آخرین اخبار
کد خبر: ۳۱۱۷۳۱
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۹
دوهفته نامه رویداد و گزارش شماره522
انتخابات 6 ژوئن ترکیه، یک شگفتی سیاسی در 13 سال اخیر در ترکیه و بعد از کودتای 1960، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی این کشور محسوب می شود. نظام ترکیه، پارلمانی است و نخست وزیر، قدرت اجرایی را در دست دارد.

احمد کاظمی
مقدمه
انتخابات 6 ژوئن ترکیه، یک شگفتی سیاسی در 13 سال اخیر در ترکیه و بعد از کودتای 1960، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی این کشور محسوب می شود. نظام ترکیه، پارلمانی است و نخست وزیر، قدرت اجرایی را در دست دارد. در این سیستم، احزاب برای اینکه بتوانند وارد پارلمان شوند باید حد نصاب را کسب کنند. تنها تفاوت حاکم در این نوع سیستم، حد نصاب است که متغیر است. ترکیه، بیشترین میزان حد نصاب را دارد که 10درصد است. دلیل استفاده ترکیه از این نوع سیستم انتخاباتی به سیاست‌هایی برمی گردد که نسبت به اقلیت های قومی و مذهبی داشتند. سیستم انتخاباتی امروز ترکیه، محصول کودتای 1980 و کودتای 1960 است. ژنرال کنعان اورن در سال 1980 در ترکیه کودتا کرد. وی هفت سال، رئیس جمهور ترکیه بود. اورن این حد نصاب را برای عدم ورود اقلیت های قومی و مذهبی به پارلمان وضع کرده بود.

با این سیستم انتخاباتی در ترکیه، حزب عدالت و توسعه توانست 258 کرسی از 550 کرسی پارلمان ترکیه را به دست آورد. قبل از انتخابات پارلمانی ترکیه، اردوغان به دنبال آن بود تا 367 کرسی را به  دست آورد که انتظار بعیدی بود. حزب عدالت و توسعه در اوج قدرت در سال 2002  توانسته بود 311 کرسی را به دست آورد. اگر حزبی این تعداد رای (367) را به دست آورد قانون اساسی را بدون همه پرسی می‌تواند تغییر دهد. اگر حزبی 330 کرسی را داشته باشد می‌تواند درخواست همه پرسی کند و اگر 275 کرسی را به دست آورد، می تواند به تنهایی دولت تشکیل دهد. قدرت حزب عدالت و توسعه در 13 سال این بود که تمام انتخابات پارلمانی را با بیش از 276 کرسی به دست بیاورد و به تنهایی تشکیل دولت دهد. شگفتی سیاسی انتخابات اخیر ترکیه این بود که 18 کرسی کمتر از دوره قبل به دست آورد و برای اولین بار نمی تواند به تنهایی دولت تشکیل بدهد. این موضوع سرآغاز تحولات در ترکیه است که از آن به عنوان عدم قطعیت سیاسی در جامعه ترکیه یاد می شود.

الف) جریان‌های انتخاباتی وارد شده به پارلمان اخیر ترکیه
1- حزب عدالت و توسعه (AKP): با شعار "مردم برای ما کافی هستند" در انتخاب شرکت کرد و شعار سیاسی این حزب، تغییر نظام سیاسی پارلمانی به نظام ریاستی بود.

2- حزب جمهوری خواه خلق (CHP): این حزب، اولین و قدیمی ترین حزب در ترکیه است که مصطفی کمال پاشا (آتاتورک) در سال 1923 تاسیس کرده بود. شعار حزب جمهوری خواه خلق، وعده های اقتصادی و بحث افزایش حقوق بازنشستگان، کاهش بیکاری، قیمت سوخت و نیز در مسائل سیاسی با بحث انتقاد از سیاست خارجی اردوغان در منطقه خاورمیانه و اروپا بود که در نهایت توانست 132 کرسی و 26 درصد آرا را به دست آورد.

3- حزب حرکت ملی (MHP): یک حزب ملی گرا است. این حزب با شعار دفاع از وطن و عدم سازش با کردها و پ .ک .ک وارد پارلمان و صاحب 810 کرسی شد.

4- حزب دموکراتیک خلق ها (HDP): حزبی کردی است. این جریان توانست مانند حزب حرکت ملی، 80 تا کرسی را به دست آورد. این حزب عمدتا مخالف تغییر نظام پارلمانی ترکیه است. این گروه سعی دارد تا خود را به عنوان یک حزب پیشرو نه تنها در احیای اهداف کردها بلکه همه اقلیت های ترکیه معرفی کند.
احزاب دیگر عبارتند از: حزب سعادت که وارث نجم‌الدین اربکان است و نتوانست 10 درصد را به دست آورد و جریانی که در قالب تشکل انتخاباتی حضور نداشت ولی در نتایج آرای ترکیه مهم بود جریان علوی ها بود.

ب) پیامدهای پیروزی حزب عدالت و توسعه
پیروزی حزب عدالت و توسعه در ترکیه یک حادثه بسیار تحول ساز بوده است. این حزب در شرایطی در ترکیه به قدرت رسید که این کشور در چندین دهه از دولت‌های ائتلافی رنج می برد. دولت هایی که اکثر آن ها به پایان عمر قانونی خود نرسیدند. حزب عدالت و توسعه توانست به شکنندگی و بی ثباتی سیاسی به مدت 13 سال پایان دهد. این نکته مثبت دولت عدالت و توسعه است. بحث بعدی دستاوردهای اقتصای بود. قبل از این که بحران جهانی شروع شود، ترکیه درگیر بحران جهانی اقتصاد بود. کمال درویش در آن زمان، معاون بانک جهانی بود. او را به وزارت رساندند و او نتوانست در دولت اجویت بر این بحران غالب شود. با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، رشد اقتصادی ترکیه چند برابر شد و این حزب کارنامه نسبتا موفقی را در ده سال به نمایش گذاشت و مهم تر از آن، بحث انحلال احزاب بود که موضوع بسیار مهمی  بود که به آن پایان داد. حزب دموکراتیک خلق ها در ترکیه به قدرت رسید و اگر حزب عدالت و توسعه تغییراتی در جهت جلوگیری از قانون انحلال احزاب انجام نداده بود، منحل می شد. (احزابی که خارج از تفکرات لائیک بودند با خطر انحلال مواجه بودند.) این مسأله که چنین حزب کردی در انتخابات شرکت می‌کند یکی از دستاوردهای  دولت عدالت و توسعه است.

پ) عوامل شکست حزب عدالت و توسعه در انتخابات
عواملی که موجب شد تا حزب عدالت و توسعه با وجود چنین دستاوردهایی شکست بخورد به دو عامل داخلی و خارجی تقسیم می شود.
1- عوامل داخلی
در عوامل داخلی، کردها اولین عامل هستند. تحلیل محتوای آرایی که حزب عدالت و کردها در استان های مختلف و خصوصا استانبول و اقلیم های کرد نشین به دست آوردند، نشان می دهد که کردها بخش اعظمی از کرسی های عدالت و توسعه را نصیب خودشان کرده بودند. حزب عدالت در سال 2011 در مناطق کرد نشین، 58 کرسی را به دست آورد و در انتخابات اخیر، تنها 32 کرسی به دست آورد. حزب عدالت و توسعه در استانبول، 11 کرسی در انتخابات سال 2011  داشت و در انتخابات 2015، 9 کرسی را به حزب دموکراتیک خلق واگذار کرد. حزب دموکراتیک در آن زمان، 30 کرسی و در انتخابات اخیر، 59 کرسی را به دست آورد یعنی 29 کرسی افزایش داشت.

عواملی که باعث شد تا کردها به حزب عدالت و توسعه رای ندهند مربوط به اقدامات سیاسی است که دولت عدالت و توسعه انجام داده است. مهم ترین آن مربوط به مباحث کردی مانند حوادث کوبانی است که نوع برخوردی که دولت با کردها داشت و نیز تجاوزات جنگنده های ترکیه به مناطق کرد نشین در سال 2011 بود. در این سال، تجاوز جنگنده های ترکیه به روستای اولودره موجب کشته شدن 34 نفر غیر نظامی و کودک شد. این حوادث از دلایل ناراضی شدن کردها از این حزب به شمار می آید. مهم تر از آن، مذاکرات کردی بود. تناقض های سیاسی اردوغان برای مطالعه جالب است. زمانی که حزب عدالت و توسعه روی کار آمد، اردوغان به مهم ترین استان کرد نشین سفر کرد. وی در آن جا اظهار داشت که مسأله کردی در جامعه ترکیه وجود دارد. اکنون اردوغان اعلام می کند موضوعی به نام موضوع کرد در ترکیه وجود ندارد.

دلیل دیگر این بود که دولت ترکیه از لحاظ پرداخت اقتصادی به مناطق کرد نشین، اقدامات قابل توجهی انجام داده بود. اما آن چیزی که تاثیر بسزایی داشت، مجموعه عواملی همچون فضای عاطفی بود که کردها اعلام کردند ما برای اولین بار است که در قالب حزب در انتخابات ترکیه شرکت می کنیم و اگر نتوانیم10درصد را کسب کنیم، کردها برای همیشه شرایط خود در سیاست ترکیه را از دست خواهند داد و این دلایل در نظر افکار عمومی موجب پیروزی کردها شد.

عامل داخلی دوم، نقش علوی ها بود. علوی ها در گذشته به حزب عدالت و توسعه و احزاب سکولار رای می دادند. اما در این انتخابات به سمت کردها گرایش پیدا کردند. بخش زیادی از علوی ها کرد هستند. دلیل دیگر، موضع‌گیری ترکیه علیه دولت سوریه بود چراکه دولت سوریه برگرفته از طیف علوی‌ها است. دلیل بعدی، رفتارهایی بود که ترکیه در برخی از مسائل علیه ایران داشت مانند توهین در لفافه اردوغان علیه رهبر انقلاب اسلامی ایران که بر روی نگاه علوی ها تاثیرگذار بود. علت بعد، عدم به رسمیت شناختن علوی ها به عنوان مذهب در ترکیه است. اردوغان یکی از پل‌های مهم استانبول را به نام "یاووز سلطان سلیم"2 نام‌گذاری کرد. سلطان سلیم به کشتن علوی ها در ترکیه مشهور است و این امر باعث نارضایتی علوی ها و عدم رای به حزب عدالت و توسعه شد.

عامل دیگر شکست حزب عدالت و توسعه، مسأله اقتصادی است. این حزب در ده سال اول عمر سیاسی خود موفق بوده است. در سه سال اخیر اکثر آمارها نشان می دهد با افزایش بیکاری و کاهش ارزش لیر، فعالیت بنگاه های اقتصادی ترکیه دچار افت قابل توجهی شدند. در سال 2002، رقم بدهی‌های خارجی ترکیه 64 میلیارد دلار بود. این رقم در سال 2014 میلادی به 117 میلیارد رسید. همچنین در 5 ماه اخیر، 105 هزار بنگاه درآمدی در ترکیه ورشکسته شدند.
بحث دیگر، عملکرد اردوغان در عرصه سیاست داخلی ترکیه بود. اردوغان در طول تاریخ ترکیه، اولین رئیس جمهوری بود که به صورت آشکار در انتخابات ترکیه دخالت کرد. در قانون اساسی ترکیه آمده است که رئیس جمهور، فردی حزبی نباشد و چنین شخصی حق دخالت در انتخابات را ندارد. اردوغان به عنوان رئیس جمهور ترکیه در تجمع های انتخاباتی حزبی شرکت می کرد. این سوء استفاده سیاسی، تاثیرات بسزایی داشت و مهم تر از آن، عملکردی است که وی در یک سال اخیر داشته است. نوع برخورد اردوغان با مخالفان و ابراز اقتدارگرایی با مردم، دلیل دیگر عدم موفقیت حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمان بود. اندیشکده های غربی یکی از محورهایی را که باعث شکست حزب عدالت و توسعه در انتخابات شد، به ریاست جمهوری رسیدن اردوغان دانستند.

مسأله بعد، فساد مالی اطرافیان اردوغان است. این مسأله به علت درگیری حزب عدالت و توسعه با جریان فتح ا... گولن باعث شد تا فساد مالی چهار تن از وزرا و نزدیکان وی مطرح شود که بسیار تاثیر داشت. جدایی بعضی از شخصیت های مطرح حزب عدالت و توسعه مثل عبدا... گل از اردوغان نیز مزید بر علت شد. احمد سور که یکی از چهره های سیاسی حزب عدالت و توسعه است در کتابی با نام "12 سال با عبدا... گل" زوایای اختلاف های وی با اردوغان را تشریح کرده است و نشان می دهد سیاست هایی که اردوغان در سه سال اخیر داشته است، حتی  در خود حزب انتقاداتی را علیه وی مطرح کردند.

2- عوامل خارجی
مهم‌ترین دلیل خارجی عدم موفقیت حزب عدالت و توسعه در انتخابات، حمایت از داعش است. نکته بعد، فیلم های افشاگرایانه ای است که در مورد کمک تسلیحاتی و تدارکاتی ترکیه به داعش منتشر شد و موجی از نفرت عمومی از این حزب را برانگیخت. دلیل سوم، مداخلات ترکیه در سوریه و عراق است که نقطه مشترک منتقدان حزب عدالت و توسعه بود. دلیل بعدی، داستان یک دقیقه ای درگیری لفظی اردوغان با شیمون پرز در اجلاس داووس بود که توانست بخش قابل توجهی از افکار جهان اسلام را مصادره کند. بعد از آن برخلاف دو سه سال اخیر، بحث روابط ترکیه با رژیم صهیونیستی بسیار آزار دهنده بود. در جنگ 51 روزه نوار غزه بسیاری از جنگنده هایی که غزه را بمباران می‌کردند در فضای استان قونیه ترکیه آموزش دیده بودند. نوع روابطی که ترکیه با رژیم صهیونیستی داشت در سال 1996 پایه‌ریزی شده بود و این روابط علی رغم اینکه یک دولت اسلام گرا سرکار بود، در عمل هیچ اقدامی که به رژیم صهیونیستی فشار بیاورد انجام نداد.

 در فضای تبلیغاتی که دولت عدالت و توسعه علیه رژیم صهیونیستی ایجاد کرده بود، نه تنها حتی یک قرارداد نظامی و اقتصادی میان ترکیه و اسرائیل لغو نشد بلکه افزایش هم پیدا کرد. در عین حال، شکست ترکیه در مصر که نتوانست پروژه توسعه اخوان المسلمین را در منطقه جلو ببرد و موضع گیری های ترکیه علیه مصر بعد از شکست اخوانیون در مصر داشته نتوانست در تقویت جایگاه این حزب کمک کند. مسأله بعد، پرونده نسل کسی ارامنه است. در اوایل دولت عدالت و توسعه، اردوغان اظهار داشت که درصدد عادی سازی روابط با ارمنستان و نیز کلیه همسایگان این کشور است. ارامنه بر سر موضوع نسل کشی در سیاست خارجی برای ترکیه هزینه های فراوانی ایجاد کرد. ارامنه توانستند بحث نسل کشی را نه تنها در کشورهای اروپایی به رسمیت  بشناسند  بلکه در کشور سوییس و فرانسه، انکار این نسل کشی، جرم و قابل پیگیری است. بحث بعدی، پرونده اتحادیه اروپا است که تمام دولت های ترکیه از این پرونده برای افزایش آرای انتخابات استفاده کردند. حزب عدالت و توسعه در این پرونده، 35 سر فصل مذاکره را با اتحادیه اروپا ارائه داده بودند اما به جز 12 فصل، پیشرفتی نکرد. بنابراین پرونده سیاست خارجی در ابعاد مختلف نه در سوریه، عراق و داعش بلکه در موضوعات مختلف کاملا برای حزب عدالت و توسعه هزینه ساز بوده است. موفقیتی که این حزب در اوایل داشت، توانسته بود روابط اقتصادی را به عنوان یک اهرم مهم جا بیاندازد زیرا مدل توسعه در ترکیه بر اساس توسعه صادرات است و همین امر به خاطر اشتباهاتی که در بحث پرونده های منطقه داشت مشکل ساز شده است.

ت) تاثیر انتخابات پارلمانی بر سیاست خارجی ترکیه
اردوغان به تنهایی نمی تواند دولت تشکیل دهد. سه مدل تشکیل دولت در نظام ترکیه قابل پیش‌بینی است. پیش بینی آینده سیاسی ترکیه بسیار سخت است و حتی پژوهشگران ترکیه برآورد دقیقی ندارند. نخست، مدل دولت ائتلافی است که حزب عدالت و توسعه با یکی از احزاب رقیب دولت، ائتلاف تشکیل دهد. این نوع ائتلاف می‌تواند چهار مدل داشته باشه یعنی با چهار حزبی که در بالا اشاره شد ائتلاف کند یا اینکه سه حزب دیگری که وارد شدند با یکدیگر ائتلاف کنند و حزب عدالت و توسعه را از پارلمان و دولت بیرون بگذارند. هر کدام از این چهار مدل، دشواری خاص خود را دارند.

حزب حرکت ملی و حزب دموکراتیک خلق، متضاد یکدیگر هستند. حزب حرکت ملی، حزب دموکراتیک خلق را یک حزب تروریست و تجزیه طلب می داند و بنابراین این دو نمی توانند ائتلاف تشکیل دهند. در عین حال حزب عدالت و توسعه با حزب جمهوری خلق که لائیک است، تعارض دارد. حزب عدالت و توسعه با حزب خلق بر سر مسأله کردها اختلاف دارد و گفته است حاضر به ائتلاف نیست. اگر ائتلافی تشکیل شود میان دو حزب عدالت و توسعه و حرکت ملی خواهد بود چرا که از لحاظ تئوریک، نزدیک به هم هستند ودر بسیاری از مسائل ملی، نگاه مشترک دارند. پیش از این هم سابقه همکاری در موضوع لغو قانون ممنوعیت حجاب در دانشگاه‌ها را در سال 2008 داشتند. در خوشبینانه‌ترین حالت می توان گفت که عمر دولت ائتلافی بیش از چهار سال نیست.
گزینه دیگر، دولت اقلیت است. یعنی اینکه حزب عدالت و توسعه به تنهایی دولت تشکیل دهد که با وجود کرسی های فعلی این امر میسر نیست و لازمه آن این است که در پارلمان رای‌گیری شود که باید یک حزب حمایت کند و آن حزب نیز بدون گرفتن امتیازات اساسی سیاسی، حاضر به حمایت نخواهد شد. اگر این مورد اجرایی می شد در چارچوب دولت ائتلافی می‌توانست شکل بگیرد.

گزینه سوم این است که دولت ائتلافی و دولت اقلیت تشکیل نشود و آن وقت انتخابات زودهنگام برگزار خواهد شد. اعتقاد بر این است که حزب عدالت و توسعه درصدد است تا شرایطی را ایجاد کند که انتخابات زودهنگام انجام شود. جمع بندی بعضی از نخبگان حزب بر این است که فضای رسانه ای ترکیه را که بر آن مسلط هستند، طوری هدایت کنند که تکثیر بی ثباتی سیاسی و تبعات آن بی ثباتی را که در دهه های 80 و 90 میلادی به جهت همین دولت های شکننده بوده است یادآور شوند. اقدام دیگر این است که کسانی را که از حزب، بریدند یا به خاطر مسائلی نظیر بازنشستگی کنار کشیدند مجدد در بحث انتخابات بیاورند تا بتوانند 18 کرسی جدید را از آن خود کنند و به تنهایی تشکیل دولت دهند. نوع خیزی که اردوغان به سمت مسائل سوریه و کردها برداشته است نشان می دهد که اگر بخواهند آن رویکرد ادامه پیدا کند حتما این سناریو را در پیش می گیرند. البته این راهبرد نوعی خطر محسوب می شود زیرا ممکن است نتیجه عکس دهد و کرسی های آن ها کم تر شود.
بنابر این ترکیب دولت ائتلافی آینده ترکیه بر سیاست خارجی ترکیه تاثیر گذار خواهد بود. اما یک چیز را می‌شود مشخص کرد و آن این است که تمام احزاب، در پرونده سوریه و عراق منتقد حزب عدالت بودند و اگر دولت ائتلافی تشکیل دهند پیش بینی می شود که در سوریه و عراق از تندی کاسته شود.

سیاست خارجی ترکیه به شکل سنتی در چارچوب کمالیسم بوده است. نخبگان کمالیسم معتقد به صلح در داخل و صلح در خارج هستند. نگاهی که سیاست خارجی کمالیستی در ترکیه داشت همان نگاه ترکیه در چارچوب ناتو و اتحادیه اروپا، همکاری استراتژیک با آمریکا بود. نگاه کمالیستی، مخالف مداخله در مسائل خاورمیانه بوده و وارد شدن از دیدگاه مذهبی و فرقه‌ای است. انتقادی که کمالیست ها به عدالت و توسعه دارند این است که دولت اردوغان، سیاست خارجی ترکیه را بر پایه فرقه گرایی در خاورمیانه به وجود می آورد.

گزینه دوم که از دوران دوم حزب عدالت و توسعه در حال پیگیری است بحث نئو عثمانیسم است. منتقدها می گویند دولت عدالت در قالب نئو عثمانیسم، درصدد تشکیل یک امپریالیسم ترکی در خاورمیانه است و مکان هایی را که امپراتوری عثمانی در آن جا نفوذ داشته است، با قابلیت فرهنگی و نفوذ تاریخی خود استفاده کند و یک امپریالیسم ترکی را در قالب نئو عثمانیسم ایجاد کند. طرفداران عدالت و توسعه این را بحث را رد می کنند و می گویند آن چیزی که در چارچوب نئو عثمانیسم مدنظر دارند این است که از نفوذ معنوی، تاریخی و فرهنگی استفاده کرده و اقتصاد ترکیه را رشد دهیم که به دنبال آن تاثیر سیاسی نیز داریم.
سیاست خارجی ترکیه وابسته به دولت ائتلافی است. تجربه نشان می دهد که در دوره گذار ترکیه، ساختار حاکمیتی قدرت بیشتری پیدا می کند که اگر یک قدم مهم را در سیاست خارجی بردارد که هزینه داشته باشد، دولتی وجود ندارد که هزینه آن را پرداخت کند. دولت فعلی داود اوغلو این راهبرد را پیگیری می کند.

در حال حاضر تحولات به طوری است که علی رغم حمایت‌های ترکیه از داعش و گروه های تکفیری، کردها توانسته‌اند آرایش ژئوپولیتیکی منطقه را تغییر دهند. این مسأله برای ترکیه بسیار خطرناک است و علت آن این است که وقتی تل ابیض را گرفتند، یکی از راه های لوجستیکی داعش از سمت ترکیه بسته می شود. مهم ترین ارتباط بین کوبانی و جزیره در شمال سوریه برقرار می شود و راه برای تشکیل خودمختاری کردهای سوریه ایجاد خواهد شد ضمن اینکه کردهای سوریه عمدتا طرفدار دولت بشار اسد هستند و قوی شدن آن ها در نزدیک الرقه که مرکز خلافت داعش است، برای ترکیه بسیار خطرناک است.

داود اوغلو معمار سیاست خارجی ترکیه است. در کتابی که وی دارد دو محور را مطرح می کند: یکی بحث «عمق استراتژیک» و دیگر «مشکل صفر با همسایگان». با بررسی سیاست خارجی ترکیه در این چهار سال اخیر این دو محور نقض شده است. زمانی که دولت اول عدالت و توسعه روی کار آمد، با ارمنستان و یونان بر بر سر دریای اژه اختلاف داشتند. اکنون شاهد هستیم آن دو مورد در حاشیه هستند و پرونده های جدیدی ایجاد شده است که خلاف عقاید معمار سیاست خارجی ترکیه است.

1- متن پیش رو، مکتوب سخنرانی آقای احمدکاظمی کارشناس مسایل ترکیه و قفقاز و مدیر واحد پژوهش‌های کاربردی برون مرزی صدا و سیما است که تحت همین عنوان در صدوششمین نشست هم اندیشی موسسه تحقیقات و پژوهش‌های سیاسی علمی ندا در تاریخ 94/04/09 ایراد شد. آقای علیرضا نادری، کارشناس محترم موسسه ندا نیز زحمت تدوین و تنظیم آن را بر عهده داشتند.

2- دولت اردوغان در خرداد ماه 1392، سومین پل معلق بر روی تنگه بسفر در شهر استانبول را به نام" یاووز سلطان سلیم" نام گذاری رد که با اعتراض شدید علویان ترکیه مواجه شد. یاووز به معنای برنده، قاطع و ثابت قدم و لقب سلطان سلیم یکم (1520-1465) است. سلطان سلیم در سال 1512 و به تحریک مسیحیان به ایران حمله و بیش از 40هزار علوی شیعه را قتل عام کرد. (موسسه ندا)
نام:
ایمیل:
* نظر: