مسأله فلسطین و رژیم صهیونیستی بود،(دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه،212:1388) با پایان جنگ سرد و به دنبال برگزاری کنفرانس صلح مادرید در اکتبر 1991، ترکیه به حمایت از فلسطین پرداخت. در همین سال، تورگوت اوزال رئیس جمهور وقت ترکیه پیشنهاد کرد ترکیه میزبان گفتگوهای اعراب و رژیم صهیونیستی باشد و موضع ترکیه در قبال روند صلح را نیز با درخواست از رژیم صهیونیستی برای پذیرش «اصل زمین در برابر صلح» اعلام کرد. با امضای قراردادهای اسلو 1 و 2 در سپتامبر 1993 و 1995، ترکیه ضمن اعلام حمایت از اعلامیه اصول و با توجه به شناسایی رژیم صهیونیستی از سوی سازمان آزادی‌بخش فلسطین، فارغ از هرگونه محدودیت، وزیر امور خارجه خود را در ماه نوامبر 1995، روانه فلسطین اشغالی کرد.

تانسو چیللر در دوره نخست‌وزیری خود (1996- 1993) سیاست ترکیه در قبال روند صلح را حمایت این کشور از قطعنامه‌های 242 و 338  شورای امنیت سازمان ملل و یک راه‌حل برای تأمین حقوق مردم فلسطین از جمله حق ایجاد دولت فلسطینی اعلام کرد. سال 2000 با انتفاضه دوّم مردم فلسطین همراه بود. ترکیه در اکتبر 2000، به قطعنامه سازمان ملل در مورد محکومیت رژیم صهیونیستی در استفاده بیش ‌از اندازه از زور علیه فلسطینیان رأی مثبت داد. به دنبال عملیات نظامی رژیم صهیونیستی در آوریل 2002 در اردوگاه جنین، بولنت اجویت، آخرین نخست‌وزیر سکولار ترکیه، آن را «ارتکاب نسل‌کشی جلوی چشم جهانیان» نامید. با وجود این، با به قدرت رسیدن اسلام‌گرایان حزب عدالت و توسعه، ترکیه علاوه بر میانجیگری در روند صلح میان اعراب و رژیم صهیونیستی، گاه در خط مقدم انتقاد از رژیم صهیونیستی قرار گرفت.(آقاعلیخانی،39:1390-37) در ادامه به تشریح مواضع احزاب اسلام‌گرای ترکیه حزب رفاه و حزب عدالت و توسعه در خصوص مسأله فلسطین می‌پردازیم.

ت) مواضع و رویکرد حزب رفاه در خصوص مسأله فلسطین

 حزب رفاه تا پیش از مشارکت در دولت ائتلافی با چیللر، بارها تنفّر و خصومت خود را نسبت به رژیم صهیونیستی نشان داده و همبستگی خود را با کشورهای مسلمان به‌نوعی آشکار کرده بود. در دوران نخست‌وزیری اربکان، پی گیری سیاست نزدیک‌سازی روابط ترکیه به کشورهای مسلمان منطقه از جمله ایران، لیبی و سوریه و نیز تشکیل گروه دی-هشت مرکب از کشورهای اسلامی از سوی دولت اربکان، موجب تشدید نگرانی رژیم صهیونیستی از سیاست خارجی ضد اسرائیلی دولت ترکیه شد.(سلامتی،187:1389)

در سال 1996، پس از تشکیل کابینه توسط حزب رفاه، نتانیاهو نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی پیام تبریکی برای اربکان فرستاد امّا اربکان، پیام تبریک وی را نپذیرفت. پس ‌از آن، نظامیان ترکیه کوشیدند تا به اربکان بفهمانند که روابط با رژیم صهیونیستی خارج از حدود اختیارات وی است.(مؤمنی،65:1384) از مهم‌ترین اقدامات نظامیان که خشم اسلام‌گرایان را برانگیخت، بستن قراردادهای نظامی با رژیم صهیونیستی بود؛ به طوری که مطبوعات غربی به ‌صراحت اظهار عقیده کردند که «آشتی ارتش با اربکان، در گرو رابطه با رژیم صهیونیستی است.» اربکان در گفتگو با تعدادی از اعضای اخوان­المسلمین کشورهای عربی که هفته‌نامه الاوسط در 1997 منتشر کرد، درباره وضعیت دشوار اسلام‌گرایان چنین گفته بود: «ترکیه یک جمهوری لائیک است که تا چند سال پیش، مبارزان اسلام‌گرا را اعدام می‌کرد. آیا شما می‌دانید چرا نخست‌وزیر اسبق، عدنان مندرس، در دهه شصت به قتل رسید؟ او می‌خواست اذان گفتن را در ترکیه رایج کند.» اربکان به دوستان سوری و مصری خود چنین توضیح داد که به ‌محض رسیدن به قدرت، متوجه خصومت ارتش که نهادی شاخص و مهم در ترکیه است، شده است. بنابراین اولویت کاری او ایجاد رابطه و فضای اعتماد بود و در چنین بستری، چشم‌پوشی از ادامه همکاری نظامی ارتش با رژیم صهیونیستی، غیر قابل‌اجتناب بود.(زارع،190:1387) وی همچنین پیمان نظامی ترکیه و رژیم صهیونیستی را خیانت به کشورهای مسلمان نامید. اربکان اعلام کرد که ارتش ترکیه، پیمان را بدون جلب موافقت مردم امضا کرده است.(مؤمنی،1384: 64) اگرچه نجم­الدین اربکان در تاریخ 22 مه 1996 تعهد کرد که حزب رفاه از تصویب موافقت‌نامه نظامی با رژیم صهیونیستی در پارلمان ترکیه جلوگیری کند، ولی دولت او نه‌تنها هیچ‌گونه اقدامی برای لغو یا تجدید نظر در این موافقت‌نامه انجام نداد، بلکه تحت‌فشار ارتش ترکیه در تاریخ 28 اوت 1996، موافقت‌نامه دیگری به‌منظور نوسازی هواپیماهای فانتوم ترکیه با رژیم صهیونیستی و در تاریخ اوّل دسامبر 1996 نیز به همین منظور و سازمان‌دهی مانورها و آموزش‌های مشترک، موافقت‌نامه سوّمی را با رژیم صهیونیستی امضا کرد. سرانجام در تاریخ 8 آوریل 1997 نیز موافقت‌نامه چهارم را درزمینه «برآورد تهدیدهای ایران و سوریه نسبت به دو کشور» منعقد کرد. همچنین در این دوره، موافقت‌نامه‌های دیگری میان دو طرف در خصوص طرح‌های صنعتی-نظامی به امضا رسید.(مرکز مطالعات و هم‌اندیشی زیتونه بیروت،31:1390-30)

اربکان همچنین از مقاومت فلسطین حمایت کرد و در مورد اهداف سازمان‌های مبارز فلسطینی از جمله حماس گفت: «این مردم می‌خواهند سرزمینشان را که اشغال ‌شده است و در آن، تحت ظلم و ستم زندگی می‌کنند، آزاد کنند. اگر غرب در این مورد، لفظ تروریسم را به کار برده، اشتباه کرده است. اعضای حماس، انسان‌هایی هستند که می‌خواهند سرزمین خود را از اشغال برهانند و باید از این اقدام استقبال شود.» وی همچنین درباره رژیم صهیونیستی عنوان کرد: «ترکیه، بیدادگری‌های رژیم صهیونیستی را تحمّل نخواهد کرد. به‌عنوان ‌مثال، بیت‌المقدس 13 سده، نماد یکپارچگی شهر اسلامی بوده است و نمی‌تواند پایتخت رژیم صهیونیستی باشد.»(زارع،238:1387) اربکان، بارها خواستار خروج اشغالگران رژیم صهیونیستی از سرزمین‌های اشغالی شده و از تروریست خواندن مبارزان فلسطینی توسط غربی‌ها انتقاد کرد.(زارع،282:1387) حزب رفاه، سنت گرامیداشت روز قدس را همانند سلف خود، حزب سلامت ملّی حفظ کرد و حتّی از سفیر ایران برای شرکت در مراسم آن دعوت کرد. به‌رغم این که شرکت سفیران در گردهمایی احزاب قانونی کشور در ترکیه امر عادی بود، ولی نظام لائیک در دو مورد، با ایجاد بحران ساختگی و فراخوانی سفیر، موجبات سلب اعتماد سیاسی از دو سفیر جمهوری اسلامی، آقایان منوچهر متکی و علیرضا باقری را صرفاً به علّت شرکت در گردهمایی‌های حزب رفاه به وجود آورد.(زارع،1387: 298)

حزب رفاه در مجموع، نگاه تک‌سویه اسلام‌گرایانه را در سیاست خارجی خود در قبال مسأله فلسطین در پیش گرفته بود و از این منظر با مسأله فلسطین همدردی و همراهی می‌کرد. حزب، خواستار قطع روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی بود و رژیم صهیونیستی را رژیمی می‌دانست که سرزمین فلسطین را به ‌زور، اشغال کرده و در راه آزادسازی این سرزمین خواستار حمایت بیشتر ترکیه از سازمان‌های مبارز فلسطینی از جمله حماس بود.

پس از انحلال حزب رفاه، مواضع حزب فضیلت، تغییر محسوسی نسبت به حزب رفاه یافت. حزب فضیلت، مواضع آشتی‌جویانه‌ای نسبت به رژیم صهیونیستی داشته است. مهم‌ترین تغییر در ارتباط با شناسایی رژیم صهیونیستی به‌عنوان یک واقعیت است. رجایی کوتان در تاریخ دوّم نوامبر 1999 میلادی در سخنانی در مؤسسه تحقیقاتی تئودور ویلسون گفت: «جهان رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخته است و حزب فضیلت نیز رژیم صهیونیستی را به‌عنوان یک واقعیت پذیرفته است و در مناسبات آنکارا با تل‌آویو اشکالی نمی‌بیند. رژیم صهیونیستی به‌ویژه در صنایع دفاعی از تکنولوژی پیشرفته‌ای برخوردار است و ترکیه می‌تواند مانند بسیاری از کشورهای غربی با این رژیم همکاری داشته باشد. کشورهای مصر و اردن در حال حاضر با این رژیم ارتباط دارند و کسی منکر واقعیت وجودی این رژیم نیست.»(حیدرزاده نائینی،147:1380-146) البته وی در خصوص روابط ترکیه با این رژیم، تأکید داشته است که این روابط نباید به ضرر کشور ثالث باشد.

ث) مواضع و رویکرد حزب عدالت و توسعه در خصوص مسأله فلسطین

همزمان با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال 2002، تغییراتی در نوع نگاه ترکیه نسبت به رژیم صهیونیستی به وجود آمده و آنکارا سیاستی فعال‌تر را به نفع فلسطینی‌ها در پیش‌گرفته است. اردوغان با «تروریسم دولتی» خواندن سیاست‌های رژیم صهیونیستی در کرانه باختری و نوار غزه، آشکارا به انتقاد از سیاست‌های رژیم صهیونیستی در این مناطق پرداخته و درعین‌حال به ایجاد پیوندهای نزدیک‌تر با رهبران فلسطینی دست‌زده است. در تاریخ 4 ژانویه 2005، عبدالله گل، وزیر امور خارجه وقت ترکیه از مقر دولت خودگردان فلسطین در رام الله بازدید و پس از ملاقات با مسئولان فلسطینی، تأکید کرد که: «تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی، بهترین راه تأمین صلح و امنیت است.»(مرکز مطالعات و هم‌اندیشی زیتونه بیروت، 48:1390) به نظر ترکیه، تنها راه دستیابی به صلح، توافق جامع مبتنی بر همزیستی بین دو دولت فلسطین و رژیم صهیونیستی بوده و دستیابی به توافق صلح بر اساس قطعنامه‌های شورای امنیت و سازمان ملل متحد، بهترین راه‌حل مناقشه اعراب و رژیم صهیونیستی است. در جریان بیست و دومین اجلاس عادی سران عرب که در شهر «سرت» لیبی در اواخر ماه مارس 2010 برگزار شد، اردوغان که در این اجلاس به‌عنوان میهمان شرکت کرده بود، اظهار داشت: «ما به‌عنوان کشور ترکیه نمی‌توانیم در برابر تحوّلاتی که در خاورمیانه در جریان است بی‌تحرک باقی بمانیم. بزرگ‌ترین مشکل سرنوشت‌ساز که ایجاب می‌کند سریعاً برای آن، راه­حلی در منطقه ما اندیشیده شود، مشکل فلسطین است. قدس، نور چشم این نقطه جغرافیایی و کل جهان اسلام و اولین قبله مسلمانان است و هرگز نمی‌توان تجاوز رژیم صهیونیستی به قدس را پذیرفت. اعلام قدس به‌عنوان پایتخت از سوی وزیر کشور رژیم صهیونیستی، در واقع نوعی دیوانگی است و این اظهارات هرگز ما را ملزم نمی‌کند بلکه آن‌ها را به انزوا می‌کشاند. رژیم صهیونیستی با این موضع‌گیری نه ‌تنها قوانین بین‌المللی را زیر پا می‌گذارد بلکه همزمان، احساسات بشری، تاریخ و وجدان را نیز نادیده می‌گیرد. ما نباید فراموش کنیم تا زمانی که قدس در آتش می‌سوزد، فلسطین نیز می‌سوزد و تا زمانی که فلسطین می‌سوزد، منطقه خاورمیانه را به آتش می‌کشد و تا زمانی که منطقه خاورمیانه در آتش شعله‌ور باشد، جهان نمی‌تواند به صلح و امنیت برسد. من بار دیگر یادآور می‌شوم که ما به‌عنوان کشور ترکیه، آرمان به‌حق فلسطین را از نزدیک، تعقیب و حمایت می‌کنیم، زیرا معتقدیم که حل مسأله فلسطین به‌مثابه کلید استقرار صلح و امنیت در منطقه محسوب می‌شود.»(مرکز مطالعات و هم‌اندیشی زیتونه بیروت،51:1390-48)

چند هفته پس از برگزاری انتخابات در سرزمین‌های فلسطینی در 14 ژانویه 2006، آنکارا میزبان یک هیأت عالی‌رتبه حماس به رهبری خالد مشعل بود.(هژبری،88:1390) موضع ترکیه در قبال تجاوز رژیم صهیونیستی به غزه و همچنین کاروان آزادی غزه به‌روشنی نشان‌دهنده این تغییر رویه در سیاست خارجی ترکیه در اتّخاذ مواضع در همراهی با فلسطینی‌ها می‌باشد.

1- موضع ترکیه در برابر تجاوز به غزه: ترکیه، نقش مستقیم و فعّالی در طول تهاجم 22 روزه رژیم صهیونیستی به نوار غزه (27 دسامبر 2008-18 ژانویه2009) ایفا کرد، زیرا ترکیه یکی از کشورهایی است که بیش از همه مورد قبول طرف‌های مناقشه در منطقه به‌ویژه حماس و رژیم صهیونیستی می‌باشد. ترکیه، عضو غیر دائم شورای امنیت در آن زمان بود و به دلیل رابطه با حماس، می‌توانست نقطه‌نظرهای آن جنبش را منتقل کند. اردوغان، مسئولیت تجاوز به نوار غزه را متوجه رژیم صهیونیستی دانست و آن رژیم را متهم کرد که به‌رغم التزام حماس به شرایط آتش‌بس، شرایط را نقض کرده است. درعین‌حال اردوغان بخشی از مسئولیت را نیز بر عهده حماس قرار داد که با شلیک موشک به شهرک‌های صهیونیستی، موجب شعله‌ور ساختن آتش شده است. اردوغان، موضع رژیم صهیونیستی را در طول تجاوز، غیرانسانی، ظالمانه و غیرقابل‌قبول توصیف کرد و خواستار توقف حملات این رژیم شد.(مرکز مطالعات و هم‌اندیشی زیتونه بیروت،1390: 57) یکی از مهم‌ترین جلوه‌های حمایت ترکیه از فلسطینی‌ها در قضایای ترک اجلاس داووس در تاریخ 29 ژانویه 2009 توسط اردوغان در اعتراض به رفتارهای سرکوبگرانه اسرائیل در غزه و همچنین، کشتی صلح اتفاق افتاد که طی آن‌ها مواضع ضد اسرائیلی آنکارا با حمایت فراگیر بالأخص در جهان عرب همراه شد. به‌ویژه، پس از قضیه حمله نیروهای اسرائیلی به کشتی صلح، موقعیت ترکیه به‌مثابه سمبل مقاومت حق‌طلبانه در برابر اسرائیل به‌سرعت بهبود یافت، به‌نحوی‌که روزنامه پان عربی «القدس العربی» ادعا کرد «اردوغان، عرب‌تر از عرب‌ها» است.(قنبرلو،173:1391-172)

2- حادثه کاروان آزادی غزه، نقطه عطف روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی: حمله رژیم صهیونیستی به کاروان آزادی غزه، در تاریخ 31 مه 2010 توسط ارتش دولت صهیونیستی در آب‌های آزاد و در شرایطی انجام شد که این کاروان قصد شکستن محاصره دریایی نوار غزه و رساندن کمک‌های بشردوستانه را داشت. نه نفر از مسافرین ترک روی کشتی اصلی «ماوی مرمره» طی زدوخوردی کشته شدند. پس‌ازاین حادثه، روابط ترکیه و دولت صهیونیستی در وضعیتی ملتهب قرار گرفت و در ترکیه با خشم عمومی عده زیادی از مردم مواجه شد. به‌طوری‌که در اعتراض به اقدام سربازان دولت صهیونیستی به کنسولگری آن کشور در ترکیه حمله کردند. در پی این حمله، مقامات بلندپایه ترکیه نشست اضطراری تشکیل دادند. همچنین وزارت امور خارجه ترکیه، سفیر رژیم صهیونیستی را در آنکارا فراخواند.

وزارت امور خارجه ترکیه با محکوم کردن شدید حمله دولت صهیونیستی به ناوگان آزادی تصریح کرد که دولت صهیونیستی با این اقدام غیرانسانی و هدف قرار دادن غیرنظامیان نشان داد اهمیتی به حیات انسان‌ها و تلاش‌های صلح دوستانه نمی‌دهد. همچنین این کشور، سفیر خود در رژیم صهیونیستی را فراخواند و سه رزمایش نظامی مشترک خود با دولت صهیونیستی را لغو کرد.(اعتضادالسلطنه،202:1391-200) اردوغان با وقیح خواندن رژیم صهیونیستی به این رژیم هشدار داد که: «به همان اندازه که دوستی ترکیه نیرومند است، دشمنی آن نیز قوی است.»(مرکز مطالعات و هم‌اندیشی زیتونه بیروت،64:1390)

موضع‌گیری ترکیه در مورد ناوگان آزادی، مهم‌ترین ابتکار ترکیه در برابر جهان عرب محسوب می‌شود، زیرا این ابتکار عمل به سیاست خارجی ترکیه، تأثیر و فعالیت بیشتری بخشید و آن را با برخورد ایجابی و مثبت نسبت به مسائل جهان عرب، به‌طورکلی و به‌ویژه مسأله فلسطین متمایز ساخت.(مرکز مطالعات و هم­اندیشی زیتونه بیروت،68:1390)

با همه این اوصاف، روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی از گرم‌ترین روابط موجود در بین کشورهای خاورمیانه است و این مواضع انتقادی مقامات ترک نسبت به جنایات رژیم صهیونیستی نباید ما را از اهمیت روابط استراتژیکی بین دو طرف غافل کند.

نتیجه‌گیری

توجه به مسأله فلسطین و انتقاد از رژیم صهیونیستی با رسیدن اسلام‌گراها به قدرت در ترکیه از دهه 1990 به بعد روند رو به افزایشی پیدا کرده و توازن روابط خارجی ترکیه را بیشتر به نفع فلسطینی‌ها تغییر داده است. بررسی عملکرد سیاست خارجی حزب رفاه در خصوص مسأله فلسطین، نشان‌دهنده این است که اربکان اجازه نداشت در خصوص رابطه با رژیم صهیونیستی که جزو حوزه‌های انحصاری برای ارتش این کشور می‌باشد، دخالت کند و ارتش نیز حاضر نبود که اختیار روابط ترکیه و رژیم صهیونیستی را در دستان اربکان قرار دهد. انتقادات اربکان از رژیم صهیونیستی و حمایت از فلسطینی‌ها فقط در حد تبلیغات برای اقناع طرفداران حزب باقی ماند و هیچ‌گاه جنبه عملی به خود نگرفت. می‌توان سیاست اربکان و حزب رفاه در خصوص مسأله فلسطین را «حمایت از فلسطینی‌ها و سازمان‌های مبارز فلسطینی و تلاش برای کاهش سطح روابط ترکیه با رژیم صهیونیستی» نامید که با موفقیت اندک و ناچیزی برای حزب رفاه همراه بود.

حزب عدالت و توسعه با در نظر گرفتن مواضع و اقداماتی که سرانجام به انحلال حزب رفاه منجر شد «سیاست متوازن‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی و فلسطینی‌ها را با هدف افزایش نفوذ و تأثیرگذاری خود در معادلات منطقه‌ای» پیگیری کرده است. حزب عدالت و توسعه برخلاف سکولارها که هویت بومی ترکیه را نادیده می‌گرفتند با ایفای نقش مثبت و میانجی­گرانه در مسائل  منطقه‌ای همچون مسأله فلسطین، پشتیبانی مردمی گسترده‌ای را در داخل ترکیه به دست آورده و در عرصه منطقه‌ای نیز توانسته است نقش خود را به‌عنوان میانجی صلح بین فلسطینی‌ها و رژیم صهیونیستی تثبیت کند. دکتر حسرت دیکیجی بیلگین، استاد دانشگاه اوکان ترکیه در مقاله‌ای که در آن به بررسی تطبیقی گرایش‌های اسلام‌گرایانه در سیاست خارجی دو حزب رفاه و عدالت و توسعه پرداخته است در بررسی تطبیقی سیاست خارجی اربکان و اردوغان در قبال رژیم صهیونیستی مطرح می‌کند که سیاست اربکان در این زمینه، روشن و مشخص بود و وی خواهان لغو توافق‌ها و قراردادهای موجود بین ترکیه و رژیم صهیونیستی بود. امّا سیاست اردوغان در مورد رژیم صهیونیستی یک سیاست خارجی ترکیبی است که در عین ارتباطات گسترده با این رژیم، انتقادات تندی را نیز علیه آن مطرح می‌کند.(Dikici Bilgin, 2008: 416)

احزاب اسلام‌گرای ترکیه با توجه به خواست عمومی مردم ترکیه که از خاستگاه اسلامی با مردم فلسطین همراهی و همدردی می‌کنند، عموماً در مواضعشان رویکرد ایجابی و مثبتی در قبال مسأله فلسطین دارند. مواضع حزب رفاه در قبال مسأله فلسطین، بیشتر حالت شعاری و اقناعی برای طرفدارانش داشت و با توجه به ساختار سیاسی ترکیه، قابلیت اجرایی پیدا نکرد. این حزب، نزدیک‌ترین موضع را به جمهوری اسلامی ایران در خصوص مسأله فلسطین داشته است و همچون ایران، حضور رژیم صهیونیستی را عامل ناامنی و بی‌ثباتی‌های گسترده در منطقه خاورمیانه می‌داند. در این میان، حزب عدالت و توسعه موضعی محافظه­کارانه و میانه را اتخاذ کرده و در حین حمایت از فلسطینی‌ها و انتقاد از رفتار رژیم صهیونیستی در قبال فلسطینی‌ها تمایلی ندارد تا رابطه با این رژیم را به‌خصوص در حوزه‌های اقتصادی و نظامی قطع کند. در دوره حزب عدالت و توسعه، حزب یک سیاست خارجی عمل‌گرایانه در راستای منافع ملی ترکیه را در خصوص مسأله فلسطین در پیش گرفته است و پس از شروع بیداری اسلامی نیز با توجه به کاهش نقش مصر به‌عنوان قدرت تأثیرگذار اصلی در روند صلح اعراب و رژیم صهیونیستی به خاطر درگیر شدن این کشور با مسائل داخلی خود، ترکیه تلاش کرد از این خلأ به وجود آمده برای افزایش نفوذ و تأثیرگذاری خود در امور منطقه‌ای نهایت استفاده را ببرد که نمونه آن را می‌توان در میانجی­گری­های ترکیه بین رژیم صهیونیستی و گروه‌های مقاومت اسلامی همچون حماس در جنگ‌های غزه مشاهده کرد. در مورد میزان شکست و موفقیت این سیاست‌ها نیز بحث‌های زیادی وجود دارد که پرداختن به آن‌ها، بحث دیگری را می‌طلبد و از حوصله این متن خارج است.

در پایان، نتایج پژوهش در قالب جدول بر مبنای سه شاخص سیاست کلی، رابطه با رژیم صهیونیستی و توجه به مسأله فلسطین برای خوانندگان ارایه می­شود.



_______________________________________

منابع


-عضو هیأت علمی و استادیار گروه مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران. رایانامه: m.koushki@ut.ac.ir2-کارشناس ارشد مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا دانشگاه تهران. رایانامه: mostafaranjbar69@yahoo.com
الف) فارسی
- اعتضادالسلطنه، نوژن (1391)، احزاب اسلامی و چشم‌انداز لائیسیته در ترکیه، تهران: انتشارات چاپخش.
- آقاعلیخانی، مهدی (پاییز 1390)، «نقش و جایگاه ترکیه در روند صلح خاورمیانه با تأکید بر دوره 2010-2002»، فصلنامه تخصصی علوم سیاسی، شماره 16.
- علیرضا آقا حسینی، محمود رضا رهبر قاضی، رضا محموداوغلی و زهره مرندی (زمستان 1390)، «فرآیند بسیج سیاسی جنبش‌های اسلام‌گرایانه در ترکیه»، فصلنامه آفاق امنیت، سال چهارم، شماره 13.
- برزگر، کیهان (تابستان 1378)، «پیشینه فعالیت‌های شهری حزب رفاه: ارزیابی و عملکرد شهری اسلام‌گرایان در ترکیه»، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، شماره 18.
- بشیریه، حسین (1393)، آموزش دانش سیاسی، چاپ یازدهم، تهران: نشر نگاه معاصر.
- جمعی از نویسندگان مرکز مطالعات و هم‌اندیشی زیتونه بیروت (1390)، ترکیه و مسأله فلسطین(از نگاه دیگران)، ترجمه علی جنّتی، تهران: مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.
- جنابی، سروش (1384)، اسلام‌گرایان میانه‌رو در ترکیه، تهران: مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور.
- حیدرزاده نائینی، محمدرضا (1380)، تعامل دین و دولت در ترکیه، تهران: وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات.
- دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه (1388)، کتاب سبز جمهوری ترکیه، تهران: وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات.
- رابینسون، گلن.ای (1376)، «دولت و جامعه مدنی در خاورمیانه (بخش 1): آیا اسلام‌گرایان می‌توانند دموکرات باشند؟ بررسی تجربه اردن»، ترجمه حمید احمدی، مجله اطلاعات سیاسی و اقتصادی، شماره 125 و 126.
- زارع، محمدرضا (1387)، علل رشد اسلام‌گرایی در ترکیه، تهران: مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور.
- سلامتی، اعظم (1389)، سیاست خارجی اسلام‌گرایان ترکیه، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
- طاهری، محمد (تابستان 1391)، «فلسطین در انگاره منافع ملّی ترکیه»، فصلنامه مطالعات فلسطین، شماره 17.
- فلّاح زاده، محمدهادی (1384)، آشنایی با کشورهای اسلامی: ترکیه، تهران: انتشارات مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران.
- قنبرلو، عبدالله (زمستان 1391)، «ملاحظات امنیت ملّی و غرب‌گرایی در سیاست خارجی ترکیه»، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال پانزدهم، شماره4.
- قوام، سید عبدالعلی (1392)، سیاست شناسی: مبانی علم سیاست، چاپ چهارم، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت).
- گزارش تحلیلی از پیروزی حزب اسلام‌گرای عدالت و توسعه در ترکیه (1386)، تهیه ‌شده در گروه مطالعات اوراسیا، مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور.
- مؤمنی، میر قاسم (1384)، کتاب خاورمیانه(2): ویژه حضور رژیم صهیونیستی در مناطق هم‌جوار ایران، تهران: مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران.
- نامور حقیقی، علیرضا (1372)، پژوهشی پیرامون روند تحوّلات اسلام‌گرایی در ترکیه، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی بین‌المللی.
- نورالدین، محمد (1382)، ترکیه جمهوری سرگردان، ترجمه صغرا روستایی، تهران: مؤسسه مطالعات اندیشه‌سازان نور.
- واعظی، محمود (تابستان 1387)، «تجربه جدید در ترکیه، تقابل گفتمان‌ها»، فصلنامه راهبرد، شماره 47.
- واحدی، الیاس (1384)، کتاب آسیا(4)(ویژه مسائل ترکیه)، تهران: مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران.
- هژبری، محمدعلی (تابستان 1390)، «راهبرد سیاست خارجی ترکیه:منطقه اجدادی،اتحاد اروپایی یا جهان عربی؟»، فصلنامه تخصصی-پژوهشی مرکز فرهنگی قفقاز، سال دوّم، شماره6.
- هیوود، اندرو (1392)، سیاست، ترجمه عبدالرحمان عالم، چاپ سوم، تهران: نشر نی.
ب) ترکی استانبولی
- Adalet ve Kalkınma Partisi Resmi İnternet Sitesi .(2014)  Parti Programı. Retrieved July 24, 2014, from http://www.akparti.org.tr/site/akparti/parti-programi
- HÜRRİYET - TÜRKİYE'NİN AÇILIŞ SAYFASI.(2014) Türkiye Cumhurbaşkanlığı Seçimi. Retrieved September 09, 2014, from http://www.hurriyet.com.tr/cumhurbaskanligisecimi
- Türkiye Büyük Millet Meclisi Kütüphane Ve Arşiv Başkanlığı. (1995) Refah Partisi Seçim Beyannamesi. Retrieved July 27, 2014, from
http://www.tbmm.gov.tr/eyayin/GAZETELER/WEB/KUTUPHANEDE%20BULUNAN%20DIJITAL%20KAYNAKLAR/KITAPLAR/SIYASI%20PARTI%20YAYINLARI/199601072%20RP%20SECIM%20BEYANNAMESI%201995/199601072%20RP%20SECIM%20BEYANNAMESI%201995.pdf
- Türkiyenin Seçim Portali. (2014) Genel Seçim Sonuçları 2007 & 2011. Retrieved July 25, 2014, from www.genelsecim.org/GenelSecimSonuclari.asp?SY=2011
ج) انگلیسی
- Amitina, Valeriia (2012), Between East and West: Turkey’s Foreign Policy in a Multipolar World, Master thesis  of Arts in European Studies.Lund University.  Scania. Sweden
- Dikici Bilgin, Hasret (2008). Foreign Policy Orientation of Turkey's Pro-Islamist Parties: A Comparative Study of the AKP and Refah, Turkish Studies,9:3, 407 – 421
- Küçükcan, Talip, and Müjge Küçükkeleş (2012, April).  European Perceptions of Turkish Foreign Policy. SETA, Siyaset, Ekonomi ve Toplum Araştırmaları Vakfı, 10, 1-46.

نام:
ایمیل:
* نظر: